سفارش تبلیغ
صبا ویژن
زیور حکمت، بی رغبتی به دنیاست . [امام علی علیه السلام]
لوگوی وبلاگ
 

دسته بندی موضوعی یادداشتها
 
مجله آرامش-آبان1392-شماره نهم ، مجله آرامش-بهمن1392-شماره دهم ، «{دوره جدید،ش1،فروردین1395}» ، « {د ج،ش12،فروردین ماه1396خورشیدی} » ، مجله آرامش-اسفند1391-شماره اول ، مجله آرامش-اسفند1392-شماره یازدهم ، «{دوره جدید،ش6،شهریور 1395}» ، «{دوره جدید،ش4،تیرماه 1395}» ، « { ش27 ، شهریورماه1398خورشیدی } » ، « {ش18-اسفند1396خورشیدی} » ، مجله آرامش-فروردین1392-شماره دوم ، « مجله آرامش-شهریور1393-شماره17 » ، « مجله آرامش-مهر93-شماره18» ، مجله آرامش-فروردین1393-شماره دوازدهم ، مجله آرامش-خرداد1392-شماره چهارم ، مجله آرامش-خرداد1393-شماره چهاردهم ، مجله آرامش-اردیبهشت1393-شماره سیزدهم ، مجله آرامش-مهر1392-شماره هشتم ، (مجله آرامش-تیر1393-شماره 15) ، «{دوره جدید،ش2،اردیبهشت1395}» ، مجله آرامش-تیر1392-شماره پنجم ، رضاشاه ، پهلوی اول ، تاریخ ایران زمین ، اخلاق در قرآن ، اخلاق در قرآن ، قرآن ، آزادی و حقوق بشر ، قرآن ، آزادی و حقوق بشر ، « {دوره جدید،ش11،اسفند 1395خورشیدی} » ، « {دوره جدید،ش7،مهر 1395} » ، « { ش23 ، اسفند ماه 1397خورشیدی } » ، مجله آرامش-مرداد1392-شماره ششم ، شعر و ادبیات متعهد و مردمی ، مجله آرامش-اردیبهشت92-شماره سوم ، « {ش17-بهمن1396خورشیدی} » ، « مجله آرامش-آذر93-شماره19» ، « {دوره جدید،ش9،دی1395} » ، « {جدید-ش14-خرداد96ش} » ، « {ش16-آذر1396خورشیدی} » ، « { ش24 ، فروردین 1398خورشیدی } ، « { ش20- تیرماه1397خورشیدی } » ، « {دوره جدید،ش10،بهمن 1395خورشیدی} » ، « { ش22 ، بهمن ماه1397خورشیدی } » ، «مجله آرامش-مرداد1393-شماره16» ، پاسخ به سوالات و شبهات قرآنی ، تاریخ ایران زمین ، پهلوی اول ، رضاشاه ، تبریک و تهنیت دوستانه... ، آزادی ، حقوق بشر ، قرآن ، ویروس کرونا؟! ، « { ش 29 ، فروردین 1399خورشیدی } » ، « {جدید،ش13،اردیبهشت1396خورشیدی} » ، « {ش19-اردیبهشت ماه1397شمسی ، « مجله آرامش-بهمن93-شماره20 » ، «{دوره جدید،ش3،خرداد1395}» ، «{دوره جدید،ش5،مرداد 1395}» ، « {ش19-اردیبهشت ماه1397شمسی » ، « {ش19-اردیبهشت ماه1397شمسی} » ، « {ش15-تیرماه1396خورشیدی} » ، « {دوره جدید،ش8/ 30آذر95خورشیدی} » ، « { ش20- مرداد ماه1397خورشیدی } » ، « { ش 28 ، آبان ماه 1398خورشیدی } » ، « { ش 28 ، دی ماه 1398خورشیدی } » ، « { ش24 ، فروردین 1398خورشیدی } » ، « { ش25 ، اردیبهشت 1398خورشیدی } » ، « { ش26 ، مرداد1398خورشیدی } » ، مناسبتهای ملی و میهنی ، مجله آرامش-شهریور1392-شماره هفتم ، تسلیت ، پرتوی از قرآن حکیم ،

آمار و اطلاعات

بازدید امروز :414
بازدید دیروز :277
کل بازدید :266020
تعداد کل یاداشته ها : 441
100/2/1
10:38 ع
مشخصات مدیروبلاگ
 
aramesh[59]

خبر مایه
بایگانی وبلاگ
 
« اسفند1391-شماره اول »[32] « فروردین1392-شماره دوم »[11] « اردیبهشت1392-شماره سوم »[4] « تیر1392-شماره پنجم »[9] خرداد1392-شماره چهارم[10] « مرداد1392-شماره ششم »[6] « شهریور1392-شماره هفتم »[1] « مهر1392-شماره هشتم »[8] « آبان1392-شماره نهم »[107] « بهمن1392-شماره دهم »[66] « اسفند1392-شماره یازدهم »[26] « فروردین1393-شماره دوازدهم »[10] « اردیبهشت1393-شماره سیزدهم »[9] « خرداد1393-شماره چهاردهم »[9] « مجله آرامش-تیر1393-شماره 15 »[7] « مجله آرامش-مرداد1393-شماره 16 »[3] « مجله آرامش-شهریور1393-شماره 17 »[11] « مجله آرامش-مهر93-شماره18»[13] « مجله آرامش-آذر93-شماره19»[5] « مجله آرامش-بهمن93-شماره20 »[4] «{دوره جدید،ش1،فروردین1395}»[45] «{دوره جدید،ش2،اردیبهشت1395}»[7] «{دوره جدید،ش3،خرداد1395}»[2] «{دوره جدید،ش4،تیرماه 1395}»[19] «{دوره جدید،ش5،مرداد 1395}»[2] «{دوره جدید،ش6،شهریور 1395}»[21] « {دوره جدید،ش7،مهر 1395} »[5] « {دوره جدید،ش8/ 30آذر95خورشیدی} »[1] « {دوره جدید،ش9،دی 1395} »[2] « {دوره جدید،ش10،بهمن1395} »[4] « {دوره جدید،ش11،اسفند1395} »[6] « {د ج،ش12،فروردین ماه1396خورشیدی} »[36] « {جدید،ش13،اردیبهشت1396خورشیدی} »[2] « {جدید-ش14-خرداد96ش} »[3] « {ش15-تیرماه1396خورشیدی} »[1] « {ش16-آذر1396خورشیدی} »[3] « {ش17-بهمن1396خورشیدی} »[4] « {ش۱۸-اسفند1396خورشیدی} »[16] « {ش19-اردیبهشت ماه1397خ»[4] « { ش20- تیرماه1397خورشیدی } »[3] « { ش21- مرداد ماه1397خورشیدی } »[1] « { ش22 ، بهمن ماه1397خورشیدی } »[2] « { ش23 ، اسفند ماه 1397خورشیدی } »[6] « { ش24 ، فروردین 1398خورشیدی } »[4] « { ش25 ، اردیبهشت1398خورشیدی } »[1] « { ش26 ، مرداد1398خورشیدی } »[1] « { ش27 ، شهریورماه1398خورشیدی } »[17] « { ش 28 ، آبان ماه 1398خورشیدی } »[1] « { ش 29 ، دی ماه 1398خورشیدی } »[1] « { ش 30 ، فروردین 1399خورشیدی } »[7] « { ش 31 ، اردیبهشت 1399خورشیدی } »[2] 《 ش32-شهریور 1399خورشیدی 》[1] 《 ش33-مهر 1399خورشیدی 》[1] 《 ش34-آبان 1399خورشیدی 》[4] 《 ش35- آذر 1399خورشیدی 》[2] « ش36 ، اسفند 1399خورشیدی »[1] « شماره37، فروردین1400خورشیدی »[10]
لوگوی دوستان
 

پیوند دوستان
 
مجله آرامش « تارنمای شخصی مهدی گل محمدی » مجله پیام توحید لحظه های آبی( سروده های فضل ا... قاسمی) هواداران بازی عصر پادشاهان ( Kings-Era.ir ) پایگاه تحلیلی( فصل انتظار) مهندس محی الدین اله دادی یا صاحب الزمان (عج) بلوچستان جاده های مه آلود پایگاه خبری تحلیلی فرزانگان امیدوار سایت اطلاع رسانی دکتر رحمت سخنی Dr.Rahmat Sokhani قیدار شهر جد پیامبراسلام قاصدک نشریه حضور مسیر عرشیان تراوشات یک ذهن زیبا پاتوق دوستان غزل عشق کلینیک تخصصی پوست و تناسب اندام-ایده آل بابای آسمانی محمد قدرتی یه دختره تنها شاه تورنیوز Note Heart غزلیات محسن نصیری(هامون) ... یاس ... wanted دفتر احسان رویابین تینا!!!! عرفان وادب کاروجدان allah is my lord منتظر باران فرهنگی بهار عشق شناخت کافی ღای دریغاღ خط خطی ها عدالت جویان نسل بیدار سینا حاج زاده HADAFE SORKH ghamzade رویایی زندگی کردن... جامع ترین وبلاگ خبری مقاله های تربیتی ارتــــش ســــرخ///AK زازران ♥®♥شایگان خواندنی های ایران جهان دانشجو دانشجوی میکروبیولوژی 91 دانشگاه آزاد اشکذر آسمان آبی پنجره ای رو به باغ مجله پارسی نامه سرویس وبلاگ نویسی پارسی بلاگ مجله الکترونیکی گوناگون مجله جهان داستان آموزش زبان دات کام مجاز نیوز طب سنتی خبرگزاری آریا تارنمای مهدی گل محمدی-2 سرزمین عجایب-برترین ترفندهای وب آموزش بورس

خاقانی :: غزل شماره222

 

تا چند ستم رسیده باشم

 چون سایه ز خود رمیده باشم

 

 لب بسته گلو گرفته

چون نای نالان و ستم رسیده باشم

 

 انصاف بده چرا ننالم

کانصاف ز کس ندیده باشم

 

 چند از سگ ابلق شب و رو

ز افتاده? سگ گزیده باشم

 

چند از پی آب‌دست هر خس

چون بلبله قد خمیده باشم

 

 تا کی چو ترازو از زبانی

 در گردن زه کشیده باشم

 

طیار شوم زبان ببرم

تا راست روی گزیده باشم

 

 چون صبح و محک به راست گویی

 گویای زبان بریده باشم

 

گوئی که ز غم مجوش و مخروش

 این پند بسی شنیده باشم

 

 درجوش و خروش ابر و بحرم

 نتوانم کرمیده باشم

 

 خاقانی دلفکارم آری

 اندیک نه شوخ‌دیده باشم

پایان.


  

سنایی :: مدح امیرالمومنین علی‌(‌ع‌)

 

بود حیدر در مدینه علم

حافظ و خازن خزینه? علم

 

جان جود و جهان علم او بود

بحر فضل و مکان حلم او بود

 

زو ظفر یافته مسلمانی

ملت کفر ازو به نقصانی

 

«‌اقتلوالمشرکین‌» فرو خوانده

به سر تیغ حکم آن رانده

 

شور و شر در دیار کفرافکند

شاخ بدعت زبیخ و بن برکند

پایان.


  

سنایی :: در فضیلت عدالت

 

عدل شمعی بود جهان افروز

ظلم شه آتشی ممالک سوز

 

رخنه در ملک شاهی آرد ظلم

در ممالک تباهی آرد ظلم

 

شه چو ظالم بود نپاید دیر

زود گردد برو مخالف چیر

 

ظلم تا در جهان نهاد قدم

عافیت شد در آرزوی عدم

 

عدل تا سایه از جهان برداشت

خوشدلی رخت از این مکان برداشت

 

مادر خرمی عقیم بماند

غصه در سینه‌ها مقیم بماند

 

جگر اهل دل پر از خون شد

دل ارباب فضل محزون شد

 

در جهانی که هست کون و فساد

در کشیدند رخ‌، صلاح و سداد

 

دورگردون نگرکه جون دون شد

جنبش اختران دگرگون شد

 

برکشید آسمان لئیمان را

تیره کرد اختر کریمان را

 

خاک بر تارک ضعیفان بیخت

آبروی همه شریفان ریخت

 

این لئیمان که سر برآوردند

عادت و رسم دیگر آوردند

 

همه از دانش است دعویشان

لیک بی دانشی است معنیشان

 

علمشان بهر فتنه انگیزی است

فضلشان از برای خونریزی است

 

بوی گند آید از فضایلشان

دیو بگریزد از شمایلشا ن

 

خویشتن ناشناس و بی‌ادبند

همه آزار خلق را سببند

 

آنچه بینی که مشتری نظرند

گه زکیوان نحس‌، نحس‌ترند

 

هم زبانشان زفحش آموده

هم درونشان به خبث آلوده

 

عالمی پر زدیو و دد بینی

جمله مست شراب خود بینی

 

هر یکی همچو دیو درنگ و پوی

همه دور از خدا و دنیا جوی

 

تو چه کوبی چنانکه ایشانند؟

بکن اندیشه نامسلمانند

 

این گروه دگر که مظلومند

اندرین روزگار محرومند

 

همه سرکشته و پریشانند

خسته تیغ ظلم ایشانند

 

آهشان سوخت سقف گردون را

اشکشان دجله ساخت‌ هامون را

 

عجب ارآهشان اثر نکند

درود دلشان جهان سقر نکند

 

هست آن را که هست نادانتر

کار او از همه به سامانتر

 

وآنکه داند که کار دنیا چیست

یکنفس خوش نمی‌تواند پست


  

یبقی مع الکفر ولایبقی مع الظلم

بازدیدم که ظالمان بودند

در جهان هفته‌ای نیاسودند

 

زانکه او ظالم و مسلمان بود

خلق‌، عاجز، خدای ناخشنود

 

چشم دل بازکن زروی یقین

ظلم حجاج (‌و) عدل کسری بین

 

این یکی کافر و پسندیده

وین مسلمان ولی نکوهیده

 

ظلم از هرکه هست نیک‌،‌بد است

وانکه ار ظالم است نیک بد است

 

هر کجا عدل روی بنمودست

نعمت اندر جهان بیفزودست

 

هر کجا ظلم رخت افکنده است

مملکت را زبیخ پرکنده است

 

عدل بازوی شه قوی دارد

قامت ملک مستوی دارد

 

شاعر :: سنایی

مبع :: گنج نما


  

بنام خدا

عید سعید غدیر را به همه آزادگان و همه شیعیان اهل عشق و معرفت و عمل به راه و رسم مولی الموحدین حضرت امیر المومنین امام علی(ع) تبریک و شادباش عرض می نماییم.

مبارک-مبارک-مبارک.

 

عید بزرگ امامت و ولایت به شیعیان علوی مبارک و فرخنده باد.

 

عید فرخنده غدیر خم ،عید فرمان بسیار مهم و بشریت سازحضرت حق ، بصورت وحی به پیامبر-مبنی بر رهبری و امامت و جانشینی بلافصل امام علی{ع} را به همه اندیشمندان منصف-آگاه و آزاده جهان تبریک و شادباش عرض می نماییم.

مبارک-مبارک-مبارک...........................................

 

از طرف :: مدیر مجله و همه نویسندگان وبلاگ گروهی مجله آرامش{ آرامش=مدیرمجله + امید+ علی+ ایرانی + سید محمد حسینی + بهار و باران}20/7/1393


93/7/20::: 11:27 ص
نظر()
  

فروغ فرخزاد :: شب و هوس

 

در انتظار خوابم و صد افسوس

خوابم به چشم باز نمی آید

اندوهگین و غمزده می گویم

شاید ز روی ناز نمی آید

 

 

چون سایه گشته خواب و نمی افتد

در دامهای روشن چشمانم

می خواند آن نهفته? نامعلوم

در ضربه های نبض پریشانم

 

 

مغروق این جوانی معصومم

مغروق لحظه های فراموشی

مغروق این سلام نوازشبار

در بوسه و نگاه و همآغوشی

 

 

می خواهمش در این شب تنهایی

با دیدگان گمشده در دیدار

با درد ، درد ساکت زیبایی

سرشار ، از تمامی خود سرشار

 

 

می خواهمش که بفشردم بر خویش

بر خویش بفشرد من شیدا را

بر هستیم بپیچد ، پیچد سخت

آن بازوان گرم و توانا را

 

 

در لابلای گردن و موهایم

گردش کند نسیم نفسهایش

نوشد ، بنوشد که بپیوندم

با رود تلخ خویش به دریایش

 

 

وحشی و داغ و پر عطش و لرزان

چون شعله های سرکش بازیگر

در گیردم ، به همهمه در گیرد

خاکسترم بماند در بستر

 

 

در آسمان روشن چشمانش

بینم ستاره های تمنا را

در بوسه های پر شررش جویم

لذات آتشین هوسها را

 

 

می خواهمش دریغا ، می خواهم

می خواهمش به تیره ، به تنهایی

می خوانمش به گریه ، به بی تابی

می خوانمش به صبر ، شکیبایی

 

 

لب تشنه می دود نگهم هر دم

در حفره های شب ، شب بی پایان

او ، آن پرنده ، شاید می گرید

بر بام یک ستاره? سرگردان

 

منبع :: سایت گنج نما-آثار فروغ فرخزاد-دفتر اسیر

پایان.


  

سوره هود -متن فارسی ترجمه قرآن کریم-/ترجمه :: آیتی

 

بسم الله الرحمن الرحیم

  

  

 

 

الف، لام، را. کتابى است با آیاتى استوار و روشن از جانب حکیمى آگاه.{1}

 

 

که جز خداى یکتا را نپرستید، من از جانب او بیم‌دهنده شما و نیز مژده‌دهنده‌اى براى شما هستم.{2}

 

 

و نیز از پروردگارتان آمرزش بخواهید و به درگاهش توبه کنید، تا شما را از رزقى نیکو -تا آنگاه که مقرر است- برخوردارى دهد. و هر شایسته انعامى را نعمت دهد. و اگر رویگردان شوید، بر شما از عذاب روز بزرگ بیمناکم.{3}

 

 

بازگشتتان به خداست و او بر هر کارى تواناست.{4}

 

 

آگاه باش که اینان صورت برمى گردانند تا راز دل خویش پنهان دارند، حال آنکه بدان هنگام که جامه‌هاى خود در سر مى‌کشند خدا آشکار و نهانشان را مى‌داند، زیرا او به راز دلها آگاه است.{5}

 

 

هیچ جنبنده‌اى در روى زمین نیست، جز آنکه روزى او بر عهده خداست، و موضع و مکانش را مى‌داند، زیرا همه در کتاب مبین آمده است.{6}

 

 

اوست که آسمانها و زمین را در شش روز آفرید و عرش او بر روى آب بود. تا بیازماید کدام یک از شما به عمل نیکوتر است. و اگر بگویى که بعد از مرگ زنده مى‌شوید، کافران گویند که این جز جادویى آشکار نیست.{7}

 

 

 

و اگر چندگاهى عذابشان را به تأخیر بیفکنیم مى‌پرسند: چه چیز مانع آن شده است؟ آگاه باشید چون عذابشان فرا رسد، آن را باز نگردانند، و آنچه مسخره‌اش مى‌کردند آنان را در بر خواهد گرفت.{8}

 

 

 

اگر به انسان رحمتى بچشانیم، آنگاه از او بازش گیریم، مأیوس مى‌شود و کفران مى‌ورزد.{9}

 

 

 

و اگر پس از سختى و رنج، نعمت و آسایشى به او بچشانیم، مى‌گوید: ناگواریها از من دور شده است. و در این حال، شادمان است و فخر مى‌فروشد،{10}

 

 

 

مگر کسانى که شکیبایى ورزیدند و کارهاى نیکو کردند، که آمرزش و مزد بزرگ از آن آنهاست.{11}

 

 

 

مباد که برخى از چیزهایى را که بر تو وحى کرده‌ایم واگذارى و بدان دلتنگ باشى که مى‌گویند: چرا گنجى بر او افکنده نمى‌شود؟ و چرا فرشته‌اى همراه او نمى‌آید؟ جز این نیست که تو بیم‌دهنده‌اى بیش نیستى و خداست که کارساز هر چیزى است.{12}

 

 

 

یا آنکه مى‌گویند که از خود برمى‌بافد و به دروغ به خدا نسبتش مى‌کند. بگو: اگر راست مى‌گویید، جز خدا هر که را که توانید به یارى بطلبید و ده سوره مانند آن به هم بربافته، بیاورید.{13}

 

 

 

پس اگر شما را اجابت نکردند، بدانید که قرآن به علم خدا نازل شده و نیز هیچ خدایى جز او نیست. آیا تسلیم مى‌شوید؟{14}

 

 

 

آنان که زندگى و زینت این دنیا را بخواهند، پس همه مزد کردارشان را در این جهان مى‌دهیم و در آن نقصانى نمى‌بینند.{15}

 

 

 

اینان کسانى هستند که در آخرت جز آتش نصیبى ندارند و هر چه کرده‌اند ناچیز شود و هر چه به جاى آورده‌اند باطل است.{16}

 

 

 

آیا آن کس که از جانب پروردگار خویش دلیلى روشن دارد و زبانش بدان گویاست و پیش از این کتاب موسى که خود پیشوا و رحمتى بوده است بدان شهادت داده، با آن کس که دلیلى ندارد برابر است؟ ایشان به آن کتاب روشن ایمان مى‌آورند. و هر گروه دیگرى که به او کافر شود، جایگاهش در آتش است. در آن شک مکن، که حق است و از جانب پروردگارت آمده است. ولى بیشتر مردم ایمان نمى‌آورند.{17}

 

 

 

چه کس ستمکارتر از آن کسى است که به خدا دروغ مى‌بندد؟ اینان را به پروردگارشان عرضه خواهند داشت و شاهدان گواهى خواهند داد که اینانند که بر پروردگارشان دروغ مى‌بسته‌اند. هان، لعنت خدا بر ستمکاران باد؛{18}

 

 

 

آنان که مردم را از راه خدا بازمى‌دارند و راه خدا را منحرف مى‌خواهند و به آخرت ایمان ندارند؛{19}

 

 

 

اینان نمى‌توانند در روى زمین از خداى بگریزند و جز او هیچ یاورى ندارند، عذابشان مضاعف مى‌شود. نه توان شنیدن داشته‌اند و نه توان دیدن.{20}

 

 

 

اینان به خویشتن زیان رسانیدند و آنچه را که به دروغ خدا مى‌خواندند از دست داده‌اند.{21}

 

 

 

به ناچار در آخرت زیانکارترند.{22} 

 

منبع :: سایت گنج نما

ادامه دارد.


  

علی را چه بخوانم،

 علی را چه بگویم.

 

در این دنیای مادی بیرحم-

 توان نیست ما را بسراییم از او،-

 او که همه عشق و صفا-

همه لطف به خلق خدا بود.

 

                         *****

ای قلم و ای مغز عافیت اندیش-

بگسل از نفس و هوا،

 پاک شو، آزاده باش-

 و از علی گو آن دم-

که از ذهنت نگذرد،

 جز عشق علی و آل علی{ع}.

 

علی مرد عدالت-

مرد عشق و ایثار،

عالم علم و عمل-

با خودسازی و عشق به خدا،-

در مکتب وحی-

همدم و امید بندگان خدا-

تا ولی حضرت حق یافت مقام-

مقام بس والایی-

که نیاید در قلم و اذهان ما.

 

 

ما شیعیان علوی-

نیست نیازی افسانه سراییم-

علی خود بزرگ است و عزیز-

علی امام بر حق-

امام اول شیعیان علوی،

علی داماد پیغمبر-

بنده پاک و خودساخته حضرت باریتعالی-

علی ولی حضرت حق-

شفاعت گر شیعیان علوی-

همان خودساختگان-

اهل عشق و علم و عمل،

در مکتب امامت -

و ولایت علی و آل علی{ع}.


  

 

(در آغاز،) هیچ کس به موسی ایمان نیاورد، مگر گروهی از فرزندان قوم او; (آن هم) با ترس از فرعون و اطرافیانش، مبادا آنها را شکنجه کنند; زیرا فرعون، برتری‏جویی در زمین داشت; و از اسرافکاران بود! (83)

  

 

موسی گفت: «ای قوم من! اگر شما به خدا ایمان آورده‏اید، بر او توکل کنید اگر تسلیم فرمان او هستید!» (84)

  

 

گفتند: «تنها بر خدا توکل داریم; پروردگارا! ما را مورد شکنجه گروه ستمگر قرار مده! (85)

  

 

و ما را با رحمتت از (دست) قوم کافر رهایی بخش! (86)

  

 

و به موسی و برادرش وحی کردیم که: «برای قوم خود، خانه‏هایی در سرزمین مصر انتخاب کنید; و خانه‏هایتان را مقابل یکدیگر (و متمرکز) قرار دهید! و نماز را برپا دارید! و به مؤمنان بشارت ده (که سرانجام پیروز می‏شوند!)» (87)

  

 

موسی گفت: «پروردگارا! تو فرعون و اطرافیانش را زینت و اموالی (سرشار) در زندگی دنیا داده‏ای، پروردگارا! در نتیجه(بندگانت را) از راه تو گمراه می‏سازند! پروردگارا! اموالشان را نابود کن! و (بجرم گناهانشان،) دلهایشان را سخت و سنگین ساز، به گونه‏ای که ایمان نیاورند تا عذاب دردناک را ببینند!» (88)

  

 

فرمود: «دعای شما پذیرفته شد! استقامت به خرج دهید; و از راه (و رسم) کسانی که نمی‏دانند، تبعیت نکنید!» (89)

  

 

(سرانجام) بنی اسرائیل را از دریا ( رود عظیم نیل) عبور دادیم; و فرعون و لشکرش از سر ظلم و تجاوز، به دنبال آنها رفتند; هنگامی که غرقاب دامن او را گرفت، گفت: «ایمان آوردم که هیچ معبودی، جز کسی که بنی اسرائیل به او ایمان آورده‏اند، وجود ندارد; و من از مسلمین هستم! س‏ذللّه (90)

  

 

(اما به او خطاب شد:) الآن؟!! در حالی که قبلا عصیان کردی، و از مفسدان بودی! (91)

  

 

ولی امروز، بدنت را (از آب) نجات می‏دهیم، تا عبرتی برای آیندگان باشی! و بسیاری از مردم، از آیات ما غافلند! (92)

  

 

(سپس) بنی اسرائیل را در جایگاه صدق (و راستی) منزل دادیم; و از روزیهای پاکیزه به آنها عطا کردیم; (اما آنها به نزاع و اختلاف برخاستند!) و اختلاف نکردند، مگر بعد از آنکه علم و آگاهی به سراغشان آمد! پروردگار تو روز قیامت، در آنچه اختلاف می‏کردند، میان آنها داوری می‏کند! (93)

  

 

و اگر در آنچه بر تو نازل کرده‏ایم تردیدی داری، از کسانی که پیش از تو کتاب آسمانی را می‏خواندند بپرس، به یقین، «حق‏» از طرف پروردگارت به تو رسیده است; بنابر این، هرگز از تردیدکنندگان مباش! (مسلما او تردیدی نداشت! این درسی برای مردم بود!) (94)

  

 

و از آنها مباش که آیات خدا را تکذیب کردند، که از زیانکاران خواهی بود! (95)

  

 

(و بدان) آنها که فرمان پروردگار تو بر آنان تحقق یافته، (و بجرم اعمالشان، توفیق هدایت را از آنها گرفته هرگز) ایمان نمی‏آورند، (96)

  

 

هر چند تمام آیات (و نشانه‏های الهی) به آنان برسد، تا زمانی که عذاب دردناک را ببینند! (زیرا تاریکی گناه، قلبهایشان را فرا گرفته، و راهی به روشنایی ندارند!) (97)

  

 

چرا هیچ یک از شهرها و آبادیها ایمان نیاوردند که (ایمانشان بموقع باشد، و) به حالشان مفید افتد؟! مگر قوم یونس، هنگامی که آنها ایمان آوردند، عذاب رسوا کننده را در زندگی دنیا از آنان برطرف ساختیم; و تا مدت معینی ( پایان زندگی و اجلشان) آنها را بهره‏مند ساختیم. (98)

  

 

و اگر پروردگار تو می‏خواست، تمام کسانی که روی زمین هستند، همگی به(اجبار) ایمان می‏آوردند; آیا تو می‏خواهی مردم را مجبور سازی که ایمان بیاورند؟! (ایمان اجباری چه سودی دارد؟!) (99)

  

(اما) هیچ کس نمی‏تواند ایمان بیاورد، جز به فرمان خدا (و توفیق و یاری و هدایت او)! و پلیدی (کفر و گناه) را بر کسانی قرارمی‏دهد که نمی‏اندیشند. (100)

 

 

بگو: «نگاه کنید چه چیز (از آیات خدا و نشانه‏های توحیدش) در آسمانها و زمین است!» اما این آیات و انذارها به حال کسانی که (به خاطر لجاجت) ایمان نمی‏آورند مفید نخواهد بود! (101)

 

آیا آنها (چیزی) جز همانند روزهای پیشینیان (و بلاها و مجازاتهایشان) را انتظار می‏کشند؟! بگو: «شما انتظار بکشید، من نیز با شما انتظار می‏کشم!» (102)

 

سپس (هنگام نزول بلا و مجازات،) فرستادگان خود و کسانی را که (به آنان) ایمان می‏آورند، نجات می‏دهیم و همین گونه، بر ما حق است که مؤمنان (به تو) را (نیز) رهایی بخشیم! (103)

 

بگو: «ای مردم! اگر در عقیده من شک دارید، من آنهایی را که جز خدا می‏پرستید، نمی‏پرستم! تنها خداوندی را پرستش می‏کنم که شما را می‏میراند! و من مامورم که از مؤمنان باشم! (104)

 

و (به من دستور داده شده که:) روی خود را به آیینی متوجه‏ساز که از هر گونه شرک، خالی است; و از مشرکان مباش! (105)

 

و جز خدا، چیزی را که نه سودی به تو می‏رساند و نه زیانی، مخوان! که اگر چنین کنی، از ستمکاران خواهی بود! (106)

 

و اگر خداوند، (برای امتحان یا کیفر گناه،) زیانی به تو رساند، هیچ کس جز او آن را برطرف نمی‏سازد; و اگر اراده خیری برای تو کند، هیچ کس مانع فضل او نخواهد شد! آنرا به هر کس از بندگانش بخواهد می‏رساند; و او غفور و رحیم است!» (107)

 

بگو: «ای مردم! حق از طرف پروردگارتان به سراغ شما آمده; هر کس (در پرتو آن) هدایت یابد، برای خود هدایت شده; و هر کس گمراه گردد، به زیان خود گمراه می‏گردد; و من مامور (به اجبار) شما نیستم!» (108)

 

و از آنچه بر تو وحی می‏شود پیروی کن، و شکیبا باش (و استقامت نما)، تا خداوند فرمان (پیروزی) را صادر کند; و او بهترین حاکمان است! (109)

 

 

پایان.

 


  

او کسی است که شب را برای شما آفرید، تا در آن آرامش بیابید; و روز را روشنی بخش (تا به تلاش زندگی پردازید) در اینها نشانه‏هایی است برای کسانی که گوش شنوا دارند! (67)

 

گفتند: «خداوند فرزندی برای خود انتخاب کرده است‏»! (از هر عیب و نقص و احتیاجی) منزه است! او بی‏نیاز است! از آن اوست آنچه در آسمانها و آنچه در زمین است! شما هیچ‏گونه دلیلی بر این ادعا ندارید! آیا به خدا نسبتی می‏دهید که نمی‏دانید؟! (68)

 

بگو: «آنها که به خدا دروغ می‏بندند، (هرگز) رستگار نمی‏شوند! (69)

 

بهره‏ای (ناچیز) از دنیا دارند; سپس بازگشتشان بسوی ماست; و بعد، به آنها مجازات شدید به سزای کفرشان می‏چشانیم! (70)

 

سرگذشت نوح را بر آنها بخوان! در آن هنگام که به قوم خود گفت: «ای قوم من! اگر تذکرات من نسبت به آیات الهی، بر شما سنگین (و غیر قابل تحمل) است، (هر کار از دستتان ساخته است بکنید.) من بر خدا توکل کرده‏ام! فکر خود، و قدرت معبودهایتان را جمع کنید; سپس هیچ چیز بر شما پوشیده نماند; (تمام جوانب کارتان را بنگرید;) سپس به حیات من پایان دهید، و (لحظه‏ای) مهلتم ندهید! (اما توانایی ندارید!) (71)

 

و اگر از قبول دعوتم روی بگردانید، (کار نادرستی کرده‏اید; چه اینکه) من از شما مزدی نمی‏خواهم; مزد من، تنها بر خداست! و من مامورم که از مسلمین ( تسلیم شدگان در برابر فرمان خدا) باشم!» (72)

 

اما آنها او را تکذیب کردند! و ما، او و کسانی را که با او در کشتی بودند، نجات دادیم; و آنان را جانشین (و وارث کافران) قرار دادیم; و کسانی را که آیات ما را تکذیب کردند، غرق نمودیم! پس ببین عاقبت کار کسانی که انذار شدند (و به انذار الهی اهمیت ندادند)، چگونه بود! (73)

 

سپس بعد از نوح، رسولانی به سوی قومشان فرستادیم; آنان دلایل روشن برایشان آوردند; اما آنها، به چیزی که پیش از آن تکذیب کرده بودند، ایمان نیاوردند! اینچنین بر دلهای تجاوزکاران مهر می‏نهیم (تا چیزی را درک نکنند)! (74)

 

بعد از آنها، موسی و هارون را با آیات خود به سوی فرعون و اطرافیانش فرستادیم; اما آنها تکبر کردند (و زیر بار حق نرفتند; چرا که) آنها گروهی مجرم بودند! (75)

 

و هنگامی که حق از نزد ما بسراغ آنها آمد، گفتند: «این، سحری است آشکار !» (76)

 

موسی گفت: «آیا درباره حق، هنگامی که به سوی شما آمد، (چنین) می‏گویید؟! آیا این سحر است؟! در حالی که ساحران (هرگز) رستگار (و پیروز) نمی‏شوند! (77)

 

گفتند: «آیا آمده‏ای که ما را، از آنچه پدرانمان را بر آن یافتیم، منصرف سازی; و بزرگی (و ریاست) در روی زمین، از آن شما دو تن باشد؟! ما (هرگز) به شما ایمان نمی‏آوریم!» (78)

 

فرعون گفت: «(بروید و) هر جادوگر (و ساحر) دانایی را نزد من آورید!» (79)

 

هنگامی که ساحران (به میدان مبارزه) آمدند، موسی به آنها گفت: «آنچه (از وسایل سحر) را می‏توانید بیفکنید، بیفکنید!» (80)

 

هنگامی که افکندند، موسی گفت: «آنچه شما آوردید، سحر است; که خداوند بزودی آن را باطل می‏کند; چرا که خداوند (هرگز) عمل مفسدان را اصلاح نمی‏کند! (81)

 

او حق را به وعده خویش، تحقق می‏بخشد; هر چند مجرمان کراهت داشته باشند!» (82)

 

 ادامه دارد.