سفارش تبلیغ
صبا ویژن
نادانى بود به دنیا آرمیدن و ناپایدارى آن را دیدن و کوتاهى در کار نیک با یقین به پاداش آن زیان است ، و اطمینان به هر کس پیش از آزمودن او ، کار مردم ناتوان . [نهج البلاغه]
لوگوی وبلاگ
 

دسته بندی موضوعی یادداشتها
 
مجله آرامش-آبان1392-شماره نهم ، مجله آرامش-بهمن1392-شماره دهم ، «{دوره جدید،ش1،فروردین1395}» ، « {د ج،ش12،فروردین ماه1396خورشیدی} » ، مجله آرامش-اسفند1391-شماره اول ، مجله آرامش-اسفند1392-شماره یازدهم ، «{دوره جدید،ش6،شهریور 1395}» ، «{دوره جدید،ش4،تیرماه 1395}» ، « { ش27 ، شهریورماه1398خورشیدی } » ، « {ش18-اسفند1396خورشیدی} » ، مجله آرامش-فروردین1392-شماره دوم ، « مجله آرامش-شهریور1393-شماره17 » ، « مجله آرامش-مهر93-شماره18» ، مجله آرامش-فروردین1393-شماره دوازدهم ، مجله آرامش-خرداد1392-شماره چهارم ، مجله آرامش-خرداد1393-شماره چهاردهم ، مجله آرامش-اردیبهشت1393-شماره سیزدهم ، مجله آرامش-مهر1392-شماره هشتم ، (مجله آرامش-تیر1393-شماره 15) ، «{دوره جدید،ش2،اردیبهشت1395}» ، مجله آرامش-تیر1392-شماره پنجم ، رضاشاه ، پهلوی اول ، تاریخ ایران زمین ، اخلاق در قرآن ، اخلاق در قرآن ، قرآن ، آزادی و حقوق بشر ، قرآن ، آزادی و حقوق بشر ، « {دوره جدید،ش11،اسفند 1395خورشیدی} » ، « {دوره جدید،ش7،مهر 1395} » ، « { ش23 ، اسفند ماه 1397خورشیدی } » ، مجله آرامش-مرداد1392-شماره ششم ، شعر و ادبیات متعهد و مردمی ، مجله آرامش-اردیبهشت92-شماره سوم ، « {ش17-بهمن1396خورشیدی} » ، « مجله آرامش-آذر93-شماره19» ، « {دوره جدید،ش9،دی1395} » ، « {جدید-ش14-خرداد96ش} » ، « {ش16-آذر1396خورشیدی} » ، « { ش24 ، فروردین 1398خورشیدی } ، « { ش20- تیرماه1397خورشیدی } » ، « {دوره جدید،ش10،بهمن 1395خورشیدی} » ، « { ش22 ، بهمن ماه1397خورشیدی } » ، «مجله آرامش-مرداد1393-شماره16» ، پاسخ به سوالات و شبهات قرآنی ، تاریخ ایران زمین ، پهلوی اول ، رضاشاه ، تبریک و تهنیت دوستانه... ، آزادی ، حقوق بشر ، قرآن ، ویروس کرونا؟! ، « { ش 29 ، فروردین 1399خورشیدی } » ، « {جدید،ش13،اردیبهشت1396خورشیدی} » ، « {ش19-اردیبهشت ماه1397شمسی ، « مجله آرامش-بهمن93-شماره20 » ، «{دوره جدید،ش3،خرداد1395}» ، «{دوره جدید،ش5،مرداد 1395}» ، « {ش19-اردیبهشت ماه1397شمسی » ، « {ش19-اردیبهشت ماه1397شمسی} » ، « {ش15-تیرماه1396خورشیدی} » ، « {دوره جدید،ش8/ 30آذر95خورشیدی} » ، « { ش20- مرداد ماه1397خورشیدی } » ، « { ش 28 ، آبان ماه 1398خورشیدی } » ، « { ش 28 ، دی ماه 1398خورشیدی } » ، « { ش24 ، فروردین 1398خورشیدی } » ، « { ش25 ، اردیبهشت 1398خورشیدی } » ، « { ش26 ، مرداد1398خورشیدی } » ، مناسبتهای ملی و میهنی ، مجله آرامش-شهریور1392-شماره هفتم ، تسلیت ، پرتوی از قرآن حکیم ،

آمار و اطلاعات

بازدید امروز :408
بازدید دیروز :277
کل بازدید :266014
تعداد کل یاداشته ها : 441
100/2/1
10:18 ع
مشخصات مدیروبلاگ
 
aramesh[59]

خبر مایه
بایگانی وبلاگ
 
« اسفند1391-شماره اول »[32] « فروردین1392-شماره دوم »[11] « اردیبهشت1392-شماره سوم »[4] « تیر1392-شماره پنجم »[9] خرداد1392-شماره چهارم[10] « مرداد1392-شماره ششم »[6] « شهریور1392-شماره هفتم »[1] « مهر1392-شماره هشتم »[8] « آبان1392-شماره نهم »[107] « بهمن1392-شماره دهم »[66] « اسفند1392-شماره یازدهم »[26] « فروردین1393-شماره دوازدهم »[10] « اردیبهشت1393-شماره سیزدهم »[9] « خرداد1393-شماره چهاردهم »[9] « مجله آرامش-تیر1393-شماره 15 »[7] « مجله آرامش-مرداد1393-شماره 16 »[3] « مجله آرامش-شهریور1393-شماره 17 »[11] « مجله آرامش-مهر93-شماره18»[13] « مجله آرامش-آذر93-شماره19»[5] « مجله آرامش-بهمن93-شماره20 »[4] «{دوره جدید،ش1،فروردین1395}»[45] «{دوره جدید،ش2،اردیبهشت1395}»[7] «{دوره جدید،ش3،خرداد1395}»[2] «{دوره جدید،ش4،تیرماه 1395}»[19] «{دوره جدید،ش5،مرداد 1395}»[2] «{دوره جدید،ش6،شهریور 1395}»[21] « {دوره جدید،ش7،مهر 1395} »[5] « {دوره جدید،ش8/ 30آذر95خورشیدی} »[1] « {دوره جدید،ش9،دی 1395} »[2] « {دوره جدید،ش10،بهمن1395} »[4] « {دوره جدید،ش11،اسفند1395} »[6] « {د ج،ش12،فروردین ماه1396خورشیدی} »[36] « {جدید،ش13،اردیبهشت1396خورشیدی} »[2] « {جدید-ش14-خرداد96ش} »[3] « {ش15-تیرماه1396خورشیدی} »[1] « {ش16-آذر1396خورشیدی} »[3] « {ش17-بهمن1396خورشیدی} »[4] « {ش۱۸-اسفند1396خورشیدی} »[16] « {ش19-اردیبهشت ماه1397خ»[4] « { ش20- تیرماه1397خورشیدی } »[3] « { ش21- مرداد ماه1397خورشیدی } »[1] « { ش22 ، بهمن ماه1397خورشیدی } »[2] « { ش23 ، اسفند ماه 1397خورشیدی } »[6] « { ش24 ، فروردین 1398خورشیدی } »[4] « { ش25 ، اردیبهشت1398خورشیدی } »[1] « { ش26 ، مرداد1398خورشیدی } »[1] « { ش27 ، شهریورماه1398خورشیدی } »[17] « { ش 28 ، آبان ماه 1398خورشیدی } »[1] « { ش 29 ، دی ماه 1398خورشیدی } »[1] « { ش 30 ، فروردین 1399خورشیدی } »[7] « { ش 31 ، اردیبهشت 1399خورشیدی } »[2] 《 ش32-شهریور 1399خورشیدی 》[1] 《 ش33-مهر 1399خورشیدی 》[1] 《 ش34-آبان 1399خورشیدی 》[4] 《 ش35- آذر 1399خورشیدی 》[2] « ش36 ، اسفند 1399خورشیدی »[1] « شماره37، فروردین1400خورشیدی »[10]
لوگوی دوستان
 

پیوند دوستان
 
مجله آرامش « تارنمای شخصی مهدی گل محمدی » مجله پیام توحید لحظه های آبی( سروده های فضل ا... قاسمی) هواداران بازی عصر پادشاهان ( Kings-Era.ir ) پایگاه تحلیلی( فصل انتظار) مهندس محی الدین اله دادی یا صاحب الزمان (عج) بلوچستان جاده های مه آلود پایگاه خبری تحلیلی فرزانگان امیدوار سایت اطلاع رسانی دکتر رحمت سخنی Dr.Rahmat Sokhani قیدار شهر جد پیامبراسلام قاصدک نشریه حضور مسیر عرشیان تراوشات یک ذهن زیبا پاتوق دوستان غزل عشق کلینیک تخصصی پوست و تناسب اندام-ایده آل بابای آسمانی محمد قدرتی یه دختره تنها شاه تورنیوز Note Heart غزلیات محسن نصیری(هامون) ... یاس ... wanted دفتر احسان رویابین تینا!!!! عرفان وادب کاروجدان allah is my lord منتظر باران فرهنگی بهار عشق شناخت کافی ღای دریغاღ خط خطی ها عدالت جویان نسل بیدار سینا حاج زاده HADAFE SORKH ghamzade رویایی زندگی کردن... جامع ترین وبلاگ خبری مقاله های تربیتی ارتــــش ســــرخ///AK زازران ♥®♥شایگان خواندنی های ایران جهان دانشجو دانشجوی میکروبیولوژی 91 دانشگاه آزاد اشکذر آسمان آبی پنجره ای رو به باغ مجله پارسی نامه سرویس وبلاگ نویسی پارسی بلاگ مجله الکترونیکی گوناگون مجله جهان داستان آموزش زبان دات کام مجاز نیوز طب سنتی خبرگزاری آریا تارنمای مهدی گل محمدی-2 سرزمین عجایب-برترین ترفندهای وب آموزش بورس

غزلیات مولوی ::  غزل شماره 3

 

ای دل چه اندیشیده‌ای در عذر آن تقصیرها

زان سوی او چندان وفا زین سوی تو چندین جفا

 

زان سوی او چندان کرم زین سو خلاف و بیش و کم

زان سوی او چندان نعم زین سوی تو چندین خطا

 

زین سوی تو چندین حسد چندین خیال و ظن بد

زان سوی او چندان کشش چندان چشش چندان عطا

 

چندین چشش از بهر چه تا جان تلخت خوش شود

چندین کشش از بهر چه تا دررسی در اولیا

 

از بد پشیمان می‌شوی الله گویان می‌شوی

آن دم تو را او می‌کشد تا وارهاند مر تو را

 

از جرم ترسان می‌شوی وز چاره پرسان می‌شوی

آن لحظه ترساننده را با خود نمی‌بینی چرا

 

گر چشم تو بربست او چون مهره‌ای در دست او

گاهی بغلطاند چنین گاهی ببازد در هوا

 

گاهی نهد در طبع تو سودای سیم و زر و زن

گاهی نهد در جان تو نور خیال مصطفی

 

این سو کشان سوی خوشان وان سو کشان با ناخوشان

یا بگذرد یا بشکند کشتی در این گرداب‌ها

 

چندان دعا کن در نهان چندان بنال اندر شبان

کز گنبد هفت آسمان در گوش تو آید صدا

 

بانک شعیب و ناله‌اش وان اشک همچون ژاله‌اش

چون شد ز حد از آسمان آمد سحرگاهش ندا

 

گر مجرمی بخشیدمت وز جرم آمرزیدمت

فردوس خواهی دادمت خامش رها کن این دعا

 

گفتا نه این خواهم نه آن دیدار حق خواهم عیان

گر هفت بحر آتش شود من درروم بهر لقا

 

گر رانده آن منظرم بستست از او چشم ترم

من در جحیم اولیترم جنت نشاید مر مرا

 

جنت مرا بی‌روی او هم دوزخست و هم عدو

من سوختم زین رنگ و بو کو فر انوار بقا

 

گفتند باری کم گری تا کم نگردد مبصری

که چشم نابینا شود چون بگذرد از حد بکا

 

گفت ار دو چشمم عاقبت خواهند دیدن آن صفت

هر جزو من چشمی شود کی غم خورم من از عمی

 

ور عاقبت این چشم من محروم خواهد ماندن

تا کور گردد آن بصر کو نیست لایق دوست را

 

اندر جهان هر آدمی باشد فدای یار خود

یار یکی انبان خون یار یکی شمس ضیا

 

چون هر کسی درخورد خود یاری گزید از نیک و بد

ما را دریغ آید که خود فانی کنیم از بهر لا

 

روزی یکی همراه شد با بایزید اندر رهی

پس بایزیدش گفت چه پیشه گزیدی ای دغا

 

گفتا که من خربنده‌ام پس بایزیدش گفت رو

یا رب خرش را مرگ ده تا او شود بنده خدا

پایان.


93/7/20::: 12:35 ع
نظر()
  
  

خاقانی :: غزل شماره222

 

تا چند ستم رسیده باشم

 چون سایه ز خود رمیده باشم

 

 لب بسته گلو گرفته

چون نای نالان و ستم رسیده باشم

 

 انصاف بده چرا ننالم

کانصاف ز کس ندیده باشم

 

 چند از سگ ابلق شب و رو

ز افتاده? سگ گزیده باشم

 

چند از پی آب‌دست هر خس

چون بلبله قد خمیده باشم

 

 تا کی چو ترازو از زبانی

 در گردن زه کشیده باشم

 

طیار شوم زبان ببرم

تا راست روی گزیده باشم

 

 چون صبح و محک به راست گویی

 گویای زبان بریده باشم

 

گوئی که ز غم مجوش و مخروش

 این پند بسی شنیده باشم

 

 درجوش و خروش ابر و بحرم

 نتوانم کرمیده باشم

 

 خاقانی دلفکارم آری

 اندیک نه شوخ‌دیده باشم

پایان.


93/7/20::: 12:22 ع
نظر()
  

سنایی :: مدح امیرالمومنین علی‌(‌ع‌)

 

بود حیدر در مدینه علم

حافظ و خازن خزینه? علم

 

جان جود و جهان علم او بود

بحر فضل و مکان حلم او بود

 

زو ظفر یافته مسلمانی

ملت کفر ازو به نقصانی

 

«‌اقتلوالمشرکین‌» فرو خوانده

به سر تیغ حکم آن رانده

 

شور و شر در دیار کفرافکند

شاخ بدعت زبیخ و بن برکند

پایان.


  

سنایی :: در فضیلت عدالت

 

عدل شمعی بود جهان افروز

ظلم شه آتشی ممالک سوز

 

رخنه در ملک شاهی آرد ظلم

در ممالک تباهی آرد ظلم

 

شه چو ظالم بود نپاید دیر

زود گردد برو مخالف چیر

 

ظلم تا در جهان نهاد قدم

عافیت شد در آرزوی عدم

 

عدل تا سایه از جهان برداشت

خوشدلی رخت از این مکان برداشت

 

مادر خرمی عقیم بماند

غصه در سینه‌ها مقیم بماند

 

جگر اهل دل پر از خون شد

دل ارباب فضل محزون شد

 

در جهانی که هست کون و فساد

در کشیدند رخ‌، صلاح و سداد

 

دورگردون نگرکه جون دون شد

جنبش اختران دگرگون شد

 

برکشید آسمان لئیمان را

تیره کرد اختر کریمان را

 

خاک بر تارک ضعیفان بیخت

آبروی همه شریفان ریخت

 

این لئیمان که سر برآوردند

عادت و رسم دیگر آوردند

 

همه از دانش است دعویشان

لیک بی دانشی است معنیشان

 

علمشان بهر فتنه انگیزی است

فضلشان از برای خونریزی است

 

بوی گند آید از فضایلشان

دیو بگریزد از شمایلشا ن

 

خویشتن ناشناس و بی‌ادبند

همه آزار خلق را سببند

 

آنچه بینی که مشتری نظرند

گه زکیوان نحس‌، نحس‌ترند

 

هم زبانشان زفحش آموده

هم درونشان به خبث آلوده

 

عالمی پر زدیو و دد بینی

جمله مست شراب خود بینی

 

هر یکی همچو دیو درنگ و پوی

همه دور از خدا و دنیا جوی

 

تو چه کوبی چنانکه ایشانند؟

بکن اندیشه نامسلمانند

 

این گروه دگر که مظلومند

اندرین روزگار محرومند

 

همه سرکشته و پریشانند

خسته تیغ ظلم ایشانند

 

آهشان سوخت سقف گردون را

اشکشان دجله ساخت‌ هامون را

 

عجب ارآهشان اثر نکند

درود دلشان جهان سقر نکند

 

هست آن را که هست نادانتر

کار او از همه به سامانتر

 

وآنکه داند که کار دنیا چیست

یکنفس خوش نمی‌تواند پست


  

یبقی مع الکفر ولایبقی مع الظلم

بازدیدم که ظالمان بودند

در جهان هفته‌ای نیاسودند

 

زانکه او ظالم و مسلمان بود

خلق‌، عاجز، خدای ناخشنود

 

چشم دل بازکن زروی یقین

ظلم حجاج (‌و) عدل کسری بین

 

این یکی کافر و پسندیده

وین مسلمان ولی نکوهیده

 

ظلم از هرکه هست نیک‌،‌بد است

وانکه ار ظالم است نیک بد است

 

هر کجا عدل روی بنمودست

نعمت اندر جهان بیفزودست

 

هر کجا ظلم رخت افکنده است

مملکت را زبیخ پرکنده است

 

عدل بازوی شه قوی دارد

قامت ملک مستوی دارد

 

شاعر :: سنایی

مبع :: گنج نما


93/7/20::: 11:38 ص
نظر()
  

بنام خدا

عید سعید غدیر را به همه آزادگان و همه شیعیان اهل عشق و معرفت و عمل به راه و رسم مولی الموحدین حضرت امیر المومنین امام علی(ع) تبریک و شادباش عرض می نماییم.

مبارک-مبارک-مبارک.

 

عید بزرگ امامت و ولایت به شیعیان علوی مبارک و فرخنده باد.

 

عید فرخنده غدیر خم ،عید فرمان بسیار مهم و بشریت سازحضرت حق ، بصورت وحی به پیامبر-مبنی بر رهبری و امامت و جانشینی بلافصل امام علی{ع} را به همه اندیشمندان منصف-آگاه و آزاده جهان تبریک و شادباش عرض می نماییم.

مبارک-مبارک-مبارک...........................................

 

از طرف :: مدیر مجله و همه نویسندگان وبلاگ گروهی مجله آرامش{ آرامش=مدیرمجله + امید+ علی+ ایرانی + سید محمد حسینی + بهار و باران}20/7/1393


93/7/20::: 11:27 ص
نظر()
  

فروغ فرخزاد :: شب و هوس

 

در انتظار خوابم و صد افسوس

خوابم به چشم باز نمی آید

اندوهگین و غمزده می گویم

شاید ز روی ناز نمی آید

 

 

چون سایه گشته خواب و نمی افتد

در دامهای روشن چشمانم

می خواند آن نهفته? نامعلوم

در ضربه های نبض پریشانم

 

 

مغروق این جوانی معصومم

مغروق لحظه های فراموشی

مغروق این سلام نوازشبار

در بوسه و نگاه و همآغوشی

 

 

می خواهمش در این شب تنهایی

با دیدگان گمشده در دیدار

با درد ، درد ساکت زیبایی

سرشار ، از تمامی خود سرشار

 

 

می خواهمش که بفشردم بر خویش

بر خویش بفشرد من شیدا را

بر هستیم بپیچد ، پیچد سخت

آن بازوان گرم و توانا را

 

 

در لابلای گردن و موهایم

گردش کند نسیم نفسهایش

نوشد ، بنوشد که بپیوندم

با رود تلخ خویش به دریایش

 

 

وحشی و داغ و پر عطش و لرزان

چون شعله های سرکش بازیگر

در گیردم ، به همهمه در گیرد

خاکسترم بماند در بستر

 

 

در آسمان روشن چشمانش

بینم ستاره های تمنا را

در بوسه های پر شررش جویم

لذات آتشین هوسها را

 

 

می خواهمش دریغا ، می خواهم

می خواهمش به تیره ، به تنهایی

می خوانمش به گریه ، به بی تابی

می خوانمش به صبر ، شکیبایی

 

 

لب تشنه می دود نگهم هر دم

در حفره های شب ، شب بی پایان

او ، آن پرنده ، شاید می گرید

بر بام یک ستاره? سرگردان

 

منبع :: سایت گنج نما-آثار فروغ فرخزاد-دفتر اسیر

پایان.


  

سوره هود -متن فارسی ترجمه قرآن کریم-/ترجمه :: آیتی

 

بسم الله الرحمن الرحیم

  

  

 

 

الف، لام، را. کتابى است با آیاتى استوار و روشن از جانب حکیمى آگاه.{1}

 

 

که جز خداى یکتا را نپرستید، من از جانب او بیم‌دهنده شما و نیز مژده‌دهنده‌اى براى شما هستم.{2}

 

 

و نیز از پروردگارتان آمرزش بخواهید و به درگاهش توبه کنید، تا شما را از رزقى نیکو -تا آنگاه که مقرر است- برخوردارى دهد. و هر شایسته انعامى را نعمت دهد. و اگر رویگردان شوید، بر شما از عذاب روز بزرگ بیمناکم.{3}

 

 

بازگشتتان به خداست و او بر هر کارى تواناست.{4}

 

 

آگاه باش که اینان صورت برمى گردانند تا راز دل خویش پنهان دارند، حال آنکه بدان هنگام که جامه‌هاى خود در سر مى‌کشند خدا آشکار و نهانشان را مى‌داند، زیرا او به راز دلها آگاه است.{5}

 

 

هیچ جنبنده‌اى در روى زمین نیست، جز آنکه روزى او بر عهده خداست، و موضع و مکانش را مى‌داند، زیرا همه در کتاب مبین آمده است.{6}

 

 

اوست که آسمانها و زمین را در شش روز آفرید و عرش او بر روى آب بود. تا بیازماید کدام یک از شما به عمل نیکوتر است. و اگر بگویى که بعد از مرگ زنده مى‌شوید، کافران گویند که این جز جادویى آشکار نیست.{7}

 

 

 

و اگر چندگاهى عذابشان را به تأخیر بیفکنیم مى‌پرسند: چه چیز مانع آن شده است؟ آگاه باشید چون عذابشان فرا رسد، آن را باز نگردانند، و آنچه مسخره‌اش مى‌کردند آنان را در بر خواهد گرفت.{8}

 

 

 

اگر به انسان رحمتى بچشانیم، آنگاه از او بازش گیریم، مأیوس مى‌شود و کفران مى‌ورزد.{9}

 

 

 

و اگر پس از سختى و رنج، نعمت و آسایشى به او بچشانیم، مى‌گوید: ناگواریها از من دور شده است. و در این حال، شادمان است و فخر مى‌فروشد،{10}

 

 

 

مگر کسانى که شکیبایى ورزیدند و کارهاى نیکو کردند، که آمرزش و مزد بزرگ از آن آنهاست.{11}

 

 

 

مباد که برخى از چیزهایى را که بر تو وحى کرده‌ایم واگذارى و بدان دلتنگ باشى که مى‌گویند: چرا گنجى بر او افکنده نمى‌شود؟ و چرا فرشته‌اى همراه او نمى‌آید؟ جز این نیست که تو بیم‌دهنده‌اى بیش نیستى و خداست که کارساز هر چیزى است.{12}

 

 

 

یا آنکه مى‌گویند که از خود برمى‌بافد و به دروغ به خدا نسبتش مى‌کند. بگو: اگر راست مى‌گویید، جز خدا هر که را که توانید به یارى بطلبید و ده سوره مانند آن به هم بربافته، بیاورید.{13}

 

 

 

پس اگر شما را اجابت نکردند، بدانید که قرآن به علم خدا نازل شده و نیز هیچ خدایى جز او نیست. آیا تسلیم مى‌شوید؟{14}

 

 

 

آنان که زندگى و زینت این دنیا را بخواهند، پس همه مزد کردارشان را در این جهان مى‌دهیم و در آن نقصانى نمى‌بینند.{15}

 

 

 

اینان کسانى هستند که در آخرت جز آتش نصیبى ندارند و هر چه کرده‌اند ناچیز شود و هر چه به جاى آورده‌اند باطل است.{16}

 

 

 

آیا آن کس که از جانب پروردگار خویش دلیلى روشن دارد و زبانش بدان گویاست و پیش از این کتاب موسى که خود پیشوا و رحمتى بوده است بدان شهادت داده، با آن کس که دلیلى ندارد برابر است؟ ایشان به آن کتاب روشن ایمان مى‌آورند. و هر گروه دیگرى که به او کافر شود، جایگاهش در آتش است. در آن شک مکن، که حق است و از جانب پروردگارت آمده است. ولى بیشتر مردم ایمان نمى‌آورند.{17}

 

 

 

چه کس ستمکارتر از آن کسى است که به خدا دروغ مى‌بندد؟ اینان را به پروردگارشان عرضه خواهند داشت و شاهدان گواهى خواهند داد که اینانند که بر پروردگارشان دروغ مى‌بسته‌اند. هان، لعنت خدا بر ستمکاران باد؛{18}

 

 

 

آنان که مردم را از راه خدا بازمى‌دارند و راه خدا را منحرف مى‌خواهند و به آخرت ایمان ندارند؛{19}

 

 

 

اینان نمى‌توانند در روى زمین از خداى بگریزند و جز او هیچ یاورى ندارند، عذابشان مضاعف مى‌شود. نه توان شنیدن داشته‌اند و نه توان دیدن.{20}

 

 

 

اینان به خویشتن زیان رسانیدند و آنچه را که به دروغ خدا مى‌خواندند از دست داده‌اند.{21}

 

 

 

به ناچار در آخرت زیانکارترند.{22} 

 

منبع :: سایت گنج نما

ادامه دارد.


93/7/20::: 10:16 ص
نظر()
  

غزل مولوی :: شماره 2

 

ای طایران قدس را عشقت فزوده بال‌ها

در حلقه سودای تو روحانیان را حال‌ها

در لا احب افلین پاکی ز صورت‌ها یقین

در دیده‌های غیب بین هر دم ز تو تمثال‌ها

افلاک از تو سرنگون خاک از تو چون دریای خون

ماهت نخوانم ای فزون از ماه‌ها و سال‌ها

کوه از غمت بشکافته وان غم به دل درتافته

یک قطره خونی یافته از فضلت این افضال‌ها

ای سروران را تو سند بشمار ما را زان عدد

دانی سران را هم بود اندر تبع دنبال‌ها

سازی ز خاکی سیدی بر وی فرشته حاسدی

با نقد تو جان کاسدی پامال گشته مال‌ها

آن کو تو باشی بال او ای رفعت و اجلال او

آن کو چنین شد حال او بر روی دارد خال‌ها

گیرم که خارم خار بد خار از پی گل می‌زهد

صراف زر هم می‌نهد جو بر سر مثقال‌ها

فکری بدست افعال‌ها خاکی بدست این مال‌ها

قالی بدست این حال‌ها حالی بدست این قال‌ها

آغاز عالم غلغله پایان عالم زلزله

عشقی و شکری با گله آرام با زلزال‌ها

توقیع شمس آمد شفق طغرای دولت عشق حق

فال وصال آرد سبق کان عشق زد این فال‌ها

از رحمه للعالمین اقبال درویشان ببین

چون مه منور خرقه‌ها چون گل معطر شال‌ها

عشق امر کل ما رقعه‌ای او قلزم و ما جرعه‌ای

او صد دلیل آورده و ما کرده استدلال‌ها

از عشق گردون متلف بی‌عشق اختر منخسف

از عشق گشته دال الف بی‌عشق الف چون دال‌ها

آب حیات آمد سخن کاید ز علم من لدن

جان را از او خالی مکن تا بردهد اعمال‌ها

بر اهل معنی شد سخن اجمال‌ها تفصیل‌ها

بر اهل صورت شد سخن تفصیل‌ها اجمال‌ها

گر شعرها گفتند پر پر به بود دریا ز در

کز ذوق شعر آخر شتر خوش می‌کشد ترحال‌ها


93/7/20::: 9:57 ص
نظر()
  
  

غزل شماره 1

ای رستخیز ناگهان وی رحمت بی‌منتها

ای آتشی افروخته در بیشه اندیشه‌ها

امروز خندان آمدی مفتاح زندان آمدی

بر مستمندان آمدی چون بخشش و فضل خدا

خورشید را حاجب تویی اومید را واجب تویی

مطلب تویی طالب تویی هم منتها هم مبتدا

در سینه‌ها برخاسته اندیشه را آراسته

هم خویش حاجت خواسته هم خویشتن کرده روا

ای روح بخش بی‌بدل وی لذت علم و عمل

باقی بهانه‌ست و دغل کاین علت آمد وان دوا

ما زان دغل کژبین شده با بی‌گنه در کین شده

گه مست حورالعین شده گه مست نان و شوربا

این سکر بین هل عقل را وین نقل بین هل نقل را

کز بهر نان و بقل را چندین نشاید ماجرا

تدبیر صدرنگ افکنی بر روم و بر زنگ افکنی

و اندر میان جنگ افکنی فِی اصِطناعٍ لا یُریْ

می‌مال پنهان گوش جان می‌نه بهانه بر کسان

جان رَبِّ خَلِصْنی زنان والله که لاغست ای کیا

خامش که بس مستعجلم رفتم سوی پای علم

کاغذ بنه بشکن قلم ساقی درآمد الصلا

 

http://www.parvizshahbazi.com/

http://www.ganjnama.com/index.html


93/7/20::: 9:27 ص
نظر()
  
  
   1   2      >