مردم خواسته دنیا خرده گیاهى است خشک و با آلود که از آن چراگاه دورى‏تان باید نمود . دل از آن کندن خوشتر تا به آرام رخت در آن گشادن ، و روزى یک روزه برداشتن پاکیزه‏تر تا ثروت آن را روى هم نهادن . آن که از آن بسیار برداشت به درویشى محکوم است و آن که خود را بى نیاز انگاشت با آسایش مقرون . آن را که زیور دنیا خوش نماید کورى‏اش از پى در آید . و آن که خود را شیفته دنیا دارد ، دنیا درون وى را از اندوه بینبارد ، اندوه‏ها در دانه دل او رقصان اندوهیش سرگرم کند و اندوهى نگران تا آنگاه که گلویش بگیرد و در گوشه‏اى بمیرد . رگهایش بریده اجلش رسیده نیست کردنش بر خدا آسان و افکندنش در گور به عهده برادران . و همانا مرد با ایمان به جهان به دیده عبرت مى‏نگرد ، و از آن به اندازه ضرورت مى‏خورد . و در آن سخن دنیا را به گوش ناخشنودى و دشمنى مى‏شنود . اگر گویند مالدار شد دیرى نگذرد که گویند تهیدست گردید و اگر به بودنش شاد شوند ، غمگین گردند که عمرش به سر رسید . این است حال آدمیان و آنان را نیامده است روزى که نومید شوند در آن . [نهج البلاغه]
لوگوی وبلاگ
 

دسته بندی موضوعی یادداشتها
 
مجله آرامش-آبان1392-شماره نهم ، مجله آرامش-بهمن1392-شماره دهم ، «{دوره جدید،ش1،فروردین1395}» ، « {د ج،ش12،فروردین ماه1396خورشیدی} » ، مجله آرامش-اسفند1391-شماره اول ، مجله آرامش-اسفند1392-شماره یازدهم ، «{دوره جدید،ش6،شهریور 1395}» ، «{دوره جدید،ش4،تیرماه 1395}» ، « { ش27 ، شهریورماه1398خورشیدی } » ، « {ش18-اسفند1396خورشیدی} » ، مجله آرامش-فروردین1392-شماره دوم ، « مجله آرامش-شهریور1393-شماره17 » ، « مجله آرامش-مهر93-شماره18» ، مجله آرامش-فروردین1393-شماره دوازدهم ، مجله آرامش-خرداد1392-شماره چهارم ، قرآن،آزادی و حقوق بشر ، مجله آرامش-اردیبهشت1393-شماره سیزدهم ، مجله آرامش-خرداد1393-شماره چهاردهم ، (مجله آرامش-تیر1393-شماره 15) ، مجله آرامش-مهر1392-شماره هشتم ، مشاوره و روانشناسی ، «{دوره جدید،ش2،اردیبهشت1395}» ، مجله آرامش-تیر1392-شماره پنجم ، رضاشاه ، پهلوی اول ، تاریخ ایران زمین ، تاریخ ایران زمین ، پهلوی اول ، رضاشاه ، اخلاق در قرآن ، اخلاق در قرآن ، قرآن ، آزادی و حقوق بشر ، پرتوی از قرآن ، « {دوره جدید،ش11،اسفند 1395خورشیدی} » ، قرآن ، آزادی و حقوق بشر ، « {دوره جدید،ش7،مهر 1395} » ، « { ش23 ، اسفند ماه 1397خورشیدی } » ، مجله آرامش-مرداد1392-شماره ششم ، شعر و ادبیات متعهد و مردمی ، مجله آرامش-اردیبهشت92-شماره سوم ، « {ش17-بهمن1396خورشیدی} » ، « مجله آرامش-آذر93-شماره19» ، « {دوره جدید،ش9،دی1395} » ، « {جدید-ش14-خرداد96ش} » ، « {ش16-آذر1396خورشیدی} » ، « { ش24 ، فروردین 1398خورشیدی } ، « { ش20- تیرماه1397خورشیدی } » ، « {دوره جدید،ش10،بهمن 1395خورشیدی} » ، « { ش22 ، بهمن ماه1397خورشیدی } » ، آیاتی از کتاب نور و روشنایی ، «مجله آرامش-مرداد1393-شماره16» ، پاسخ به سوالات و شبهات قرآنی ، تاریخ تحلیلی ایران زمین ، تاریخ تحلیلی ایران ما ، تبریک و تهنیت دوستانه... ، رضاشاه ، پهلوی اول ، « { ش 29 ، فروردین 1399خورشیدی } » ، « {جدید،ش13،اردیبهشت1396خورشیدی} » ، « {ش19-اردیبهشت ماه1397شمسی ، « مجله آرامش-بهمن93-شماره20 » ، «{دوره جدید،ش3،خرداد1395}» ، «{دوره جدید،ش5،مرداد 1395}» ، ویروس کرونا؟! ، کلمات راهگشاء و طلایی ، مشاوره و روانشناسی ، رهایی از اعتیاد ، مطالب روانشناسی ، مقالات جامعه شناسی ، مناسبتها ، مناسبتهای ملی و میهنی ، هنر و ادبیات متعهد ایرآن ، « {ش19-اردیبهشت ماه1397شمسی » ، « {ش19-اردیبهشت ماه1397شمسی} » ، « {ش15-تیرماه1396خورشیدی} » ، « {دوره جدید،ش8/ 30آذر95خورشیدی} » ، « { ش20- مرداد ماه1397خورشیدی } » ، « { ش 28 ، آبان ماه 1398خورشیدی } » ، « { ش 28 ، دی ماه 1398خورشیدی } » ، « { ش24 ، فروردین 1398خورشیدی } » ، « { ش25 ، اردیبهشت 1398خورشیدی } » ، « { ش26 ، مرداد1398خورشیدی } » ، رضاشاه ، پهلوی اول ، ، شعر و زندگی ، گفتگو و مصاحبه ، مجله آرامش-شهریور1392-شماره هفتم ، تسلیت ، جملات زندگی ساز ، پرتوی از قرآن حکیم ، آرامش و زندگی ،

آمار و اطلاعات

بازدید امروز :42
بازدید دیروز :202
کل بازدید :365780
تعداد کل یاداشته ها : 455
101/3/3
4:36 ص
مشخصات مدیروبلاگ
 
aramesh[59]

خبر مایه
بایگانی وبلاگ
 
« اسفند1391-شماره اول »[32] « فروردین1392-شماره دوم »[11] « اردیبهشت1392-شماره سوم »[4] « تیر1392-شماره پنجم »[9] خرداد1392-شماره چهارم[10] « مرداد1392-شماره ششم »[6] « شهریور1392-شماره هفتم »[1] « مهر1392-شماره هشتم »[8] « آبان1392-شماره نهم »[107] « بهمن1392-شماره دهم »[66] « اسفند1392-شماره یازدهم »[26] « فروردین1393-شماره دوازدهم »[10] « اردیبهشت1393-شماره سیزدهم »[9] « خرداد1393-شماره چهاردهم »[9] « مجله آرامش-تیر1393-شماره 15 »[7] « مجله آرامش-مرداد1393-شماره 16 »[3] « مجله آرامش-شهریور1393-شماره 17 »[11] « مجله آرامش-مهر93-شماره18»[13] « مجله آرامش-آذر93-شماره19»[5] « مجله آرامش-بهمن93-شماره20 »[4] «{دوره جدید،ش1،فروردین1395}»[45] «{دوره جدید،ش2،اردیبهشت1395}»[7] «{دوره جدید،ش3،خرداد1395}»[2] «{دوره جدید،ش4،تیرماه 1395}»[19] «{دوره جدید،ش5،مرداد 1395}»[2] «{دوره جدید،ش6،شهریور 1395}»[21] « {دوره جدید،ش7،مهر 1395} »[5] « {دوره جدید،ش8/ 30آذر95خورشیدی} »[1] « {دوره جدید،ش9،دی 1395} »[2] « {دوره جدید،ش10،بهمن1395} »[4] « {دوره جدید،ش11،اسفند1395} »[6] « {د ج،ش12،فروردین ماه1396خورشیدی} »[36] « {جدید،ش13،اردیبهشت1396خورشیدی} »[2] « {جدید-ش14-خرداد96ش} »[3] « {ش15-تیرماه1396خورشیدی} »[1] « {ش16-آذر1396خورشیدی} »[3] « {ش17-بهمن1396خورشیدی} »[4] « {ش۱۸-اسفند1396خورشیدی} »[16] « {ش19-اردیبهشت ماه1397خ»[4] « { ش20- تیرماه1397خورشیدی } »[3] « { ش21- مرداد ماه1397خورشیدی } »[1] « { ش22 ، بهمن ماه1397خورشیدی } »[2] « { ش23 ، اسفند ماه 1397خورشیدی } »[6] « { ش24 ، فروردین 1398خورشیدی } »[4] « { ش25 ، اردیبهشت1398خورشیدی } »[1] « { ش26 ، مرداد1398خورشیدی } »[1] « { ش27 ، شهریورماه1398خورشیدی } »[17] « { ش 28 ، آبان ماه 1398خورشیدی } »[1] « { ش 29 ، دی ماه 1398خورشیدی } »[1] « { ش 30 ، فروردین 1399خورشیدی } »[7] « { ش 31 ، اردیبهشت 1399خورشیدی } »[2] 《 ش32-شهریور 1399خورشیدی 》[1] 《 ش33-مهر 1399خورشیدی 》[1] 《 ش34-آبان 1399خورشیدی 》[4] 《 ش35- آذر 1399خورشیدی 》[2] « ش36 ، اسفند 1399خورشیدی »[1] « شماره37، فروردین1400خورشیدی »[18] « شماره 38،اردیبهشت1400خورشیدی »[27] « شماره 39، خرداد 1400خورشیدی »[1] « شماره 40 ، مردادماه 1400خورشیدی »[2] « شماره 41 ، شهریور 1400خورشیدی »[1] « شماره 42 ، آبان ماهِ 1400خورشیدی »[2] « شماره 43 ، دی ماهِ 1400خورشیدی »[1] « شماره44 ، بهمن ماهِ 1400خورشیدی »[1]
لوگوی دوستان
 

پیوند دوستان
 
یا صاحب الزمان (عج) مجله آرامش لحظه های آبی( سروده های فضل ا... قاسمی) جاده های مه آلود قیدار شهر جد پیامبراسلام پایگاه تحلیلی( فصل انتظار) هواداران بازی عصر پادشاهان ( Kings-Era.ir ) « تارنمای شخصی مهدی گل محمدی » مجله پیام توحید مهندس محی الدین اله دادی بلوچستان پایگاه خبری تحلیلی فرزانگان امیدوار سایت اطلاع رسانی دکتر رحمت سخنی Dr.Rahmat Sokhani قاصدک نشریه حضور مسیر عرشیان تراوشات یک ذهن زیبا پاتوق دوستان غزل عشق کلینیک تخصصی پوست و تناسب اندام-ایده آل بابای آسمانی محمد قدرتی یه دختره تنها شاه تورنیوز Note Heart غزلیات محسن نصیری(هامون) ... یاس ... wanted دفتر احسان رویابین تینا!!!! عرفان وادب کاروجدان allah is my lord منتظر باران فرهنگی بهار عشق شناخت کافی ღای دریغاღ خط خطی ها عدالت جویان نسل بیدار سینا حاج زاده HADAFE SORKH ghamzade رویایی زندگی کردن... جامع ترین وبلاگ خبری مقاله های تربیتی ارتــــش ســــرخ///AK زازران ♥®♥شایگان خواندنی های ایران جهان دانشجو دانشجوی میکروبیولوژی 91 دانشگاه آزاد اشکذر آسمان آبی پنجره ای رو به باغ مجله پارسی نامه سرویس وبلاگ نویسی پارسی بلاگ مجله الکترونیکی گوناگون مجله جهان داستان آموزش زبان دات کام مجاز نیوز طب سنتی خبرگزاری آریا تارنمای مهدی گل محمدی-2 سرزمین عجایب-برترین ترفندهای وب آموزش بورس

سال نو مبارک

با عرض سلام و درود خدمت هموطنان ایرانی عزیزمان. عطر نرگس، رقص باد نغمه شوق پرستوهاى شاد خلوت گرم کبوترهای مست نرم نرمک می‌رسد اینک بهار خوش بحال روزگار… با آرزوی سالی سرشار از سلامتی و موفقیت برای همه شما کاربران گرامی. عید نوروز و سال نو 1401خورشیدی ، آعازقرن15خ. را به همه شما دوستان و یاران همراه این وبلاگ ، که با رویکرد نوشتاریِ خانوادگی ، ادبی ، فرهنگی ، اجتماعی ، تاریخی و ... میباشد ؛ تبریک و تهنیت عرض می کنیم. مبارک.مبارک.مبارک........ امیدوارم همیشه در کنار خانواده سلامت و سرزنده باشید ، و سایه پر خیر و برکت شما همیشه برقرار و پاینده باشد. از قدرت فرا برتر جهان و کائنات ، همان پروردگار یکتا و یاری رسانِ ؛ با کمک و پیوند با عقل و هوش بیکران انسانی ؛ عمر طولانی همراه با سلامتی و آرامش روز افزون و لحظه افزون را برای شما یاران همراه آرزومندیم. شادکام و پیروز باشید. ارادتمند شما : مهدی گلمحمدی( ایرانی ) ؛ و به نمایندگی از مدیریت محترم مجله ؛ و دیگر نویسندگان تارنمای گروهی مجله آرامش. فروردین1401 خورشیدی.

  

 تحقیقات و پژوهشهای روانشناسی نشان داده است که :

روابط خوب برای طول عمر بیشتر مهم تر از ورزش است.

مغز شما وقتی خسته هستید کارهای خلاقانه تری انجام می دهد.

یک مشکل دردسرساز کاری دارید که نیاز به طوفان فکری دارد ، یا یک معمای گیج کننده که نیاز به بینشی خلاقانه دارد؟ هنگام خواب آلودگی با آن مقابله کنید. این پاسخ غیرمعقول به نظر می رسد – مطمئناًعملکردهای مهارتهای ذهنی به تمرکز ناشی از ذهن هوشیار نیاز دارد. اما وقتی صحبت از کارهای خلاقانه می شود ، خستگی دوست خوب شماست.

ران فریدمن (Ron Friedman) ، نویسنده کتاب بهترین مکان برای کار (The Best Place to Work)  می گوید :

این تا حدودی به این دلیل است که برای خلاقیت ، بعضی اوقات باید برخی ایده ها را در نظر بگیرید. که لزوماً احساس نمی کنید با آنچه شما می خواهید به آنها برسید در مسیر درست قرار دارند. و بنابراین داشتن همه این ایده ها به ذهن شما خطور می کند زیرا شما در نادیده گرفتن آنها در هنگام خستگی مهارت کافی ندارید. در واقع  خستگی می تواند شما را خلاق تر کند.

منبع : smithsonianmag


  

قرآن ، آزادی و حقوق بشر-11

{ قرآن ، آزادی ، حقوق بشر- قسمت یازدهم-11 }

ارتداد و آزادی اندیشه؟..... ::

غیراز آیاتی همچون: لااکراه فی الدین (هیچ اکراه و اجباری در دین وجود ندارد) که بدون هیچ اما و اگر و شک و شبهه ای از آزادی دین و مذهب دفاع می کند ، و همچنین در آیه لکم دینکم ولی دین
(دین شما برای خودتان و دین من برای خودم است ) ، دهها آیه مشابه دیگر در مورد دگراندیشان در قرآن مبین بیان شده است ، که بسیار روشنگر و راهگشا میباشد.

با نگاهی به چند آیه قرآن که سخن از "ارتداد" و "الحاد" در آنها رفته است، به خوبی در می یابیم ، پروردگار یگانه وعده عذاب آنها را به آخرت داده است.مهندس بازرگان در بخشی از مقاله ارتداد و آزادی اندیشه می نویسد ::
[ .....در صدر اسلام به کسی مرتد گفته می‌شد که "عملا" با پشت کردن به همدینان مسلمان به دشمن پناهنده می‌شد..... .....نگاهی به چند آیه قرآن که سخن از "ارتداد" و "الحاد" در آنها رفته است، به خوبی می‌فهمیم که مطلقاً کیفری دنیائی برای ارتداد تعیین نشده و به عواقب اخروی عذاب‌آور آن و محرومیت از مغفرت الهی (در جهان‌بینی دینی) اکتفا گردیده است...... ]

در این قسمت به چند نمونه از این آیات روشنگر در مورد ارتداد و آزادی دگراندیشان از منظر قرآن کریم که یگانه کتابِ مطمئن و مصون از خطا و تحریف و دستکاری ، و یکی از بزرگترین مرجع و راهبر همه متقین و موحدین است ، می پردازیم ::


6- سوره البقره ، آیه 217 :: .... وَمَنْ یَرْتَدِدْ مِنْکُمْ عَنْ دِینِهِ فَیَمُتْ وَهُوَ کَافِرٌ فَأُولَئِکَ حَبِطَتْ أَعْمَالُهُمْ فِی الدُّنْیَا وَالْآخِرَةِ وَأُولَئِکَ أَصْحَابُ النَّارِ هُمْ فِیهَا خَالِدُونَ.

ترجمه :: .....کسانی از شما که از دین خود برمی‌گردند (به دشمن می‌پیوندند) و در حالت انکار (حق) از دنیا می‌روند، تلاش‌شان در دنیا و آخرت برباد خواهد رفت و جاودانه دوزخی خواهند شد.

7- سوره مائده ، آیه 54 :: یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا مَنْ یَرْتَدَّ مِنْکُمْ عَنْ دِینِهِ فَسَوْفَ یَأْتِی اللَّهُ بِقَوْمٍ یُحِبُّهُمْ وَیُحِبُّونَهُ....

ترجمه :: ای مؤمنان، هرکه از شما از دین خود برگردد (چه باک) خدا بزودی گروهی را (پدید) آورد که دوست‌شان دارد و دوستش دارند.....

8-سوره محمد ، آیه 25 :: إِنَّ الَّذِینَ ارْتَدُّوا عَلَى‌أَدْبَارِهِمْ مِنْ بَعْدِ مَا تَبَیَّنَ لَهُمُ الْهُدَى الشَّیْطَانُ سَوَّلَ لَهُمْ وَأَمْلَى لَهُمْ.

ترجمه :: آنهائی که پس از روشن شدن راه هدایت، به پشت سرخویش برگشتند (به روزگار جاهلیت ارتداد کردند)، شیطان این کار را در نظرشان آراست و آنان را گرفتار (آرزوهای خام) کرد.

9- سوره نساء ، آیه 137 :: إِنَّ الَّذِینَ آمَنُوا ثُمَّ کَفَرُوا ثُمَّ آمَنُوا ثُمَّ کَفَرُوا ثُمَّ ازْدَادُوا کُفْرًا لَمْ یَکُنِ اللَّهُ لِیَغْفِرَ لَهُمْ وَلَا لِیَهْدِیَهُمْ سَبِیلًا.

ترجمه :: آنان که ایمان آوردند و سپس انکار کردند و باردیگر ایمان آوردند و باز انکار کردند (چند بار ارتداد) و بر انکارخویش افزودند، خدا در مقام بخشش آنها و رهبری‌شان به راه (سعادت) نخواهد بود.

10- سوره اعراف ، آیه 180 :: وَلِلَّهِ الْأَسْمَاءُ الْحُسْنَى فَادْعُوهُ بِهَا  وَذَرُوا الَّذِینَ یُلْحِدُونَ فِی أَسْمَائِهِ  سَیُجْزَوْنَ مَا کَانُوا یَعْمَلُون.

ترجمه :: برای خدا صفات نیکوئی است، خدا را با آن نام‌ها بخوانید و کسانی را که در آیاتش کج‌اندیشی (الحاد) می‌کنند به حال خود (آزاد) بگذارید، آنها به زودی جزای عمل خود را می‌گیرند.

11- سوره فصلت ، آیه 40 :: اِنَّ الَّذِینَ یُلْحِدُونَ فِی آیَاتِنَا لَا یَخْفَوْنَ عَلَیْنَا أَفَمَنْ یُلْقَى فِی النَّارِ خَیْرٌ أَمْ مَنْ یَأْتِی آمِنًا یَوْمَ الْقِیَامَةِ اعْمَلُوا مَا شِئْتُمْ إِنَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ بَصِیرٌ َ
ترجمه :: کسانی که در آیات ما الحاد (کج اندیشی) می‌کنند، بر ما پوشیده نخواهد بود، آیا آن‌کس که در آتش دوزخ انداخته می‌شود بهتر است یا کسی که در روز رستاخیز ایمن خواهد بود (در هرحال) هرطور می‌خواهید عمل کنید که خدا به آنچه می‌کنید آگاه است.


{ پاورقی :: برای مطالعه بیشتر در پیرامون ارتداد به کتاب فقه استدلالی در مسائل خلافی، رجم، خمس،ارتداد ، تالیف ؛ سید محمد جواد غروی از علمای معاصر مقیم اصفهان ، ترجمه :: دکتر سید علی اصغر غروی ، انتشارات اصفهان ، زمستان 1377 ، بویژه صفحات 602 الی 617 مراجعه نمائید.
یا به مطالعه کتاب حقوق بشر از منظر اندیشمندان/ پژوهش و تدوین : محمد بسته نگار ، از صفحه751 الی 768 ، بپردازید. }.

به قلم :: #مهدی_گلمحمدی
#قرآن_آزادی_و_حقوق_بشر
#پرتوی_از_قرآن

ادامه دارد.

  

( قرآن ، آزادی ، حقوق بشر-قسمت دهم_10 )

تدکر مهم :: خوانندگان گرامی ، انتشار برخی از نظرات نویسندگان و محققان امور دینی و اعتقادی ، لزوماً به معنای تائید آن نوشته یا همه عقاید شخصی و اجتماعی آن نویسندگان نمی باشد.

 

هدف اصلی مولف این سطور فقط آشنایی با دیدگاههای مختلف محققان و علمایِ مذهبی میباشد و بس.

 

 

 

سوره توبه ، آیه 6 ::

 

 

 وَإِنْ أَحَدٌ مِنَ الْمُشْرِکِینَ اسْتَجَارَکَ فَأَجِرْهُ حَتَّى یَسْمَعَ کَلَامَ اللَّهِ ثُمَّ أَبْلِغْهُ مَأْمَنَهُ ذَلِکَ بِأَنَّهُمْ قَوْمٌ لَا یَعْلَمُونَ ?6? 

 

 

 ترجمه فارسی :: و اگر یکى از مشرکان از تو پناه خواست پناهش ده تا کلام خدا را بشنود سپس او را به مکان امنش برسان چرا که آنان قومى نادانند.{ 6 }

 

ادامه نکات در پیرامون سوره توبه ، آیه 6 ::

 

 

 

نکته جالب توجه این است که امر پروردگار عالم ، در دریافت و شنیدن سخن حق ، توسط مشرکان ، و رساندن آنها به محلی امن ، بخاطر چه افرادی است و چرا؟

 

 

پاسخ سوالِ بالا ::

 

مهندس بازرگان به دیدگاه زیر باور دارد و این آیه مورد نظر را چنین تشریح میکند  ::

[ مشرکان بر اساس منافع جمعی و دنیوی که از آن برخوردارند ، معمولاً دوست و یاور دیگر همکیشان خود بودند ، پس لاجرم و و علی الظاهر بصورت طبیعی مزاحم دوستان مشرک خود نمیشدند ، ولی در اینجا ما با یک گروه و قبیله ای تندرو و متعصب سر و کار داریم که ظاهراً تازه مسلمان شدند ، ولی هنوز پیام سراسر صلح ، رحمت و آزادی دین مبین اسلام ، به عمق وجودشان رسوخ نکرده و در جان و ضمیرشان حکاکی و  نهادینه نشده است. 

 

  این نو مسلمانان در برخی مواقع ،به قول مثال معروف ، از پاپ پاپ تر و از کاتولیک کاتولیک تر میشوند ، و یا به سخن مرسوم و عامیانه امروزی ، آنها همان کاسه های داغ تر از آش می باشند ، که شاید بخاطر جهالت و تعصب نهفته در وجودشان ، برخلاف دستورات و فرامین قرآن کریم  و سنت و رسالت پیامبر اکرم( ص ) عمل میکنند.

آنها به مشرکینی که خواهان شنیدن کلام توحید هستند ، برخوردی ظاهراً تند می نمودند ، و از این رو است که خداوندِ رحمان و رحیم به مومنین راستین ، و بویژه به پیامبر عشق و رحمت حضرت محمد{ص} ، یک وظیفه الهی و دستوری مستقیم و محکم را صادر میکند ، که همانا باید آن مشرکانی که کلام خدا را شنیدند ، در آرامش کامل و بدور از آسیب افراد تند و خشن (که معمولاً در هر جوامعی حضور دارند) ، به منطقه و محلی امن برساند ، و این ماموریت ، به منزله یک وظیفه انسانی و الهی تلقی میشد ، که بر دوش مبارک حضرت رسول اکرم(ص) و همه مومنین و موحدین محمدی و علوی گذاشته شده بود.

 

 

 تامین یک شریطِ کاملاً آزاد برای دریافت پیام حق ، همراه با محافظت و رساندن آن مشرکان به محلی امن ، به منظور ایجاد فضائی توام با آرامش و امنیت است که آن مشرکین ، در اوج اختیار کامل و انتخابی آزاد و انسانی  به بررسی ، تفکر و نهایتاً تصمیم گیری در پیرامون شنیده هایِ جدیدِ خود بپردازند ، و لاجرم آگاهانه و آزاد خود تصمیم نهایی را اتخاذ نمایند.

 

 

به بیانی دیگر در این آیه شریف ، حضرت حق به همه مومنین و مسلمانان راستین  می آموزد که ، مشرکان و دگر اندیشان در شنیدن کلام وحی و انتخاب نهایی در پذیرفتن و یا عدم پذیرش دعوت رسول اکرم ، کاملاً آزاد و مختار هستند و هیچ جبر و اجباری در کار نمی باشد.

 

 

 این است سیمای راستین اسلام قرآنی ، که در نقطه اوج و در نوک قله رفیع انسانی ، و در مداری بسا بسیار بالاتر و فراتر از حقوق بشرِ قرن بیست و یکمی امروزی ، میباشد.

 

 

نکته مهمی که نباید از خاطر ببریم این است که ، این مشرکین کسانی هستند که طالب شنیدن پیام حقیقت اسلام هستند.

 

نکته اساسی و مهم این است که این افراد با کافران و مشرکانی که که بصورت فردی و جمعی، مسلمانان را مورد آزار و اذیت قرار‌‌داده اند و  به جان ، مال و نوامیس پیروان رسول اکرم دست به تعدی و تعرض دراز کرده اند ،فرق ماهوی دارند.

این گروه از مشرکانی هستند که طالب پیام الهی میباشند ، و حتی در برخی موارد گروه و قبیله ای از آنها با مسلمین قرارداد و پیمان نامه ای مبنی بر ترک مخاصمه و ادامه یک زندگانی و همزیستی مسالمت آمیز دارند.

 

اما مشرکین و کافران و حق پوشانی که بصورت مسلحانه و خشونت گرایانه مانع آزادی بیان و اندیشه ، و انجام شعائر و اعمال توحیدی ، و حق زندگانی آزاد مسلمانان می شدند ، در آن هنگام بر پیامبر اسلام(ص)و یارانش پیکار و جهاد دفاعی برای مقاومت ، و دفاع از حریم و حرمت انسانی ، امری کاملاً واجب ، مسلم و حتمی می بود ، تا زمانی که جنگ بار فتنه را بر زمین بگذارد ، و یا جناح حق پوشانِ کافر و  تجاوزگر ، تن به صلح و اتمام جنگ و خونریزی بدهند.

 

 

 

به قلم :: #مهدی_گلمحمدی 

 

#قرآن_آزادی_و_حقوق_بشر 

#پرتوی_از_قرآن

 

 

ادامه دارد.


  

 

( قرآن ، آزادی ، حقوق بشر _
  قسمت نهم-9 )

 

 

[ آیه جامع ، کلی ،  و بین الملل آزادی و حقوق بشر ]

اسلام ستیزانی که به صورت سیستماتیک ، هدفمند و گروهی به جنگ تمام عیار با دین مبین اسلام ، برخواسته اند ،  با سوء استفاده بسیار از مشکلات و معضلات حاد و مهمِ بخصوص مسائل اقتصادی و سیاسی مردم مسلمان  ، بویژه در جوامع اسلامی در کشورهای خاورمیانه ، به مخاطبان عموماً ناآگاه و کم اطلاع چنین القاء می کنند که گویا ظاهراً ،
این دین توحیدی و مردمی ، فرسنگها با مقوله دیالوگ ، تعقل ، اندیشیدن ، تفکر ، تمدن و فرهنگ سازی به دور است ، و یا اساساً اسلام بصورت ریشه ای سر ستیز و تضاد با موضوعاتی انسانی همچون آزادی و حقوق بشر دارد؟!!!!.....

که صد البته این القائات اسلام ستیزان و دشمنان دین صلح و رهایی اسلام محمدی و قرآنی ، از اساس باطل و نادرست است ، و تضادی عمیق و ماهوی با دنیای حقیقت و واقعیت داشته و دارد و فرسنگها از خرد و اندیشه پاکِ وجدانی و انسانی دور و دورتر است.

اما حقیقت مطلب این است که ، بعد از نام مبارک الله ، از نظر آماری مشتقات کلمه قال یعنی دیالوگ و گفتمان ، بیشتر از کلمات دیگر در کتاب قرآن میباشد.

نام الله مجوعاً 2697 مرتبه و مشتقات کلمه قال( قالوا ، یقولون ، قل .....) ، جمعاً 1721 مرتبه در قرآن کریم ، به کار رفته است. { 1 }

نکته بسیار قابل توجه این میباشد که ، پیامبر اسلام( ص ) ، به اندازه ای به مقوله گفتگو و دیالوگ نمودن با مردم اهمیت میداد ، که از عمق جان و عاشقانه  دل به سخنان و درد و دل مردمش میداد.
و چه بسا صبورانه و صمیمانه به گفته های نه چندان درستِ ملتی که هنوز از دنیای سیاهِ نادانی و جهالت فاصله نگرفتند جان و دل میسپرد ، تا جائیکه به او لقب ( گوش) میدادند.

پروردگار یکتا در سوره توبه ، آیه مبارکه61 در این رابطه به مردم که به رسول اکرم لقب گوش میدادند ، میفرماید ::
[ ..... یقولون هو اذن قل اذن خیر لَکُم یُومن بِالله و یُومن للمومنینَ..... ::

ترجمه :: .....میگویند او گوش است ، بگو گوشِ خوبی برای شما است ، به خدا ایمان دارد و به نفع مومنین باور دارد..... ]  { 2 }

4- سوره حجرات ، آیه 13 ، یکی از آیاتِ مهم و حقوق بشری قرآن مبین است که ، خدای یگانه بصورت مشخص و مبرهن ، بر روی تمامی فرهنگ جاهلانه نظیر ؛ برتریهای مادی و طبقاتی ، قومی ، ملیت ، نژادی ، زبانی ، نابرابری ما بین زنان و مردان و هر آنچه رنگ و بوی تبعیض و تفاخرات جاهلانه دارد ، بسیار روشن و محکم مهر باطل و پایانی برای همیشه تاریخ انسانی زد.

در این آیه بسیار مهم و راهگشاء  میخوانیم ::

یَا أَیُّهَا النَّاسُ إِنَّا خَلَقْنَاکُمْ مِنْ ذَکَرٍ وَأُنْثَى وَجَعَلْنَاکُمْ شُعُوبًا وَقَبَائِلَ لِتَعَارَفُوا إِنَّ أَکْرَمَکُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقَاکُمْ إِنَّ اللَّهَ عَلِیمٌ خَبِیرٌ ?13?

ترجمه فارسی ::
اى مردم ما شما را از مرد و زنى آفریدیم و شما را ملت ملت و قبیله قبیله گردانیدیم تا با یکدیگر شناسایى متقابل حاصل کنید در حقیقت ارجمندترین شما نزد خدا پرهیزگارترین شماست بى‏ تردید خداوند داناى آگاه است ( 13 ) 3-

5-امنیت کامل و کافی برای دگر اندیشان ::

سوره توبه ، آیه 6 ::

وَإِنْ أَحَدٌ مِنَ الْمُشْرِکِینَ اسْتَجَارَکَ فَأَجِرْهُ حَتَّى یَسْمَعَ کَلَامَ اللَّهِ ثُمَّ أَبْلِغْهُ مَأْمَنَهُ ذَلِکَ بِأَنَّهُمْ قَوْمٌ لَا یَعْلَمُونَ ?6?

ترجمه فارسی :: و اگر یکى از مشرکان از تو پناه خواست پناهش ده تا کلام خدا را بشنود سپس او را به مکان امنش برسان چرا که آنان قومى نادانند.{ 6 }

نکته ها ::
این آیه زیبا در مقابل و رو در رویِ آنهائیکه بر خلاف وجدان انسانی در بوق و کرنا چنین به مخاطبان عموماً جوان خود تلقین میکنند ، که گویا اسلام دستور به قلع و قمع همه مشرکین داده است ، میباشد.
خداوند به پیامبر اسلام و مومنین دستور صادر میکند ؛ که اگر یکی از مشرکین پناه خواست ، پناهش ده تا کلام توحیدی حضرت حق که از زبان بنده صالحش محمد-ص- بیان میگردد را گوش فرا دهند  ، و سپس امر میکند آن مشرکان را همراهی کند و به محل امنی برساند.

منابع تا این قسمت ::
1 و 2 = در عرصه اصلاحات... صفحه 134.
3-مترجم قرآن = زنده یاد استاد محمد مهدی فولادوند.

ادامه دارد.

 

 

به قلم :: #مهدی_گلمحمدی

#قرآن_آزادی_و_حقوق_بشر
#پرتوی_از_قرآن

 


  

آنها می‏خواستند ابراهیم را با این نقشه نابود کنند; ولی ما آنها را زیانکارترین مردم قرار دادیم! (70)

 


و او و لوط را به سرزمین (شام) -که آن را برای همه جهانیان پربرکت ساختیم- نجات دادیم! (71)

 


و اسحاق، و علاوه بر او، یعقوب را به وی بخشیدیم; و همه آنان را مردانی صالح قرار دادیم! (72)

 


و آنان را پیشوایانی قرار دادیم که به فرمان ما، (مردم را) هدایت می‏کردند; و انجام کارهای نیک و برپاداشتن نماز و ادای زکات را به آنها وحی کردیم; و تنها ما را عبادت می‏کردند. (73)

 


و لوط را (به یاد آور) که به او حکومت و علم دادیم; و از شهری که اعمال زشت و کثیف انجام می‏دادند، رهایی بخشیدیم; چرا که آنها مردم بد و فاسقی بودند! (74)

 


و او را در رحمت خود داخل کردیم; و او از صالحان بود. (75)

 


و نوح را (به یاد آور) هنگامی که پیش از آن (زمان، پروردگار خود را) خواند! ما دعای او را مستجاب کردیم; و او و خاندانش را از اندوه بزرگ نجات دادیم; (76)

 


و او را در برابر جمعیتی که آیات ما را تکذیب کرده بودند یاری دادیم; چرا که قوم بدی بودند; از این رو همه آنها را غرق کردیم! (77)

 


و داوود و سلیمان را (به خاطر بیاور) هنگامی که درباره کشتزاری که گوسفندان بی شبان قوم، شبانگاه در آن چریده (و آن را تباه کرده) بودند، داوری می‏کردند; و ما بر حکم آنان شاهد بودیم. (78)

 


ما (حکم واقعی) آن را به سلیمان فهماندیم; و به هر یک از آنان (شایستگی) داوری، و علم فراوانی دادیم; و کوه‏ها و پرندگان را با داوود مسخر ساختیم، که (همراه او) تسبیح (خدا) می‏گفتند; و ما این کار را انجام دادیم! (79)

 


و ساختن زره را بخاطر شما به او تعلیم دادیم، تا شما را در جنگهایتان حفظ کند; آیا شکرگزار (این نعمتهای خدا) هستید؟ (80)

و تندباد را مسخر سلیمان ساختیم، که بفرمان او بسوی سرزمینی که آن را پربرکت کرده بودیم جریان می‏یافت; و ما از همه چیز آگاه بوده‏ایم. (81)

 


و گروهی از شیاطین (را نیز مسخر او قرار دادیم، که در دریا) برایش غواصی می‏کردند; و کارهایی غیر از این (نیز) برای او انجام می‏دادند; و ما آنها را (از سرکشی) حفظ می‏کردیم! (82)

 


و ایوب را (به یاد آور) هنگامی که پروردگارش را خواند (و عرضه داشت): «بدحالی و مشکلات به من روی آورده; و تو مهربانترین مهربانانی!» (83)

 


ما دعای او را مستجاب کردیم; و ناراحتیهایی را که داشت برطرف ساختیم; و خاندانش را به او بازگرداندیم; و همانندشان را بر آنها افزودیم; تا رحمتی از سوی ما و تذکری برای عبادت‏کنندگان باشد. (84)

 


و اسماعیل و ادریس و ذاالکفل را (به یاد آور) که همه از صابران بودند. (85)

 


و ما آنان را در رحمت خود وارد ساختیم; چرا که آنها از صالحان بودند. (86)

 


و ذاالنون ( یونس) را (به یاد آور) در آن هنگام که خشمگین (از میان قوم خود) رفت; و چنین می‏پنداشت که ما بر او تنگ نخواهیم گرفت; (اما موقعی که در کام نهنگ فرو رفت،) در آن ظلمتها(ی متراکم) صدا زد: «(خداوندا!) جز تو معبودی نیست! منزهی تو! من از ستمکاران بودم! » (87)

 


ما دعای او را به اجابت رساندیم; و از آن اندوه نجاتش بخشیدیم; و این گونه مؤمنان را نجات می‏دهیم! (88)

 


و زکریا را (به یاد آور) در آن هنگام که پروردگارش را خواند (و عرض کرد): «پروردگار من! مرا تنها مگذار (و فرزند برومندی به من عطا کن); و تو بهترین وارثانی!» (89)

 


ما هم دعای او را پذیرفتیم، و یحیی را به او بخشیدیم; و همسرش را (که نازا بود) برایش آماده (بارداری) کردیم; چرا که آنان (خاندانی بودند که) همواره در کارهای خیر بسرعت اقدام می‏کردند; و در حال بیم و امید ما را می‏خواندند; و پیوسته برای ما (خاضع و) خاشع بودند. (90)

 


و به یاد آور زنی را که دامان خود را پاک نگه داشت; و ما از روح خود در او دمیدیم; و او و فرزندش ( مسیح) را نشانه بزرگی برای جهانیان قرار دادیم! (91)

 


این (پیامبران بزرگ و پیروانشان) همه امت واحدی بودند (و پیرو یک هدف); و من پروردگار شما هستم; پس مرا پرستش کنید! (92)

 


(گروهی از پیروان ناآگاه آنها) کار خود را به تفرقه در میان خود کشاندند; (ولی سرانجام) همگی بسوی ما بازمی‏گردند! (93)

 


و هر کس چیزی از اعمال شایسته بجا آورد، در حالی که ایمان داشته باشد، کوشش او ناسپاسی نخواهد شد; و ما تمام اعمال او را (برای پاداش) می‏نویسیم. (94)

 


و حرام است بر شهرها و آبادیهایی که (بر اثر گناه) نابودشان کردیم (که به دنیا بازگردند;) آنها هرگز باز نخواهند گشت! (95)

 


تا آن زمان که «یاجوج‏» و «ماجوج‏» گشوده شوند; و آنها از هر محل مرتفعی بسرعت عبور می‏کنند. (96)

 


و وعده حق ( قیامت) نزدیک می‏شود; در آن هنگام چشمهای کافران از وحشت از حرکت بازمی‏ماند; (می‏گویند:) ای وای بر ما که از این (جریان) در غفلت بودیم; بلکه ما ستمکار بودیم! (97)

 


شما و آنچه غیر خدا می‏پرستید، هیزم جهنم خواهید بود; و همگی در آن وارد می‏شوید. (98)

 


اگر اینها خدایانی بودند، هرگز وارد آن نمی‏شدند! در حالی که همگی در آن جاودانه خواهند بود. (99)

 


برای آنان در آن ( دوزخ) ناله‏های دردناکی است و چیزی نمی‏شنوند. (100)

 


(اما) کسانی که از قبل، وعده نیک از سوی ما به آنها داده شده ( مؤمنان صالح) از آن دور نگاهداشته می‏شوند. (101)

 


آنها صدای آتش دوزخ را نمی‏شوند; و در آنچه دلشان بخواهد، جاودانه متنعم هستند. (102)

 


وحشت بزرگ، آنها را اندوهگین نمی‏کند; و فرشتگان به استقبالشان می‏آیند، (و می‏گویند:) این همان روزی است که به شما وعده داده می‏شد! (103)

 


در آن روز که آسمان را چون طوماری در هم می‏پیچیم، (سپس) همان گونه که آفرینش را آغاز کردیم، آن را بازمی‏گردانیم; این وعده‏ای است بر ما، و قطعا آن را انجام خواهیم داد. (104)

 


در «زبور» بعد از ذکر (تورات) نوشتیم: «بندگان شایسته‏ام وارث (حکومت) زمین خواهند شد! س‏ذللّه (105)

 


در این، ابلاغ روشنی است برای جمعیت عبادت‏کنندگان! (106)

 

ادامه دارد.


  

 

برای غلبه بر استرس‌های روزانه و رسیدن به آرامش اعصاب، نیاز به سفر نیست و راه‌های سریع تری هم پیدا می‌شود.

 

 

این 18 روش اعصاب شما را آرام می‌کند

 

سفر به یک جزیره خوش آب و هوا و پیاده‌روی در جنگل یا لب ساحل و سرگرمی برای ارامش اعصاب در یک آخر هفته رویایی راه‌حل ایده‌آلی برای خداحافظی با نگرانی‌ها و استرس‌هاست ولی خیلی وقت‌ها ما فقط 5 دقیقه یا کمتر وقت داریم تا خودمان را پیدا کنیم و به آرامش اعصاب برسیم. راهش را بلد نیستید؟

 

 

خوراکی‌ها و نوشیدنی‌هایی برای آرامش اعصاب

چای سبز: به جای اینکه از عصبانیت بنفش شوید، بهتر است با نوشیدن یک فنجان چای سبز شوید. چای سبز منبع لیتینین است؛ ماده‌ای که به آرامش و تسکین خشم کمک می‌کند. این‌بار که عصبانی شدید، کمی آب بجوشانید، چای سبز دم‌کنید و از نوشیدن آن لذت ببرید.

 

 

دمنوش بابونه:

 

  خواص آرامش بخشش بابونه برای رفع اضطراب و عصبانیت به خوبی شناخته شده است. شیر گاو‌هایی که از علف تغذیه کرده‌اند نیز حاوی اسید لینولئیک، گونه‌ای از اسید‌های چرب است که می‌تواند جریان خون به مغز را افزایش دهد و اثر هورمون استرس کورتیزول را معکوس کند. ترکیب این دو نوشیدنی آرامش بخشش به همراه کمی عسل می‌تواند اثر ضد اضطراب آنها را به حداکثر برساند.

 

شکلات:

 فقط یک تکه شکلات می‌تواند اعصاب شما را تا حد زیادی آرام کند! شکلات تلخ سطح کورتیزول یا همان هورمون استرس را در خون شما تنظیم می‌کند و متابولیسم بدن را ثابت نگه‌می‌دارد.

 

 

شیرداغ: نوشیدن شیر داغ باعث آرامش و خواب راحت می‌شود. جالب است بدانید شیر حاوی اسید آمینه‌ای به نام تریپتوفان است که برای کاهش استرس ضروری است. شیر نوشیدن باعث آرامش روانی و خواب آلودگی می‌شود. شما همچنین می‌توانید مقدار کمی عسل را با شیر مخلوط کنید. شیر تریپتوفان را به مغز می‌رساند، سپس به سرتونین تبدیل می‌شود و سرتونین در تاریکی به ملاتونین تبدیل می‌شود و ملاتونین مسئول چرخه خواب و بیداری افراد است. ترکیب شیر با عسل همچنین تأثیرات آنتی اکسیدانی را افزایش می‌دهد.

 

 

عسل: شیرینی را جایگزین استرس کنید و یک قاشق عسل بخورید. عسل علاوه بر اینکه مرطوب‌کننده طبیعی پوست و آنتی‌بیوتیک است، تورم مغز را هم کاهش می‌دهد و به کاهش رخوت و اضطراب کمک می‌کند.

 

 

آب سبزیجات تازه: نوشیدن روزانه یک فنجان آب سبزیجات (کرفس، کلم پیچ و اسفناج) که حاوی کلسیم، منیزیم و ویتامین ث است، علاوه بر کاهش فشار خون، ترشح هورمون استرس را کاهش داده و به آرام شدن بدن کمک می‌کند.

 

 

انبه: یک سفر استوایی را بدون ترک کردن میزکارتان تجربه کنید! از یک استراحت 5 دقیقه‌ای برای پوست کندن و خوردن یک انبه آب‌دار استفاده کنید که به کاهش استرس و خشم هم کمک می‌کند. نگران ریختن آب آن روی لباس و چانه‌تان نباشید، چون قطعا کاهش استرس و رسیدن به آرامش ارزشش را دارد.

 

 

آدامس: نعنایی، میوه‌ای یا هر طعم دیگری که دوست دارید. جویدن آدامس یک راه سریع و آسان برای مبارزه با خشم است. پس از چند لحظه جویدن آدامس، سطح کورتیزول خون و عصبانیت شما کاهش پیدا می‌کند.

 

 

 

آرامش درون

تمرکز: چگونه آرام شویم؟ نیازی نیست به میان دشت‌ها و کوه‌ها بروید. 5 دقیقه سکوت و آرامش می‌تواند همان مزایای مدیتیشن را داشته باشد. شواهدی وجود دارد که نشان می‌دهد اختصاص دادن دو زمان کوتاه برای آرامش و سکوت در طول روز می‌تواند افسردگی و استرس را کاهش دهد. روی تنفستان تمرکز و احساس کنید همه اضطراب‌ها از وجودتان خارج می‌شوند.

گوش دادن به موسیقی: تا زمانی که از آن لذت می‌برید و به شما آرامش می‌بخشد، مهم نیست که چه سبکی است. موسیقی غذای روح است و یک راه فوری برای به‌دست آوردن آرامش ذهن می‌باشد.

نفس عمیق کشیدن: راه آسان‌تری هم برای آرام شدن وجود دارد؟ نفس‌های آرام، شمرده و عمیق به کاهش فشارخون و ضربان قلب کمک می‌کند. سعی کنید روش‌های مختلفی را برای عمیق نفس کشیدن امتحان کنید.

 

 

تمیز بودن: تمیزکاری منظمی را داشته باشید. کثیفی می‌تواند احساس تنش اضافه کند و یک خانه تمیز اجازه می‌دهد تا ذهنتان آرام‌تر شود.

 

 

شمارش معکوس: نه، این یک تست هوش نیست، اما راهی مناسب برای آرام شدن محسوب می‌شود. وقتی نگرانی‌هایتان بیش از حد شدند، سعی کنید از 1 تا 10 بشمارید و سپس شروع به شمارش معکوس کنید. وقتی مشغول شمردن و تمرکز کردن روی اعداد هستید، فکر مصاحبه‌های کاری و مشغله‌های دیگر کمرنگ‌تر می‌شوند.

 

 

بخندید: برای آرامش اعصاب چه کنیم؟ همیشه بخندید. وقتی می‌خندید می‌توانید قسمت‌های زیبای زندگی را هم ببینید. قهقهه یک پادزهر بزرگ برای مقابله با استرس است و هورمون‌هایی آزاد می‌کند که احساس خوشحالی را در شما افزایش می‌دهند.

 

 

ماساژ: وقتی امکانش را ندارید که پیش ماساژور حرفه‌ای بروید، می‌توانید برای آرام کردن ضربان قلبتان با دست خودتان، پا یا گردن خود را ماساژ دهید. همچنین ماساژ برای افرادی که زمانی زیادی را صرف کارکردن با صفحه کلید می‌کنند هم کمک خوبی است. مقداری لوسیون به دست‌هایتان بمالید و ماهیچه‌های شانه، گردن و سر خود را ماساژ دهید تا استرستان کاهش یابد.

 

 

آب سرد ریختن روی مچ دست: برای اینکه بدانید چگونه اعصاب خود را آرام کنیم سراغ آب خنک بروید. وقتی استرس و اضطراب سراغتان آمد، مقداری آب خنک روی مچ دستتان بریزید و کمی هم به پشت لاله گوشتان بزنید. این کار کمک می‌کند در تمام بدنتان احساس آرامش کنید.

 

 

در لحظه زندگی کنید: به جای نگرانی درباره‌ی گذشته یا وحشت در مورد آینده، واقعا از زمان حال لذت ببرید. این همه‌ی چیزی است که ما داریم: «زندگی در زمان حال». وقتی در حال زندگی کنیم، نگرانی‌های گذشته و آینده نمی‌توانند ما را مضطرب کنند.

 

 

 

قرارگرفتن در محیط جدید برای آرامش اعصاب

تنهایی: بعضی افراد فقط به 5 دقیقه زمان برای تنها ماندن نیاز دارند تا بتوانند افکارشان را مرتب و آرامش پیدا کنند.

 

 

از طبیعت لذت ببرید: در یک جا نمانید. شما که بِتُن نیستید! به بیرون شهر بیرون بروید و از طبیعت لذت ببرید. به آواز پرندگان گوش بدهید و از آسایش و آرامش آنجا بهره‌مند شوید.

 

 

دریافتن خورشید: این هم از آفتاب و به همین راحتی کمی از نگرانی‌های شما برطرف شد! اگر یک روز آفتابی است، بیرون بروید، کمی قدم بزنید و از آفتاب بهره بگیرید. نور آفتاب برای افرادی که از افسردگی رنج می‌برند، موهبت بزرگی است.

 

 

تماشای منظره بیرون: قرار نیست منزل روبه‌رویی را دید بزنید یا در رفت و آمد‌های توی خیابان کنجکاوی کنید. وقتی اوضاع کمی پیچیده شد، کار را فقط برای 5 دقیقه رها کنید و از پنجره نگاهی به بیرون بیندازید. نگاه کردن به مناظر طبیعی مانند درخت‌ها، پارک‌های عمومی و رفت و آمد مردم خیلی بیشتر از نگاه کردن به تلویزیون می‌تواند فکر شما را آرام کند و اضطرابتان را کاهش دهد.

 

 

بوییدن برای آرامش اعصاب

تنها خنده نیست که دوای استرس و اضطراب است بلکه گاهی بو‌ها هم در این زمینه جادو می‌کنند. بایستید و بو کنید! برخی بو‌ها می‌توانند حالات و احساسات منفی درون ما را تغییر دهند. حتما شما هم موافقید که عصبانی بودن آن هم وقتی مشغول بو کردن گلی هستید، کار خیلی سخت و دشواری است. یک گلدان پر از گل‌های محبوبتان را نزدیک میز کار قرار دهید و هرگاه احساس خستگی کردید سراغ آنها بروید و با لذت بویشان کنید.

 

بوییدن وانیل برای کنترل و درمان استرس بسیار مفید است. بوییدن وانیل که به عنوان یکی از گیاهان دارویی بسیار خوشبو در جهان شناخته شده است، تأثیر زیادی در کاهش استرس دارد.

بوییدن وانیل تأثیر زیادی در کاهش استرس، کنترل ضربان قلب و همین طور تسکین اضطراب در بیماران داشته است.

کرم‌های خوشبو استفاده کنید. فقط چند ثانیه طول می‌کشد تا مقداری لوسیون خوشبوی اسطوخودوس، برگ چای یا هر گیاه معطر و آرامش‌بخش دیگری را روی کف دستتان بریزید و انگشت‌هایتان را به هم بمالید. این بوی ملایم و لطیف می‌تواند سطح استرس و نگرانی شما را کاهش دهد.

بوئیدن سیب تازه به خصوص در صبح در شما امیدواری را افزایش می‌دهد. همچنین سبب کاهش فشار خون شده و موجب آرامش اعصاب می‌شود.

بوییدن یک لیموی تازه می‌تواند به کاهش ترشح هورمون‌های استرس در بدن کمک کند.

 

بوی خوش قهوه را هم از دست ندهید. همین حالا به آشپزخانه بروید و قهوه با شیر درست کنید و بوی خوشش را احساس کنید، چون بوی قهوه هم می‌تواند به کاهش هورمون‌های استرس کمک کند.

بوییدن گلاب و اسپری کردن آن روی صورت یا در فضای خانه، عطش را تا حدی رفع می‌کند، تقویت‌کننده قلب و آرامش اعصاب بوده و احساس گیجی و خواب آلودگی را برطرف می‌کند.

 

پایان.

  

خودشناسی و تصمیم‌گیری موثر 

 


  

مقدمه

ما در هر حوزه‌ای که فعالیت کنیم، هر علایقی که داشته باشیم یا هر پروژه‌ای را که به انجام برسانیم، به هر حال در دنیایی زندگی می‌کنیم که اصل مهم موفقیت در تجارت آن برقراری ارتباطات است. در یک کسب و کار ما همواره با همکاران ، مراجعان و مشتریان بالقوه تعامل داریم. روابط و تعاملات ما با دیگران در زندگی شخصی ما بارزتر است و مهم‌تر از همه این است که ما با خودمان مراوده داریم. همه ما فکر می‌کنیم که چطور با دیگران رابطه برقرار کنیم که موثرتر و کارآمدتر باشند.


در تمامی لحظات زندگی ما در حال تصمیم‌گیری هستیم. در زندگی شخصی و زندگی کاری با اخذ تصمیمات گوناگونی روبروییم که همگی بر زندگی ما اثر می‌گذارند. حالا شما برای اخذ تصمیمات به چه معیارهایی توجه می‌کنید و هنگامی که می‌خواهید تصمیماتتان را ارزیابی کنید، به چه مسائلی توجه دارید؟ تصمیم‌گیری و روابط ما با دیگران کاملا به یکدیگر مربوطند.
اگر بخواهیم تصمیماتی بگیریم که با ارزش‌ها و اهدافمان موافق باشند و انتظارات ما را برآورده کنند، باید از خودمان شناخت کافی داشته باشیم و نیروهای درونی‌مان را بشناسیم.


وقتی که اتفاقات بدی رخ می‌د‌هند و زندگی به ما سخت می‌گیرد، اجازه می‌دهیم که ارتباطمان با درون و منابع الهام بخش درونی‌مان قطع شود. آن وقت است که رنج می‌کشیم و کارهایمان درست پیش نمی‌روند. اما اگر بخواهیم بر زندگی خود و دیگران تاثیر مثبتی بگذاریم و آنطور زندگی کنیم که شایسته ماست، باید وقت صرف کنیم و تلاش کنیم تا نیروی درونی‌مان را رشد دهیم تا بتوانیم به کمک آن با انرژی بالا و خلاقیت ، تصمیماتی مناسب اتخاذ کنیم.

پرورش نیروی درون

 

حالا شما چطور این ارتباط و نیروی درونی را پرورش می‌دهید؟ چطور آن را تقویت می‌کنید؟ همگی ما باید از معلمان و مربیانمان درس بگیریم تا بتوانیم با انجام کارهایی ساده این ارتباط و نیروی درونی را تقویت کنیم. وقتی توانستیم با درونمان ارتباط موثری برقرار کنیم، می‌توانیم بهتر تصمیم بگیریم و این تدابیر مناسب بر کیفیت روابط ما با دیگران اثر گذارند. معمولا وقتی ما این ارتباط درونی ضروری را پرورش می‌دهیم، بهتر می‌توانیم از ملزومات مدیریت آن موقعیت آگاه شویم.


علاوه بر این بهتر می‌توانیم با مشکلات روبرو شویم و حلشان کنیم. با وجود این ارتباط درونی ، دورنمای بهتر و شفاف‌تری از موقعیت‌ها پیش روی‌مان قرار می‌گیرد که با وجود آن می‌توانیم با ابتکار و خلاقیت آن را به پیش ببریم . وقتی که می‌خواهیم تصمیمی بگیریم، گزینه‌های متعددی پیش روی ماست، اما به نظر من بهترین انتخاب ، آن است که توانایی‌های ما را افزایش دهد و به خود ما ، دیگران و آنهایی که در جهت تحقق اهداف یک مجموعه و ارتقای آن می‌کوشند، آزادی عمل بیشتری بدهد. چند فاکتور وجود دارد که توجه به آنها هنگام انتخاب گزینه‌های پیش‌رو ، مفید است:

خلاقیت

 

یک انتخاب خوب شما را به خلاقیت و نوآوری تشویق می‌کند و باعث می‌شود که به دنبال راه‌حل‌های پنهان بروید. علاوه بر این احساس خوبی هم به شما دست می‌دهد چرا که درمی‌یابید روحیه نوآوری‌تان تقویت شده است و از این‌رو رضایت‌مند خواهید بود.

امنیت و سلامت

 

وقتی که می‌خواهید تصمیمی اتخاد کنید، باید آینده‌نگر باشید و ببینید که تاثیر آن روی شما ، همکارانتان و نسل آینده چیست؟ پیشنهاد این آینده‌نگری را نداریم و به اثرات طولانی‌مدت یک تصمیم توجه نمی‌کنیم و اغلب تصمیماتی اتخاذ می‌کنیم که در کوتاه‌مدت اثربخش هستند، اما تبعات آن در طولانی‌مدت روشن و شفاف نیست.

فرصت‌ها و اهداف

 

آیا اگر این گزینه را انتخاب کنید، باز هم به فرصت‌های گوناگون دسترسی خواهید داشت؟ آیا می‌تواند فرصت‌های بیشتری برایتان فراهم کند؟ آیا علاوه بر اینکه نیازهای احساسی شما را تامین می‌کند، در نیل به اهداف شغلی هم موثر است؟

نتیجه::

 

اگر تصمیمی که گرفته‌اید، روند سخت و دشواری پیش‌رو داشته باشد، فقط یک چیز می‌تواند شما را به ادامه راه تشویق کند، اینکه بدانید پس از تلاش و کوشش فراوان به نحو احسن نتیجه خواهید گرفت. این انگیزه باعث می‌شود که اعتماد به نفس شما بالا رود و انرژی موجود در سیستم نیز افزایش می‌یابد.

ارتباطات

 

گاهی اوقات ما در کارمان یکه و تنها می‌مانیم. ممکن است دیگران ما را تنها بگذارند یا خودمان احساس کنیم خیلی تواناییم و کمک دیگران را رد کنیم. اما بدانید که اگر با همکاران و دیگر منابع آگاه ، ارتباط داشته باشیم و تصمیمی اتخاذ کنیم که این ارتباطات موثر ، برقرار شوند و دوام داشته باشند، تصمیم خلاق و عاقلانه‌ای گرفته‌ایم.

رضایت

 

وقتی که در پایان روز تصمیمات‌تان را مرور می‌کنید، خوشحال می‌شوید و از اینکه این‌چنین مدیری هستید، به خود می‌بالید. یا اینکه سر در گم و عصبی خواهید شد. چرا که کارها مثل کلاف سردرگمی به نظر می‌آیند؟ اگر گزینه دوم صحیح است، باید حتما در تصمیماتتان تجدید نظر کنید.

احساس و نیروی درون

 

تصمیماتی که ارتباط شما با نیروی درونی و هسته اصلی وجودتان را تقویت می‌کنند، تصمیماتی هستند که بهترین نتایج را به دنبال خواهند داشت. تصمیماتی که ویژگی‌های بالا را داشته باشند، خلاقیت شما راتقویت کنند، به کارهای مفید با اثرات سازنده طولانی مدت منجر شوند و به شما و همکارانتان رضایت و آرامش خاطر هدیه کنند، بهترین‌هایی هستند که پیش‌روی شما هستند. این گزینه‌ها خالق انرژی هستند و آن را هدر نمی‌دهند.


ما با اتخاذ آنها به آسودگی و آرامش می‌رسیم، چرا که می‌دانیم نتیجه هر چه که باشد، از سخت‌کوشی، درایت و دوراندیشی ما سرچشمه گرفته است. ما خودمان نگارنده سطرهای دفتر زندگی شخصی و شغلی‌مان هستیم. البته هر کدام‌مان در معرض انواع فشارها ، قدرت‌ها و جبرهایی هستیم که تاریخ بر ما تحمیل می‌کند. اما در عوض صاحب درایت و خلاقیت هستیم. این هنر را داریم که با دیگران ارتباط برقرار کنیم. این نیروها من و شما را یاری می‌کنند که کشتی زندگی‌مان را در این جریان زندگی هدایت کنیم. جریانی که گاهی بسیار متلاطم و خطرناک است.


فردریک داگلاس یکی از سیاه‌پوستانی بود که قبل از جنگ داخلی آمریکا برای نهضت آزادی سیاهپوستان و مبارزه با بردگی فعالیت می‌کرد. این سخنران و مبارز مشهور می‌گوید: حقیقت وجودتان را بشناسید و در عین حال عمل کنید و دست به کار شوید. برای نیل به آنچه می‌دانید راست و حقیقت است، خطر کنید.

سرچشمه :: سایت دانشنامه رشد

پایان.

  
#آیاتی_از_کتاب_نور_و_روشنایی

سوره حمد فاتحه -سوره الفاتحه SURA 1. Fatiha
( سوره الفاتحه -سوره 1- تعداد آیه7 )



بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ (1)

الْحَمْدُ للّهِ رَبِّ الْعَالَمِینَ (2)

 الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ (3)

 مَالِکِ یَوْمِ الدِّینِ (4)

إِیَّاکَ نَعْبُدُ وإِیَّاکَ نَسْتَعِینُ (5)

 اهدِنَا الصِّرَاطَ المُستَقِیمَ (6)

 صِرَاطَ الَّذِینَ أَنعَمتَ عَلَیهِمْ غَیرِ المَغضُوبِ عَلَیهِمْ وَلاَ الضَّالِّینَ (7)




ترجمه فارسی سورة الفاتحة ::

 به نام خداوند بخشنده و مهربان (1)

ستایش مخصوص خداوندی است که پروردگار جهانیان است. (2)

(خداوندی که) بخشنده و بخشایشگر است (و رحمت عام و خاصش همگان را فرا گرفته). (3)

(خداوندی که) مالک روز جزاست. (4)

(پروردگارا!) تنها تو را می‏پرستیم; و تنها از تو یاری می‏جوییم. (5)

ما را به راه راست هدایت کن... (6)

راه کسانی که آنان را مشمول نعمت خود ساختی; نه کسانی که بر آنان غضب کرده‏ ای; و نه گمراهان. (7)



ترجمه انگلیسی قرآن کریم ::
 

SURA 1. Fatiha, or the Opening Chapter

1. In the name of Allah, Most Gracious, Most Merciful.

2. Praise be to Allah, the Cherisher and Sustainer of the worlds;

3. Most Gracious, Most Merciful;

4. Master of the Day of Judgment.

5. Thee do we worship, and Thine aid we seek.

6. Show us the straight way,

7. The way of those on whom Thou hast bestowed Thy Grace, those whose [portion]

is not wrath, and who go not astray.

 
#آیاتی_از_قرآن_کریم

100/2/10::: 10:47 ص
نظر()
  

یادداشتهای یک زندانی سیاسی-13

 


 یادداشتهای چهار ساله یک نفر زندانی از زندان و زندانیان شهربانی-13( قسمت پایانی ) 
 (یادداشتهای یک زندانی سیاسی در عصر رضاشاهی)- قسمت سیزدهم و پایانی.

موضوع این قسمت ::
 ( فرخی در زندان قصر از بی‌پولی کت و شلوار تنش را حراج کرد! )

فرخی، از روز اول بازداشت... از تمام آن‌چه حتی درباره یک زندانی عادی، یک سارق، یک جیب‌بر رعایت می‌شد محروم بود!
مختصر احترامی را که در روزهای اولیه حبس درباره او مرعی می‌داشتند معلول دو علت بود: اول آن‌که فرخی مختصر پولی در جیب داشت که در نتیجه طبع افراطی خود و عدم اعتنا به پول به زودی آن را از دست داد و دوم آن‌که مامورین زندان هنوز از نظریه مقامات مافوق خود درباره او بی‌اطلاع بودند.
وقتی پول فرخی تمام شد و نظر آن مقامات راجع به او مشخص گردید، در چنان مضیقه‌ای قرار گرفت که واقعا قابل توصیف نیست!...
فرخی پس از اتمام پولش به فروش اثاثیه خود پرداخته در وهله اول شاپوی عالی و بعد پتوهای ظریف خود را فروخت و کم‌کم کار به جایی رسید که به حراج کت و شلواری که پوشیده بود اقدام کرد!
زندان قصر، بسیاری از اشخاص متشخص و صاحب‌ جاه و جلال و عنوان را پذیرایی کرده و سالیان دراز شاهد حوادث عجیب و سهمگین بوده است.
دیوارهای بعضی از سلول‌های این بنای شوم، اگر روزی به حرف آمده و آن‌چه را که در شب‌های تاریک و ساکت در پناه آن‌ها گذشته است حکایت می‌کنند، شاید حقایق بی‌‌شماری را روشن خواهند کرد! آن‌ها ما را از وضع حال سحرگاهیِ اشخاصی که تا بامداد اعدام با خود گفت و شنود و با خدای خود، راز و نیاز داشته‌اند، آگاه می‌سازند! آن‌ها به ما خواهند گفت که سردار اسعد بختیاری ساعات آخر حیات خود را چگونه سپری کرد و در زیر پنجه‌های ناجوانمردان عصر طلایی چسان جان سپرد! به ما حکایت خواهند کرد که تیمورتاش با چه تاسف و تاثری دست تضرع به درگاه باری‌تعالی دراز کرده و از گناهان گذشته خود، اظهار ندامت و پشیمانی می‌کرده است!
 بیشتر بخوانیم ::
 آری این دیوارهای قطور که ناله بسیاری از افراد انسانی را در حفاظ خود خفه و خاموش کرده‌اند، اگر روزی به صدا درآیند به ما فاش خواهند کرد که آن دوازده نفری را که غروب روزی به قصر آورده و بامداد روز بعد یک‌سره پای دیوار اعدام بردند، کی‌ها و متهم به چه جرمی بوده‌اند که تاکنون ناشناس مانده و فاصله بین بازداشت و اعدام آن‌ها بیش از هیجده ساعت طول نکشیده است! و آن کودک سیزده چهارده‌ساله رنگ‌پریده که نظافتچی‌ها می‌گفتند یکی از پاسبان‌ها او را بغل کرده و برای معاینه دکتر قانونی به «هشت اول» برده بود تا صحت و سلامت مزاجش را برای اعدام! تصدیق کند، در بین این دوازده نفر، چه فرد موثری بود که به این سرنوشت شوم گرفتار شد؟! آری – این دیوارها، بسیاری از ناکامی‌ها و محرومیت‌ها را برای ما حکایت خواهند کرد که شاید نظایر آن‌ها را فقط بتوانیم در زندان‌های قرون وسطی، بجوییم!
اما... به جرأت می‌توانم ادعا کنم که حکایت «حیات و مرگ فرخی» در زندان در رأس تمام آن همه حکایات قرار گرفته و واقعا کسی نمی‌تواند آن همه محرومیت‌ها را هنگام حیات او، حیاتی که به قول خودش «جز اسم بی‌مسما و جز جزئی از مرگ تدریجی» چیز دیگری نبوده، به خاطر خطور دهد و هم‌چنین، آن همه زجر و شکنجه را موقع مرگِ آن مرحوم که واقعا بسیار تلخ و ناگوار بوده است در نظر مجسم نماید! بنا به تحقیق دقیقی که در زندان کرده‌ام به من مسلم شده است که آن مردان باعنوان و متشخص که به عللی در گوشه زندان به کام مرگ فرو رفته و محکوم شدند که دور از انظار و با دست امثال دکتر احمدی نابود و سربه‌نیست شدند، اغلب تا آخرین ساعات حیات را کاملا در رفاه و آسایش به سر برده، از تمام و یا قسمت اعظم وسایل زندگی راحت خارج خود استفاده می‌کرده‌اند! غذای اکثر همان آقایان مرتب، جای خواب‌شان آماده و راحت، احترام‌شان محفوظ بود.
آن‌ها بسی خوش‌بخت بودند که نه فقط از سرنوشت خود اطلاع نداشتند بلکه نوید آزادی از نظر تملق زندان‌بانان پیوسته در گوش‌شان طنین‌انداز بود و خود هم صد درصد به صحت آن نوید، اطمینان داشتند! بودند از آن‌ها اشخاصی که حتی با همسران خود ساعت‌ها در اطاق خصوصی که مدخل زندان قصر داشت و همه زندانیان آن اطاق را می‌شناسند به طور خصوصی ملاقات می‌کردند! از مامورین و از نامه‌رسان زندان برای ابلاغ پیام‌های خصوصی و از تلفن زندان برای تماس با مراکز مورد نظر استفاده می‌نمودند. ولی... ولی فرخی، از روز اول بازداشت، نه فقط از این مزایا بلکه از تمام آن‌چه حتی درباره یک زندانی عادی، یک سارق، یک جیب‌بر رعایت می‌شد محروم بود! مختصر احترامی را که در روزهای اولیه حبس درباره او مرعی می‌داشتند معلول دو علت بود: اول آن‌که فرخی مختصر پولی در جیب داشت که در نتیجه طبع افراطی خود و عدم اعتنا به پول به زودی آن را از دست داد و دوم آن‌که مامورین زندان هنوز از نظریه مقامات مافوق خود درباره او بی‌اطلاع بودند. وقتی پول فرخی تمام شد و نظر آن مقامات راجع به او مشخص گردید، در چنان مضیقه‌ای قرار گرفت که واقعا قابل توصیف نیست! در همین روزها بود که در نتیجه رفتار مامورین زندان با خود، با منظره مرگ روبه‌رو می‌شد و کم‌کم خویش را برای پذیرایی اطبای مبتکر آمپول هوا مهیا نمود.
فرخی پس از اتمام پولش به فروش اثاثیه خود پرداخته در وهله اول شاپوی عالی و بعد پتوهای ظریف خود را فروخت و کم‌کم کار به جایی رسید که به حراج کت و شلواری که پوشیده بود اقدام کرد!
در این وقت روزی او را به اداره سیاسی احضار کردند و اول شب به او ابلاغ کردند که فردا خود را برای رفتن به شهر آماده کند. ساعت 7 صبح که سروقت فرخی آمدند، او با رب‌دوشامبر شطرنجی و با کفش سرپایی طول کریدور را آهسته پیموده و چون در مقابل اطاق من رسید سر به درون اطاق کشید.
من مدتی بود در کریدور به انتظار فرخی، برای خداحافظی، قدم می‌زدم و در این موقع به سرعت به طرف او آمده دستش را که به سویم دراز شده بود، به دست گرفتم، پنجه‌هایم را به محبت فشرد و چون من و سایر زندانیان را متاثر دید، گفت: «نه، نه... متاسفانه این رفتن، رفتن آخرم نیست و یقین دارم نزد شما برمی‌گردم و آن وقت سرنوشت قطعی خود را به شما خواهم گفت»! با رب‌دوشامبر کذایی و کفش سرپایی برای رفتن به شهر ما را ترک کرد.
چند ساعتی از شب می‌گذشت که فرخ را به زندان قصر عودت دادند، ظاهرا بسیار ناراحت و عصبانی بود. مستقیما به اطاق خود رفت و پس از یک توقف کوتاه در حالی که کفش راحتی خود را به زمین می‌کشید و ما از صدای آن همیشه فرخی را تشخیص می‌دادیم، از اطاق خارج و در کریدور شروع به قدم زدن کرد. در این ساعات کریدور معمولا خلوت و زندانیان خود را برای خواب آماده می‌کنند، پاسبان‌های محافظ هم در این وقت اگر کسی را در کریدور می‌دیدند، او را به اطاق خود معاودت می‌دادند، ولی در آن شب مدتی از قدم زدن فرخی گذشت و کسی مزاحم او نشد. وقتی از سوراخ درب اطاقم فرخی را دیدم دانستم که این مرد عصبانی و احساساتی، بیش از همیشه عصبانی و برای ایجاد طوفانی منتظر یک بهانه جزئی است و گویا پاسبان پست هم متوجه این مطلب شده بود که به مرحوم فرخی، بر خلاف همیشه، ایرادی نمی‌گرفت و حتی خود را از او پنهان می‌داشت! از دوستان هم‌اطاق خود کسب اجازه کردم که او را دعوت به چای بعد از شام کنم و ضمنا از چگونگی جریان احضار امروزه او پرسشی نمایم، همه موافقت نمودند. وقتی درب اطاق را گشوده و خواستم خارج شوم، فرخی درست برابر اطاقم رسیده بود.

بدون آن‌که به سلامم جوابی بدهد، چون اشخاص بهت‌زده به طرفم آمد و دستم را به سوی خود کشیده و مرا ناچار کرد از او پیروی کنم حال غیرعادی او دیگر مجالی برای تعارف چای باقی نگذاشت و من با او به راه افتادم. او با قدم‌های کوتاه به طرف پنجره آهنی کریدور حرکت می‌کرد و در هر چند قدم، لحظه‌ای مکث و توقف می‌نمود. دست‌های متشنج او واقعا بازویم را آزار می‌داد. از چشمان سرخ و خیره و صورت برافروخته‌اش ناراحت شده بودم. وقتی جلوی پنجره مزبور رسیدم، فرخی حالی سخت متغیر و منقلب داشت. ناچار گفتم: «آقای فرخی! حال‌تان گویا خوب نیست، تصور می‌کنم آقایان در اداره سیاسی شما را ناراحت و معذب کرده باشند، آیا میل ندارید که استراحت کنید؟» بدون آن‌که به گفتار من توجهی کند، چون کسی که به صدای دوری گوش فرا می‌دهد، چشمان از حدقه درآمده‌اش به نقطه مجهولی در فضا خیره و گردنش با مختصر انحنایی به شانه نزدیک شد! پس از لحظه‌ای با صدای لرزان گفت: «ساکت باش... گوش کن. گوش کن. ببین صدای چه چیز را می‌شنوی؟»
 از این حرف فرخی مات و متحیر سرتاپا گوش شدم، سکوت محض سرتاسر زندان را فرا گرفته، صدایی از هیچ جا شنیده نمی‌شد و ناچار نگاه استفسارآمیزی به فرخی کردم! باز با همان نگاه خیره و حال منقلب که واقعا بیننده را مضطرب و ناراحت می‌کرد متوجه من شده در حالی که شانه‌هایم را با هر دو دست خود به سختی حرکت می‌داد پرسید: «چطور؟ چطور تو این همه صداهای هول‌ناک و مهیب را نمی‌شنوی؟! گوش کن... هان... این صدای توپ‌های آلمان است، صدای شلیک ارتش معظمی است که من در آلمان آن را از نزدیک دیده‌ام! این بوی شدید باروت از سرحدات روسیه است که در اثر باد و نسیم دریای خزر به مشام ما می‌رسد! تو چطور نمی‌شنوی و چطور استشمام نمی‌کنی؟!» مات و متحیر به این مرد که گویا گوشش به خطا صداهایی می‌شنید و شامه‌اش به غلط بوهایی استشمام می‌کرد نگاه کرده و از خود می‌پرسیدم: «چه شد که فرخی دیوانه شده؟! آیا با این مرد فلک‌زده امروز چه کرده‌اند که چنین مهملاتی می‌گوید؟!» سه سال و اندی از این شب گذشت و جنگ جهانی دوم با آغاز شلیک توپ‌های مهیب ارتش آلمان شروع شد و پیش‌بینی فرخی به مرحله عمل رسید و بوی شدید باروت از سرحدات روسیه در اثر باد و نسیم دریای خزر به مشام ما رسید! به قضاوت بی‌جای آن‌شبه خود راجع به فرخی بسیار نادم و پشیمان شدم ولی فرخی دیگر وجود نداشت و ظاهرا چون مرده گم‌نامی در زیر خروارها خاک و در آرام‌گاهی که متاسفانه از محل آن هم اطلاعی در دست نیست، خفته و خاک شده بود! به این سبب قادر نبودم مراتب ندامتم را به او ابراز دارم. آیا بین شما خوانندگان عزیز کسی هست که مزار فرخی را بداند و مرا برای طلب مغفرت به آرام‌گاه او هدایت کند؟
 منبع: فریدون جمشیدی، خواندنیها، شماره پنجاه‌وپنجم، شنبه 12 اسفند 1329، صص 9 و 10.
 پایان.

 


  
   1   2      >