سفارش تبلیغ
صبا
آن که راز خود را نهان داشت ، اختیار را به دست خویش گذاشت . [نهج البلاغه]
لوگوی وبلاگ
 

دسته بندی موضوعی یادداشتها
 
مجله آرامش-آبان1392-شماره نهم ، مجله آرامش-بهمن1392-شماره دهم ، «{دوره جدید،ش1،فروردین1395}» ، « {د ج،ش12،فروردین ماه1396خورشیدی} » ، مجله آرامش-اسفند1391-شماره اول ، مجله آرامش-اسفند1392-شماره یازدهم ، «{دوره جدید،ش6،شهریور 1395}» ، «{دوره جدید،ش4،تیرماه 1395}» ، « {ش18-اسفند1396خورشیدی} » ، مجله آرامش-فروردین1392-شماره دوم ، « مجله آرامش-شهریور1393-شماره17 » ، « مجله آرامش-مهر93-شماره18» ، مجله آرامش-فروردین1393-شماره دوازدهم ، مجله آرامش-خرداد1392-شماره چهارم ، مجله آرامش-خرداد1393-شماره چهاردهم ، مجله آرامش-اردیبهشت1393-شماره سیزدهم ، (مجله آرامش-تیر1393-شماره 15) ، مجله آرامش-مهر1392-شماره هشتم ، مجله آرامش-تیر1392-شماره پنجم ، «{دوره جدید،ش2،اردیبهشت1395}» ، « {دوره جدید،ش11،اسفند 1395خورشیدی} » ، « {ش17-بهمن1396خورشیدی} » ، « {دوره جدید،ش7،مهر 1395} » ، مجله آرامش-مرداد1392-شماره ششم ، « مجله آرامش-آذر93-شماره19» ، مجله آرامش-اردیبهشت92-شماره سوم ، «مجله آرامش-مرداد1393-شماره16» ، « {دوره جدید،ش10،بهمن 1395خورشیدی} » ، « { ش20- تیرماه1397خورشیدی } » ، « {جدید-ش14-خرداد96ش} » ، « {ش16-آذر1396خورشیدی} » ، « {دوره جدید،ش9،دی1395} » ، « {ش19-اردیبهشت ماه1397شمسی ، « {جدید،ش13،اردیبهشت1396خورشیدی} » ، « مجله آرامش-بهمن93-شماره20 » ، «{دوره جدید،ش3،خرداد1395}» ، «{دوره جدید،ش5،مرداد 1395}» ، « { ش20- مرداد ماه1397خورشیدی } » ، « {دوره جدید،ش8/ 30آذر95خورشیدی} » ، « {ش19-اردیبهشت ماه1397شمسی » ، « {ش19-اردیبهشت ماه1397شمسی} » ، « {ش15-تیرماه1396خورشیدی} » ، مجله آرامش-شهریور1392-شماره هفتم ،

آمار و اطلاعات

بازدید امروز :3
بازدید دیروز :22
کل بازدید :151257
تعداد کل یاداشته ها : 425
97/8/1
1:24 ص
مشخصات مدیروبلاگ
 
aramesh[60]

خبر مایه
بایگانی وبلاگ
 
« اسفند1391-شماره اول »[32] « فروردین1392-شماره دوم »[9] « اردیبهشت1392-شماره سوم »[4] خرداد1392-شماره چهارم[10] « مرداد1392-شماره ششم »[6] « تیر1392-شماره پنجم »[9] « شهریور1392-شماره هفتم »[1] « مهر1392-شماره هشتم »[8] « آبان1392-شماره نهم »[111] « بهمن1392-شماره دهم »[66] « اسفند1392-شماره یازدهم »[26] « فروردین1393-شماره دوازدهم »[10] « اردیبهشت1393-شماره سیزدهم »[9] « خرداد1393-شماره چهاردهم »[9] « مجله آرامش-تیر1393-شماره 15 »[7] « مجله آرامش-مرداد1393-شماره 16 »[3] « مجله آرامش-شهریور1393-شماره 17 »[11] « مجله آرامش-مهر93-شماره18»[13] « مجله آرامش-آذر93-شماره19»[5] « مجله آرامش-بهمن93-شماره20 »[4] «{دوره جدید،ش1،فروردین1395}»[45] «{دوره جدید،ش2،اردیبهشت1395}»[7] «{دوره جدید،ش3،خرداد1395}»[2] «{دوره جدید،ش4،تیرماه 1395}»[19] «{دوره جدید،ش5،مرداد 1395}»[2] «{دوره جدید،ش6،شهریور 1395}»[21] « {دوره جدید،ش7،مهر 1395} »[5] « {دوره جدید،ش8/ 30آذر95خورشیدی} »[1] « {دوره جدید،ش9،دی 1395} »[1] « {دوره جدید،ش10،بهمن1395} »[4] « {دوره جدید،ش11،اسفند1395} »[6] « {د ج،ش12،فروردین ماه1396خورشیدی} »[36] « {جدید،ش13،اردیبهشت1396خورشیدی} »[2] « {جدید-ش14-خرداد96ش} »[2] « {ش15-تیرماه1396خورشیدی} »[1] « {ش16-آذر1396خورشیدی} »[3] « {ش17-بهمن1396خورشیدی} »[3] « {ش۱۸-اسفند1396خورشیدی} »[16] « {ش19-اردیبهشت ماه1397خ»[3] « { ش20- تیرماه1397خورشیدی } »[3] « { ش21- مرداد ماه1397خورشیدی } »[1]
لوگوی دوستان
 

پیوند دوستان
 
پایگاه تحلیلی( فصل انتظار) پایگاه خبری تحلیلی فرزانگان امیدوار جاده های مه آلود لحظه های آبی( سروده های فضل ا... قاسمی) هواداران بازی عصر پادشاهان ( Kings-Era.ir ) یا صاحب الزمان (عج) سایت اطلاع رسانی دکتر رحمت سخنی Dr.Rahmat Sokhani مجله آرامش مهندس محی الدین اله دادی « تارنمای شخصی مهدی گل محمدی » قاصدک مسیر عرشیان تراوشات یک ذهن زیبا پاتوق دوستان قیدار شهر جد پیامبراسلام نشریه حضور غزل عشق بلوچستان کلینیک تخصصی پوست و تناسب اندام-ایده آل بابای آسمانی محمد قدرتی یه دختره تنها شاه تورنیوز Note Heart غزلیات محسن نصیری(هامون) ... یاس ... wanted دفتر احسان رویابین تینا!!!! عرفان وادب کاروجدان allah is my lord منتظر باران فرهنگی بهار عشق شناخت کافی ღای دریغاღ خط خطی ها عدالت جویان نسل بیدار سینا حاج زاده HADAFE SORKH ghamzade رویایی زندگی کردن... جامع ترین وبلاگ خبری مقاله های تربیتی ارتــــش ســــرخ///AK زازران ♥®♥شایگان مجله پیام توحید خواندنی های ایران جهان دانشجو دانشجوی میکروبیولوژی 91 دانشگاه آزاد اشکذر آسمان آبی پنجره ای رو به باغ مجله پارسی نامه سرویس وبلاگ نویسی پارسی بلاگ مجله الکترونیکی گوناگون مجله جهان داستان آموزش زبان دات کام مجاز نیوز طب سنتی خبرگزاری آریا تارنمای مهدی گل محمدی-2

10روش ساده برای کنترل خشم ::

 

در زمان عصبانیت خیلی راحت ممکن است چیز‌هایی را به زبان بیاورید که بعداً از گفتن آن‌ها حسابی پشیمان شوید. چند دقیقه مکث کرده، چیزی به زبان نیاورید و فکرتان را جمع کنید و بگذارید طرف‌مقابلتان هم همین کار را بکند.


?کنترل کردن خشم کار بسیار سختی است. وقتی کسی در خیابان جلو راهتان را می‌گیرد، خون جلو چشمانتان را می‌گیرد؟ وقتی فرزندتان حرفتان را گوش نمی‌کند، فشارخونتان حسابی بالا می‌رود؟ عصبانی شدن حالتی کاملاً طبیعی و سالم است، اما خیلی مهم است که به طریقی مثبت با آن برخورد کنید. عصبانیتی که کنترل نشود، می‌تواند هم برای سلامتی و هم زندگیتان مضر باشد. 


1. قبل از اینکه چیزی بگویید فکر کنید


در زمان عصبانیت خیلی راحت ممکن است چیز‌هایی را به زبان بیاورید که بعداً از گفتن آن‌ها حسابی پشیمان شوید. چند دقیقه مکث کرده، چیزی به زبان نیاورید و فکرتان را جمع کنید و بگذارید طرف‌مقابلتان هم همین کار را بکند.


2. وقتی آرام‌تر شدید، عصبانیتتان را ابراز کنید


وقتی توانستید روشن و واضح فکر کنید، ناراحتی‌تان را به طریقی قاطع، اما نه هجومی ابراز کنید. نگرانی‌ها و نیازهایتان را به روشنی و وضوح کامل بدون اینکه موجب ناراحتی طرف‌مقابل شوید، برای او شرح دهید. 


3. کمی ورزش کنید


فعالیت جسمی به خالی کردن استرس‌هایی که موجب عصبانیت می‌شود کمک می‌کند. اگر احساس می‌کنید عصبانیتتان در حال افزایش است، برای پیاده‌روی بروید یا زمانی را برای انجام فعالیت فیزیکی موردعلاقه‌تان صرف کنید.


4. به خودتان استراحت دهید


استراحت کردن فقط برای بچه‌ها نیست. در طول ساعت‌هایی از روز که فوق‌العاده برایتان استرس‌زا است به خودتان وقفه‌هایی برای استراحت دهید. چند دقیقه زمان آرام و بی‌سروصدا به شما کمک خواهد کرد احساس بهتری پیدا کرده و برای کنار آمدن با مشکلات پیش رو آماده‌تر شوید.


5. راهکار‌های ممکن را بررسی کنید


به جای اینکه روی چیزی که دیوانه‌تان کرده تمرکز کنید، سعی کنید مشکل را حل کنید. آیا اتاق نامرتب فرزندتان عصبانیتان کرده است؟ در آن را ببندید. آیا همسرتان هر شب برای شام دیر می‌آید؟ برنامه شامتان را دیرتر بگذارید. به خودتان یادآور شوید که عصبانیت نه‌تن‌ها هیچ چیز را حل نمی‌کند، بلکه بدتر هم می‌کند.


6. از ضمیر "من" استفاده کنید


برای جلوگیری از انتقاد کردن یا مقصر دانستن کسی، که فقط فشار بین شما را بیشتر خواهد کرد، برای توضیح مشکل جملاتتان را با ضمیر "من" شروع کنید. سعی کنید تا جایی که می‌توانید به طرف‌مقابل احترام بگذارید. مثلاً به جای "تو هیچوقت در کار‌های خانه کمک نمی‌کنی" بگویید، "من ناراحت شدم که بدون اینکه به من برای جمع کردن میز شام کمک کنی گذاشتی رفتی. " 


7. کینه به دل نگیرید


بخشش ابزاری بسیار قوی است. اگر اجازه دهید که عصبانیت و سایر احساسات منفی بر احساسات مثبت شما غلبه کنند، خواهید دید که با تلخی و ناعدالتی خودتان نابود شده‌اید. اما اگر بتوانید کسی که اذیتتان کرده است را ببخشید، هر دو شما می‌توانید از آن موقعیت درس بگیرید. منطقی نیست که از همه آدم‌ها توقع داشته باشید در همه شرایط همانطوری رفتار کنند که شما دوست دارید.


8. برای خالی کردن فشار، شوخ‌طبعی کنید


شوخی و خنده به مقابله با فشارعصبی کمک می‌کند. از شوخ‌طبعی برای مواجهه با چیزی که عصبانیتان کرده است و انتظارات و توقعات غیرواقع‌بینانه‌ای که داشته‌اید استفاده کنید. البته از طعنه و ریشخند دوری کنید، زیرا ممکن است موجب جریحه‌دار شدن احساسات دیگران شده و همه چیز را بدتر کند.


9. مهارت‌های تمدداعصاب را تمرین کنید


وقتی اعصابتان خرد شده و خشمتان قلیان می‌کند، از مهارت‌های تمدد اعصاب کمک بگیرید. تمرینات تنفس عمیق، تجسم یک تصویر آرامش‌بخش یا تکرار کلمه یا عبارتی که آرامتان می‌کند، بسیار به دردتان خواهد خورد. حتی می‌توانید موسیقی آرامش‌بخش گوش دهید، در دفترچه خاطراتتان بنویسید یا چند حرکت یوگا را تمرین کنید. 


10. بدانید چه زمان نیاز به کمک دارید


یادگرفتن کنترل عصبانیت برای همه آدم‌ها سخت است. اگر به نظرتان عصبانیت شما شدیداً خارج از کنترل است و باعث می‌شود دست به کار‌هایی بزنید که بعداً پشیمان شوید یا به اطرافیانتان آسیب برسانید، حتماً از متخصص کمک بگیرید.?


منبع:مردمان


97/2/3::: 3:8 ص
نظر()
  

جان نگارشهای انسانی-3

 

توجه :: ( مطالب زیر ، نه شعر ، نه شعر گونه ، نه گزارش است ، نه داستانک ، نه شعر سپید و نه شعر نو ؛ تنها می توان گفت ، مطالب زیر دل نوشته های آزاد و انسانی و یا به قول مولف ، جان نگارشهای معنوی و انسانی که از عمق دل و جان و احساسات انسانی بر می خیزد و بس. )

 

یک درد بزرگ؟!

 

آهای ای رنج دیده

از این مصیبت بزرگ.

 

خبر چه بد

چه ناگوار

چه کشنده و غم افزا بود.

 

دقایقها چه شکنج انگیز می گذرند

آن سوی پدری سر بر گریبان غصه 

سوی دیگر پسری ، و یا دختری

در حال ماتم و اشک،

و در گوشه خلوتی زجر ناله های

یک مادر پیر.

یک پیرمرد گریان با چشمانی سرخ

و قلبی سوزان از درد لحظه افزون.

 

چه می توان کرد

چه می شود گفت

مگر- آری مگر لحظه ای 

 مانند آنها دردشان را 

زندگی کرد.

که سخت است و محال نه

می شود اندکی 

آری تنها،

اندکی مانند آنها  درد را لمس نمود

و همه 

به درجه عشق راستین ما به انسان است.

انسان بودن و انسان ماندن

نه در خالی بندیهای کافه ای،

بلکه در اندیشه پاک معنوی ،

و زبان و کرداری انسانی و انسانی!

 

                             *

 

چقدر تلخ است 

خبر بد از راه دور

چقدر کشنده است

خبر مرگی عزیزی را دادن،

شنیدن و با تعجب فریاد کشیدن.

 

چه دردی دارد

درد مصیبت

دردی که می توان روی نمی داد!؟

و ای کاش.....!

بگذریم

چه می شود نوشت ،

از درد عشقهای رفته به باد آن همنوعان ،

آن هموطنان بهت زده و نالان،

وتنها 

و تنها می گوییم؛

هموطن صبوری ، تسلیت.....

و همیشه قلب من با توست

ای مصیبت دیده هوشیار!

تسلیت ، تسلیت ، تسلیت.‌‌..........

 

به قلم :: مهدی گل محمدی

کد مطلب 20/0

پایان.


  

خیابان گردی چهار راه داریوش ، آمادگاه ، ناژوان ، خیابان توحید و میر و اکثر پیتزا فروشی ها و چایخانه ها در اصفهان روزانه محل گشت و گذار مردم و به خصوص جوانانی است که به قول مدرس جامعه شناسی دانشگاه اصفهان به "  مصرف مکان " می پردازند." ژیان پور " ظهور پدیده خیابانگردی را همپای به وجود آمدن بحث فراغت می داند یعنی درست از همان جایی که انسان توانست ساعت هایی از شبانه روز خود را در اختیار بگیرد و زمان کار خود را محدود کند ." وقت آزاد "  از نظر این مدرس دانشگاه اساس به وجود آمدن پدیده پرسه زنی است و در وهله دوم مصرف گرایی و خرید کالا است که انسان  ها را به خیابان می خواند که می دانیم این هر دو از زمان ظهور مدرنیسم و فرهنگ سرمایه داری در میان انسان ها رواج یافته اند.

" زیگموت باومن " می گوید بیرون رفتن و به کار انداختن پاها آدم را به فیلسوف و تحلیل گر زمانه خود بدل می کند و " آنتونی رابینز" اصرار دارد که خوشبختی را باید از خیابان ها جستجو کرد.خیابانگردی پدیده ایست که عادلانه توزیع می شود ، حاشیه و متن ندارد ، اگر خیابان گردی با خودرو را از تعریف خود حذف کنیم باید بگوییم خیابان تقسیم دید و بازدید هایی است که عادلانه رخ می دهد.در خیابان ما همانی هستیم که می خواهیم و می توانیم پشت نقابی از ظاهر آراسته نهان شویم و لحظاتی در دنیای خیالی خود سیر کنیم بی آنکه دیگران به عمق ما نفوذ کنند و از واقعیت ما سر در آورند.ژیان پور علت جذابیت خیابان برای طبقات متوسط به لحاظ اقتصادی و پایین به لحاظ فرهنگی را وجود عنصر " غریبگی " در آن می داند و اینکه در خیابان می توان از تحت نظارت بودن خارج شد و غریبگی پیشه کرد ، " غریبه " اما نه کاملا بیگانه و آشنا نه آنقدر که دل آزار .پاسخ های روانشناختی به غریبگی و در میان غریبگان بودن و کشف بی دردسر حوزه های جدید همان موضوعیست که از نظر این مدرس دانشگاه برای جوانان بسیار جذاب است.برخی اعتقاد دارند خیابان گردی  بازتولید یک آیین سنتی روستایی است که در گذشته اول صبح سر چشمه رفتن دختران برای آوردن آب و به تماشا ایستادن پسران آیینی برای طلب عشق و جفت گزینی بود و اکنون نیز عصرها خیابان های شهرها گویی چشمه هایی هستند که می توان آب یا سراب زندگی را در آن جستجو کرد.ژیان پور البته چندان این مسئله را قبول ندارد و می گوید که در روستا و پای چشمه همه هم را می‌شناختند اما در خیابان های امروزین این " غریبگی " است که فریبنده به نظر می رسد.به اعتقاد برخی جامعه شناسان " دیدن " و " دیده شدن " اساس خیابان گردی است . در خیابان به واسطه " مد " ، طبقه اجتماعی ، فرهنگی و اقتصادی فرد پنهان می شود و ادبیات خیابانی زبانی یکسان است که مملو از جملات کوتاه ، عریان و هجو آمیز است ، زبانی که با آن میتوان نیاموختگی و کم دانستگی خود را پنهان کرد.این جامعه شناس گوید : در کشورهایی مانند فرانسه مردم از خیابانگردی گذر کرده و به کافه نشینی روی آورده اند اما در برخی کشورها نیز پس از تماشای تلویزیون خیابانگردی دومین مقوله ایست که افراد با آن وقت فراغت خود را پر می کنند.این مدرس دانشگاه اضافه می کند که در بادی امر نمی توان خیابانگردی را پدیده ای منفی تلقی کرد بلکه ابتدا باید بپذیریم که پدیده ای تحت این عنوان داریم و در صورتی که آمار آن به یکباره افزایش پیدا کند و موج خیابانگردی و پرسه زنی در جامعه رواج پیدا کند " مرضی " بودن پدیده قابل بررسی است.وی لازم می داند تاکید کند که جوان بودن جامعه ایران و کمبود امکانات تفریحی و برخی دلایل دیگر می تواند عامل افزایش خیابانگردی باشد که البته باید در مجالی مشروح بررسی شده و  مورد مطالعه قرار گیرد.

  
دور هم نشسته بودیم که یکی از بچه‌ها گفت: امروز راننده تاکسیه صد تومن کرایه اضافه‏تر از من گرفت، میگم آقا صد تومن اضافه گرفتی، میگه‌ ای بابا طرف سه‌هزار میلیارد بلند می‌کنه هیچی نمی‏گید حالا ‌گیر دادی به این صد تومن کرایه ما. اون یکی گفت: راست میگه من هم زنگ زدم به بیمه پیگیری خسارتم را بکنم که چرا اینقدر طول کشیده طرف برمی‏گرده میگه: ول کن بابا سه‌هزار میلیارد را بچسب. اون یکی که در بانک کار می‌کند، می‌گوید: سپرده‌های بانک ما یک‌دفعه کاهش پیدا کرده، مردم انگار ترسیدن. اون یکی جواب می‌دهد: معلومه خب چطور ما که می‏خوایم یک تومن وام بگیریم صد تا ضامن و نامه کسر از حقوق و غیره از ما می‌خواهند. ما یک ماموریت رفتیم از طرف اداره هی‌ گیر دادن به فاکتور کرایه ماشین و پول غذا، می‌گم بابا تو آن دو روزه من که پیاده نرفتم، باد هوا که نخوردم یک حداقلی تعریف کنید پولش رو بدید، میگن نمیشه سند می‏خواد. اون یکی می‌گوید: تو بازار هم همینه‌ها، دیگه نمیشه به اعتبار آدم‌ها حساب کرد یارو 10 سال کاسب بازاره یکهو میزنه درمیره این دوره زمونه آدم باید دو دستی مالش را بچسبه بذاره زیر سرش.
در دهه‌های گذشته اقتصاددانان لزوم رسیدن به توسعه و رفاه را در سرمایه اقتصادی و نیروی کار جست‌وجو می‌کردند اما بعد از مدتی اقتصادان‌های نئوکلاسیک به عامل سرمایه انسانی و نیروهای کار متخصص اشاره کردند، در ادامه تحولات در سال‌های 1980 مفهوم سرمایه اجتماعی آرام آرام به عنوان فاکتوری مهم در روند توسعه و رفاه یک جامعه مورد توجه قرار گرفت و اقتصاددانان اغلب از آن به عنوان چسبی که جامعه را به هم پیوسته نگه می‏دارد با عنوان سرمایه اجتماعی یاد می‌کنند. به نظر آنها مهم‌ترین نقشی که سرمایه اجتماعی در روند توسعه ایفا می‌کند، کاهش هزینه‌های معاملاتی است. به عنوان مثال اگر در یک جامعه افراد به همدیگر اعتماد داشته باشند در هنگام خرید و فروش اجناس خود نیاز به وجود یک فرد واسطه جهت شاهد معامله و اعتباربخشی به آن پیدا نمی‏شد. پس بدون وجود واسطه هزینه حق دلالی کاهش پیدا می‌کرد. بنابراین در جامعه‏ای که افراد به یکدیگر اطمینان دارند معاملات اقتصادی پررونق‏تر و کم‌هزینه‏تر است و این خود موجب رونق اقتصادی می‌شود. سرمایه اجتماعی با سرمایه انسانی فرق دارد، سرمایه اجتماعی چیزی نیست که به صورت فردی به‌دست آید مانند تحصیلات، بلکه سرمایه اجتماعی در صورتی معنا‏دار است که بیش از یک نفر در آن سهیم باشند. سرمایه اجتماعی می‌تواند از دو نفر که با هم کار می‌کنند تا یک ملت را دربرگیرد. منابع ایجاد‌کننده سرمایه اجتماعی از منظر فوکویاما این‌گونه دسته‏بندی می‌شود. هنجارهایی که به لحاظ نهادی ساخته شده‏اند مانند دولت و نظام‏ قانونی- هنجارهایی که خودجوش هستند و از کنش متقابل اعضای یک جامعه به وجود می‏آیند- هنجارهایی که از جامعه دیگر برخاسته‏اند و در نهایت هنجارهای طبیعی مانند خانواده، نژاد و قومیت.مفهوم سرمایه اجتماعی را امروزه در سه سطح خرد، میانی و کلان تقسیم می‌کنند به این معنی که در سطح خرد روابط بین افراد را در بر می‏گیرد مانند: اعتماد به اعضای خانواده، دوستان و همکاران، همچنین وجود ارزش‌های اجتماعی مثبت چون صداقت، امانتداری و تعهد در مقابل ارزش‌های منفی مانند، تقلب، کلاهبرداری و چابلوسی. در سطح میانی روابط افقی و عمودی مدنظر قرار می‏گیرد که روابط افراد بین نهادها و سازمان‌ها در این زمره هستند، نظریه‏پردازان این سطح، افرادی همچون کلمن و پاتنام هستند. به نظر کلمن سرمایه اجتماعی ترکیبی از ساختارهای اجتماعی است که تسهیل‌کننده کنش‏های معینی از کنشگران در درون این ساختارهاست. به عنوان مثال در یک اجتماع روستایی که کشاورز علوفه را از کشاورز دیگر می‏گیرد و ابزار و ادوات کار کشاورزی را به طور گسترده به یکدیگر قرض می‌دهند، سرمایه اجتماعی اجازه داده که هر کشاورز کارش را با حداقل سرمایه فیزیکی انجام دهد. اما سرمایه اجتماعی در سطح کلان مربوط می‌شود به نظریه‏ نورث. او از منظر اقتصاد سیاسی و در سطح کلان سرمایه اجتماعی را مورد مطالعه قرار داده‏ است. این سطح سرمایه اجتماعی روابط قراردادی و ساختاری نهادهای کلان اعم از دولت، حکومت سیاسی و نظام‌های قضایی و حقوقی را در بر می‏گیرد. در سطح کلان با سرمایه اجتماعی ساختاری سروکار داریم که اعتماد به نهاد‏های حاکمیتی و تخصصی مانند بیمارستان‌، بیمه‌ و بانک‌ها از آن جمله هستند. متاسفانه در کشور ما تضعیف سرمایه اجتماعی در سطح کلان موجب کاهش این سرمایه در سطوح دیگر شده است. اینکه افرادی توانسته‏‏اند در سطوح بالا مقدار معتنابهی سرمایه اقتصادی اختلاس کنند، نباید این اجازه را به دیگران بدهد که به اعمال خلاف عرف خود هرچند اندک مشروعیت ببخشند. متاسفانه در یک فضای نابهنجار امکان سوءاستفاده از این فضا و برهم زدن بیشتر هنجارهای اقتصادی و اجتماعی بیشتر می‌شود.اختلاس رخ داده به هر دلیل که به وقوع پیوسته ‏است موجب تضعیف اعتماد و سرمایه اجتماعی مردم نیز شده است. برای جبران این سرمایه شاید بهتر باشد ضمن ترمیم منابع سرمایه اجتماعی نهادی در کشور به منابع دیگر سرمایه اجتماعی بیشتر توجه کنیم. منابعی که خودجوش هستند و از کنش‏های متقابل مردم با یکدیگر به وجود می‏آیند.
نویسنده مقاله :: فرید میر موسوی

  

نقدی بر آرای معمول در اندیشه سرمایه‌داری؟

 

  نابود باد سرمایه‌داری

 بدون برابری عدالت نیست و بدون عدالت، اخلاق وجود ندارد. کروپوتکین

 


    نگاهی به عملکردهای نئولیبرالیسم در دو دهه اخیر گواهی صادق بر این مدعاست که نظام بازار آزاد روزبه‌روز به شکل فزاینده‌ای تحلیل می‌رود و ناچار به توسل به زور و خشونت و دروغ و فریب و توطئه‌های رنگارنگ است. در 1989، فوکویاما تز «پایان تاریخ» خود را پیش کشید که به قول سایمون تورمی (Simon tormey. Anti - Capitalism)، درآمدی شد بر «تولد ضدسرمایه‌داری معاصر». او در بررسی تظاهرات توده‌ای سیاتل در 1999 می‌نویسد: «بسیاری از مفسران، چه فعالان سیاسی و چه غیرفعال، اعتراضات سیاسی در دسامبر 1999 را جنبشی ضدسرمایه‌داری و ضدجهان شرق دانسته‌اند که تازه تولد یافته است. چرا؟ در ظاهر [تظاهرات] سیاتل مانند بسیاری از تظاهرات دیگر در سال‌های اخیر بود. میتینگ سازمان تجارت جهانی (WTO) بهانه‌ای برای این تظاهرات توده‌ای بود اما چنین تظاهراتی رویدادهای معمول و متعارفی است که از 1992 مرتب در آمریکا برگزار شده است. تظاهرات سیاتل اما، از گونه‌ دیگری بود.

 

 نخست، گوناگونی گروه‌های شرکت‌کننده در آن و نیز حضور اتحادیه‌های کارگری که در تظاهرات و اعتراضات قبلی در آمریکای شمالی، به چشم نمی‌خورد – به‌ویژه در آمریکا تا آن زمان- دوم، کیفیت و ماهیت اعتراضات و تظاهرات که مقامات را وادار کرد ضعف نشان نداده و با جمعیت انبوه 70هزار نفری مقابله کنند؛ با استفاده از نیروی پلیس، اعمال خشونت، استفاده از گاز اشک‌آور، باتوم و... که نشان از رادیکالیزه شدن اعتراضات ضد نظام بود...»


    پس، برخلاف تز فوکویاما و دیدگاه او مبنی بر تولد تاریخ نوی نظام بازار آزاد پس از فروپاشی اتحاد شوروی، «پایان تاریخ» موجب تولد جنبش ضدسرمایه‌داری در قالب عریان خشونت‌آمیزش شد که به گونه فزاینده‌ای هر روزه‌ در گوشه‌ای از عالم گسترش می‌یابد و روشنفکران برجسته‌ای چون پی‌یر بوردیو، سوزان جورج، دیوید هاروی، نائومی کلاین، رابرت برنر، جان پیلچر، جان پرکینز و بسیاری دیگر را وامی‌دارد تا با احساس مسوولیت بر نقاط ضعف‌علاج‌ناپذیر نظام سرمایه‌داری انگشت گذارده و آن را برجسته کنند و بدیلی برای آن، به دید و نظر معترضان و مخالفان نظام بهره‌کشی که به پایانش نزدیک می‌شود، بیاورند.

 

پی‌یر بوردیو در کتابی به نام ایستادگی در برابر نئولیبرالیسم در دفاع از نوشته خود و ضرورت تاریخی آن می‌نویسد: «امیدوارم سلاحی سودمند برای همه آنانی باشد که می‌کوشند در برابر تازیانه نئولیبرالیسم بایستند.» (پی‌یر بوردیو، ایستادگی در برابر نئولیبرالیسم، نشر اخوان) سمیر امین در شرحی که بر کتاب فردل بی‌اخلاق اثر بیل‌تاب می‌نویسد، تاکید می‌کند که این اثر «نشان می‌دهد انگیزه جهانی‌شدن ناشی از دستاوردهای عینی علم و تکنولوژی نیست بلکه استراتژی سیاسی مورد حمایت دست مرئی نظامیانی است که هدف‌شان گشودن بازارها به نفع گسترش سرمایه است.» (ویلیام ک.تاب، فعل بی‌اخلاق، ترجمه حسن مرتضوی، نشر دیگر) و شرح دیگری بر همین کتاب توسط دوگ دود مولف سرمایه‌داری و اقتصاد آن. او می‌گوید: کتاب بی‌نظیر بیل‌تاب نشان می‌دهد جهانی‌شدن پدیده‌ای تازه نیست و سرمایه‌داری از همان ابتدای زایش خود نیازمند استعمار بی‌رحمانه در سده‌های شانزدهم و هفدهم بود؛ تبدیل سرمایه‌داری به یک نظام، مستلزم امپریالیسم بی‌رحمانه‌تر سده نوزدهم بود و اکنون همین فرآیند نیز ادامه می‌یابد.

 نفوذ آن همه جانبه‌تر و لطمات انسانی، اجتماعی و محیط‌زیستی آن ویرانگرتر است و سلطه اجتماعی – سیاسی سرمایه بیش از هر زمانی گسترده شده است. «فیل بی‌اخلاق» نشان می‌دهد که چرا «سیاتل‌ها» باید تکرار شوند و گسترش یابند (قابل توجه استاد! که مبارزات و اعتراضات سراسری مردم جهان را بازیگوشی عده‌ای بیکار می‌داند که برای تفریح «سدمعبر!» کرده‌‌اند!!)


    و والدن بلو، مدیر اجرایی مرکز مطالعات جهانی جنوب تایلند درباره همین کتاب چنین اظهارنظر می‌کند:
    فیل بی‌اخلاق بررسی خرمندانه و جامع پویش‌ها و تضادهای سرمایه‌داری در زمان ماست بیل تاب به نحو قانع‌کننده‌ای نشان می‌دهد که جهان طی سال‌های آینده با بحران‌های بیشتر و ناپایداری فزون‌تر و مقاومت گسترده‌تر در مقابل جهانی‌شدن روبه‌رو خواهد بود.(17)


    کالینیکوس اندیشه‌ور و منتقد برجسته و بسیار مشهور انگلیسی در اثرش به نام «مانیفست ضدسرمایه‌داری»، هدفش را از نوشتن این کتاب «مخالفت با چنین استدلالی» می‌‌داند که عده‌ای مشکلات موجود را نه از خود سرمایه‌داری، بلکه از مجموعه مشخصی از برنامه‌های انحرافی [می‌دانند] که دولت‌های غربی و موسسات مالی بین‌المللی دنبال می‌کنند. به عینه دیدگاه‌های مدافعان وطنی ما از نظام بازار آزاد! در حالی که به دید کالینی لوکس: این خود سرمایه‌داری و منطق حاکم بر آن منطق استثمار و انباشت رقابتی است که معضل است.

نئولیبرالیسم با کنار نهادن بسیاری از موسسات و روش‌هایی که سرمایه‌داری را دست کم در شمال ثروتمند و مرفه قابل تحمل می کرد نقایص ساختاری‌اش را عیان‌تر کرده است؛ اما این نقایص همیشه وجود داشته‌اند و به باور من، تنها از طریق واژگونی‌اش می‌توان آنها را کنار نهاد.(18)


    این اظهارنظرهای صریح اندیشمندان غرب که طیف وسیعی از اقتصاد‌دانان، جامعه‌شناسان، فیلسوفان علمای علم سیاست و حتی هنرمندانی که به اصطلاح از نعمت «آزادی» و «رفاه» در کشورهای خود برخوردارند را در برمی‌گیرد و همگی نیز از جنبه‌های مختلف، نظام سرمایه سالار که تمامی مناسبات و روابط و پیوندهای انسانی را فروکاستن‌شان به روابط پولی، به تباهی کشانده است را به تازیانه انتقاد می‌کوبند و سیمای آن را کریه و بدمنظر نشان می‌دهند که مشاطه‌گری نیز ممکن نیست این زشتی رعشه‌انگیز را اصلاح کند مگر آنکه آن چشم دیگر هم کور شود!

چگونه است که به اصطلاح روشنفکران ما را برنمی‌انگیزد تا با بازنگری و بررسی انتقادی باورهای سخیف و غیرعلمی‌شان، تاثیرات اید‌ئولوژیک را از ذهن‌شان بزدایند، پرده‌ها را کنار زنند و شفافیت و گرمی «نور معرفت» را به گفته عرفا! با دیده جانشان احساس کنند؟

 


    آقایان مدافع «نظام اقتصاد آزاد، باید با دقت و بینش بیشتری به دفاع از نظام مورد حمایت‌شان بپردازند، چرا که ممکن است در دادگاه تاریخ، هم متهم بر سکو نشسته به اشد مجازات محکوم شود و هم «پروانه وکالت» وکیل مدافع لغو و روانه جای دیگری شود! «نه از تاک‌ نشانی و نه از تاک نشان»! که این سرنوشت در خور شأن آقایان نیست.

سرمایه‌داری در شکل نئولیبرالیستی‌اش از دهه 70 به این‌سو، به‌ویژه پس از کودتای خونبار شیلی « ضد حکومت سالوادور آلنده که به طور دموکراتیک انتخاب شده بود» آنچنان در صحنه بین‌المللی بی‌شرمانه اسب تازانده که هیچ دفاعی از آن ممکن نیست. «حرکت آلنده به سوی سوسیالیسم» به قول دیوید هاروی، نویسنده تاریخ مختصر نئولیبرالیسم، «منافع نخبگان تجاری داخلی (که منافعشان‌با منافع سلطه‌گران خارجی گره خورده بود) و از سوی آنها حمایت می‌شد» و اکنون با سیاست آلنده به خطر افتاده بود، در همدستی با «شرکت‌های آمریکایی‌، سازمان جاسوسی آمریکا (سیا) و هنری کیسینجر» کودتایی را ضد حکومت قانونی، دموکراتیک و مردمی آلنده سازمان دادند.

 


    کودتا با خشونت، همه جنبش‌های اجتماعی و سازمان‌های چپ‌گرا را سرکوب کرد و تمام سازمان‌های مردمی نظیر مراکز بهداشتی در محله‌های فقیرنشین را برچید، [از آقایان مدافعان باید پرسید آیا این اعمال ضدبشری است یا دموکراتیک؟!] بازار کار از موانع مقرراتی و نهادی (مثلا، قدرت اتحادیه‌های کارگری) رها شد و... خواندنی است به گفته‌ هاروی: «گروهی از اقتصاددانان معروف به بچه‌های شیکاگو» به علت تمایل‌شان به نظریه‌های نئولیبرالی میلتون فریدمن(19) که در آن زمان در دانشگاه شیکاگو تدریس می‌کرد برای «بازسازی اقتصادی شیلی!» فراخوانده شدند...

 


    داستان چگونگی انتخاب آنها داستانی شنیدنی است، از زبان‌ هاروی بشنویم:ایالات متحده بودجه کار‌آموزی اقتصاددانان شیلیایی در دانشگاه شیکاگو را از دهه 50 به عنوان بخشی از برنامه جنگ سرد، برای مقابله با گرایش‌های چپ‌گرایانه در آمریکای لاتین، تامین کرده بود. اقتصاددانان آموزش دیده در شیکاگو به تدریج بر دانشگاه خصوصی کاتولیک در سانتیاگو مسلط شدند.

 در اوایل دهه 70 نخبگان تجاری مخالفت خود را از طریق گروهی که «باشگاه دوشنبه» نامیده می‌شد، سازمان دادند و رابطه‌ای کاری با این اقتصاد‌دانان برقرار کردند.
    و این به اصطلاح علمای اقتصادی حمایتگران نظام اقتصاد آزاد هستند که ما هم کم نداریم و به قول اسکار وایلد: «جانوران! یا موجوداتی که بهای همه چیز را می‌دانند ولی ارزش هیچ چیز را نمی‌دانند!»(20) حال که با سیاست‌های «آزادی‌بخش و دموکراتیک» غرب و نظام اقتصاد آزاد! آن آشنا شدیم که برای مردم محروم جهان با بمباران‌های مهیب و تفنگ و اورانیوم ضعیف‌شده و موشک‌های رهیاب، آزادی و دموکراسی به ارمغان می‌برد! بی‌مناسبت نیست به پیشنهاد پل برمر(21) «رییس گروه موقت ائتلاف» نظری بیفکنیم. او در 19 سپتامبر 2003 در چارچوب چهار فرمان دولت بوش به این سوال پاسخ داد: (تاریخ مختصر نئولیبرالیسم، هاروی)

 


    خصوصی‌سازی کامل شرکت‌های دولتی، حقوق کامل تملک شرکت‌های عراقی توسط شرکت‌های خارجی، حق خارج کردن تمام سود از عراق توسط شرکت‌های خارجی!... باز کردن بانک‌های عراق به روی کنترل خارجیان، رفتار یکسان با شرکت‌های خارجی... برداشتن تقریبا تمام موانع تجاری ... . این فرامین باید در تمام حوزه‌های اقتصادی از جمله خدمات عمومی‌، رسانه‌ها، تولید، خدمات حمل‌ونقل، امور مالی و عمرانی اعمال شود... [استقلال ملت‌ها و حاکم شدن ملت‌ها بر سرنوشت‌شان از دید «دنیای آزاد» یعنی آین؟!] البته «آزادی‌طلبان کاخ سفید» و «وال‌استریت‌نشین‌ها» فقط نفت را از این امر معاف می‌کنند، به دلیل منطقی «جایگاه خاص» آن به‌عنوان تولیدکننده درآمد برای پرداخت هزینه‌های جنگ. حتی در عصر ظلمت نخست، پیش از نظام فئودالی به قول مکین تایر، نویسنده عصرظلمت(22) با انسان‌ها چنین «آزادمنشانه!» رفتار نشده است که مدافعان وطنی نظام اقتصاد آزاد اصرار می‌ورزند که آن را باور کنیم و با دشمنانش در براندازی آن، همصدا نشویم. اما چه آنها به دلیل «اصلاح‌طلبی» و چه «انسان دوستی لیبرالی، ما را از پایکوبی و دست‌افشانی- که هرگز قصد آن نکردیم- بر حذر دارند؛ خوشحالی‌مان را همراه با میلیون‌ها نفر در سراسر جهان، از افول مناسبات سرمایه‌داری، پنهان نتوانیم کرد، چراکه حق خود می‌دانیم که زندگی کنیم... اگر به قول نوام چامسکی «دکترین نئولیبرالی» به نقل از شخصیت‌های برجسته اقتصاد کلاسیک بر آن بود و هست که «علم جدید با قاطعیت قوانین نیوتن ثابت کرده است که ما با کمک به تهیدستان، فقط به آنان آسیب می‌رسانیم و بهترین هدیه‌ای که می‌توانیم به تهیدستان رنجبر بدهیم این است که آنان را از این توهم برهانیم که حق زندگی دارند!»(23)

 رنجبران عالم اکنون یکصدا فریاد می‌زنند که ما حق زندگی داریم و این حق را خواهیم گرفت... و اگر بنا به ادعای مدعیان «پایان تاریخ» که چامسکی آن را به انتقاد کوبنده‌ای می‌گیرد که «وضعیت کنونی به بالاترین سطح پیشرفت خود رسیده است!» این «حق» گرفتنی‌تر از هر زمان دیگری است. ولی او نشان می‌دهد که: دوره‌های دیگری هم در گذشته بوده که مهر «پایان تاریخ» بر آنها خورده است. به عنوان نمونه در دهه‌های 1920 و 1950، نخبگان آمریکایی ادعا می‌کردند که نظام از کارآیی برخوردار است و سکون توده نشانه رضایت گسترده مردم از وضعیت موجود است. رویدادهایی که کمی بعد اتفاق افتاد (و اکنون افتاده است به بدترین وجه!) بلاهت چنین اعتقاداتی را نشان داد...(24)

 


    ما پیوسته مورد هجوم «اندیشه‌های نادرستی» هستیم که به گفته چامسکی «به دلیل اینکه به نفع گروه‌های قدرتمند هستند، رشد می‌کنند.» از جمله اندیشه‌های نادرست که در دست «معماران اصلی» خود به «اندیشه‌های بسیار درستی» تبدیل می‌شوند، بیماری همه‌گیر سوسیالیسم است که باید برای ریشه‌کن کردن آن اقدام کرد. چامسکی می‌نویسد:
    از اسناد درونی حکومت‌های غربی چنین برمی‌آید که در دهه 60 رهبران غربی می‌ترسیدند که رشد اقتصادی شوروی الهام‌بخش ناسیونالیسم رادیکال شود و کشورهای دیگر نیز به بیماری مبتلا شوند که در 1917روسیه را مبتلا کرده بود... طبق تحقیقات به عمل‌آمده در 1955، روسیه انقلابی تمایلی نداشت مکمل اقتصاد غرب باشد، بنابراین تجاوز غرب به روسیه در 1918، اقدامی تدافعی برای حفظ موجودیت نظام سرمایه‌داری در مقابل تهدیدات ناشی از تغییرات اجتماعی در آن کشور بود...(25)

 


    دم زدن از دموکراسی، آزادی، جامعه رفاه و... بسیاری مفاهیم نظیر اینها که لقلقه زبان دست‌اندرکاران «دنیای آزاد» و مدافعان آن در این سوی جهان شده است، به هیچ‌روی انطباقی با واقعیت‌های موجود، حتی در کشورهای متروپل ندارد. چامسکی می‌گوید: «آمریکا بالاترین سطح کودکان فقیر را در جوامع صنعتی و جهان انگلیسی‌زبان دارد. همچنین در فهرست آشنای بیماری‌های جهان سوم صاحب مقام است!» ادعای بشردوستی و دفاع از حقوق دموکراتیک مردم که «دنیای آزاد» از آن دم می‌زند و برای «آزادی و رهایی مردم در بند» اقدام به لشکرکشی می‌کند به راستی مثال‌زدنی است. در جریان جنگ ایران و عراق صدام حسین و حکومت خودکامه و ضدمردمی او، از کدام کشور کمک دریافت می‌کرد؟ ساقط کردن هواپیمای مسافربری ایران برای حمایت از مردم زجرکشیده و ناآزاد ایران بود و بشردوستی! یا «بربریت مدرن»؟! از حکومت‌های فرومایه سالار آن سوی تاریخ! (آناکرونیستیک)(26) مانند حکومت‌های ایدی امین امپراتور بوکاسا، طالبان، سوهارتو، پینوشه و... چه کسانی حمایت کردند و سر پا نگاه‌شان داشتند؟ بر دست‌های قذافی چه کسی و کسانی بوسه زدند؟! مبتکر کمربند سبز به دور منطقه خاورمیانه چه کسی و کسانی بودند؟ دستگاه تبلیغاتی جهان آزاد که به گفته پژوهشگران غربی که از مارکسیسم و حتی سوسیالیسم اومانیستی نیز دل خوشی ندارند، گونه‌ای «امپریالیسم خبری» است که به تبلیغ دیدگاه‌هایی می‌پردازد که «راست» را «ناراست» و «ناراست» را «راست» جلوه دهد.

 


    این «امر نامعقول» یکسان پنداشتن دموکراسی با سرمایه‌داری به گفته چامسکی و «این تصور که در جوامع سرمایه‌داری حتی در بهترین اوضاع و احوال، دستیابی آزاد به اطلاعات یا تصمیم‌گیری در فراسوی محدودترین یا هدایت‌شده‌ترین زمینه‌ها امکان‌پذیر است که وی نسبت به آن تردید دارد» برای مردم کشورهای پیرامونی پدیده ناآشنایی نیست و امروزه حتی مشاهده می‌کنیم که مردم خود کشورهای به اصطلاح آزاد دموکراتیک نسبت به آن – نبود آزادی و دموکراسی- دچار تردید شده‌اند.

 نئولیبرالیسم چنان که چامسکی اظهار می‌دارد صرفا شکل تازه‌ای از مبارزه اقلیت (همان یک درصد!) ثروتمند برای محدود کردن حقوق سیاسی و قدرت‌های مدنی اکثریت است که اکنون به عیان چهره گشوده و با بی‌پروایی آنچه در چنته دارد، بیرون می‌ریزد. اگر در گذشته نظام سرمایه با جدا کردن انسان‌ها و قرار دادن آنها در طبقات مختلف اجتماعی و تعیین «سهمی» برای هرکس «فرآیند محروم‌سازی» و ناآزادی انسان‌ها را بی‌وقفه ادامه داده است و این پدیده نویی نیست، اکنون می‌توان با خانم سوزان جورج موافقت کرد که:


    اگر در گذشته سیاست عمدتا درباره حکومتگران بود و اینکه چه کسی سهم خود را از سفره برمی‌دارد؛ اما امروز پرسش اصلی به دید من چنین است: چه کسی حق دارد زندگی کند و چه کسی حق ندارد و فرآیند محروم‌سازی انسان‌ها از زندگی نظم امروز جهان شده است.

 


    خانم سوزان جرج که از منتقدان برجسته و با نفوذ سیاست‌های مخرب نئولیبرالیستی است، دیدگاه خود را درباره آن چنین به نمایش می‌گذارد:


    در دهه‌های 40 و 50 اگر کسی جرأت می‌کرد عقیده و نظری ابراز دارد از قماش مهملات نئولیبرالی امروز، او را با هو و تمسخر از صحنه پایین می‌کشیدند و یک راست روانه دارالمجانینش می‌کردند... عقیده‌ای مبنی بر اینکه بازار باید رخصت یابد تا تصمیمات عمده و اساسی اجتماعی و سیاسی اتخاذ کند؛ یا دولت داوطلبانه نقش خود را در امور اقتصادی کاهش دهد، انحصارات آزادی مطلق داشته باشند؛ از فعالیت‌های صنفی اتحادیه‌های کارگری ممانعت به عمل آید و شهروندان به جای برخورداری بیشتر از خدمات حمایتگر دولتی از هیچ حمایتی برخوردار نباشند. چنین عقایدی کاملا با روح زمان بیگانه بود، حتی اگر کسی به واقع با این عقاید مخالفتی نداشت و می‌خواست اظهارنظری در این مورد کند، در نشان دادن موضع خود احتیاط می‌کرد. زیرا برایش بسیار دشوار بود که مخاطبی پیدا کند!


    اندیشه نئولیبرال با بی‌اعتبار کردن و کم‌بها دادن به باوری مبنی بر سودآوری به مثابه ماهیت دموکراسی، و تعریف او از شهروندی چون پرش پرقدرتی به درون مصرف‌گرایی، همه مقررات دولتی درباره نیروی بازار را لغو کرد و رقابت بی‌رحمانه فردگرایانه را در این عرصه خوشامد گفت و نهادهای موثر و تبیین‌کننده سیاسی، فرهنگی و اقتصادی را به دست منافع انحصاری قدرتمند سپرد، صاحبان منافع مستقر مشتی افراد متعصب مذهبی بی‌پروا...(27)


    جای بسی شگفتی است که مدافعان نظام اقتصاد آزاد که جنبه‌های مخرب و ضدبشری آن را به پای «سیاست و سیاست مداران بی‌خرد!»(28) می‌گذارند و نه خود نظام اقتصادی که زاینده این نکبت و پلیدی است؛ نه‌تنها انتقادات دشمنان و براندازان، بلکه دوستان «سرمایه‌داری با چهره انسانی»! را به چیزی نمی‌‌گیرند، بر آن دیده فرو می‌بندند و همه انتقادها را به پای چپ‌های استالینیست و دشمنان آزادی و دموکراسی می‌گذارند! هانری گیرو نویسنده کتاب وحشت نئولیبرالیسم بر این نکته تاکید می‌کند که ایدئولوژی نئولیبرال از یک سو برای خصوصی‌سازی حوزه‌های عمومی کالایی نشده (29) و توزیع رو به بالای ثروت فشار می‌آورد و از سوی دیگر از سیاست‌هایی حمایت می‌کند که به طور روبه تزایدی شکل فضای عمومی را برای تامین امتیاز و سود برگزیدگان انحصارات و (مدیران) خیلی ثروتمند میلیتاریزه (نظامی) می‌کند.

 


    پی‌نوشت‌ها:
    17- همان‌جا
    18- الکسی کالینی بوکس مانیفست ضد سرمایه‌داری
    19- Mitton Friedman
    20-Oskar Wild, “Aneconomist is a ereatura voho knows the price& every thing and the value & nothing
    21- Paul Bremer
    22-The Age of Darkness
    این کتاب به ترجمه من زیر چاپ است.
    23- نوام چامسکی، بهره‌کشی از مردم: نئولیبرالیسم و نظم جهانی، حسن مرتضوی، نشر دیگر
    24- همان‌جا
    25- همان‌جا anachronistic
    26- Henry A.Giroux.The Terror of Neolibralism: Athoritaranism and the Elipse & Democracy
    27- همان‌جا، ص، 18
    28- دیدگاه مدافعان وطنی نئولیبرالیسم!
    29- noncommodified

 

نویسنده مقاله :: مجید مددی

پایان.


  

« اسلام،اختیار،آزادی »

 

5- « عدم اجبار و اکراه در دین انسان ساز اسلام  »

 

دین رهایی بخش اسلام ، دینی سراسر امید،آزادی، و عشق به خالق و مخلوق می باشد.

برخلاف نظر و شبهه افکنی های افراد ناآگاه و یا بعضا مغرض ، که چنین به دروغ به مخاطبان جوانشان القاء میکنند، که گویا اسلام دینی خشونت بار،تحمیلی و مربوط به دوران قدیم است، باید به این نکته مهم اشاره نماییم که دین انسان ساز اسلام آیینی سرشار از عشق به خالق یکتا و مخلوقش میباشد و احترام خاصی به حق و حقوق و کرامت نوع انسان،صرف نظر از جنسیت،نژاد،رنگ پوست،زبان،ملیت و باورهای متفاوت دارد.

برخی از افراد ناآگاه، و یا کسانی که به انواع مختلف از رفتار و گفتار شخص و یا اشخاصی که مدعی مسلمانی و دینداری بوده اند،گزیده و ناراحت شده و یا ناخالصی های گوناگون در بین برخی ازدوستان و آشنایان دیده اند، متاسفانه آن رفتارها و گفتارهای نابخردانه ای که با روح و جوهره انسانی و توحیدی دین مبین اسلام شدیدا مغایرت و تضاد دارد ، را به پای پیامبرعشق و رحمت حضرت محمد(ص} و امامان بزرگوار تشییع، که در واقع الگو و نمونه ای روشن از اسلام راستین محمدی و علوی بوده اند، می گذارند، که کاری بسیار نادرست و خطا میباشد.زیرا معیار شناخت اسلام در وهله اول کتاب انسان ساز قرآن کریم است،که با خواندن آیاتش همراه با تدبر و تعقل، می توانیم به حقیقت و راستی دست یابیم.

 

بویژه با مطالعه آیات محکم قرآن کریم و همچنین با پیروی از رفتار و کردار و گفتار نجات بخش حضرت امیر المومنین امام علی{ع} و .....که در کتابهای راهگشایی نظیر نهج البلاغه،تحف العقول،صحیفه سجادیه و .....متبلور و مشهود است، به شناختی درست و اساسی از اسلام محمدی و علوی برسیم.


البته ناگفته نماند متد اصلی شناخت احادیث و روایاتی که از امامان معصوم در کتابهای مختلف دینی از سوی راویان مختلف نقل شده است، با توجه به رهنمودهای مهم و اصولی حضرت امام علی(ع)که در خطبه201 نهج البلاغه(فیض الاسلام} بیان شده است، ارجاع دادن سخنان و روایات نقل شده به آیات محکم قرآن کریم و سنت صحیح و پسندیده پیامبر اسلام{ص}که وحدت زا و متواتر است، میباشد.

1-خداوند یگانه در قرآن مجید،سوره نساء، آیه 59 می فرماید:: ای ایمان آورندگان،از خدا  و رسول و متصدیان امور که از خودتان هستند،اطاعت کنید و هرگاه در امری دچار اختلاف شدید،اگر به خدا و روز واپسین باور دارید،آن را به {کتاب}خدا و (روش) رسول ارجاع دهید ، که این بهتر و خوش فرجام تر است.{قرآن مبین-صفحه87}

 

2-امام صادق {ع} می فرماید : هر موضوعی باید به قرآن و سنت ارجاع شود و هر حدیثی که وافق قرآن نباشد،دروغی است خوش نما.{ اصول کافی-جلد اول ، صفحه 89 }

3-رسول اکرم(ص) فرمود : ای مردم آنچه از جانب من به شما رسید و موافق قرآن بود، آنرا من گفته ام، و آنچه به شما رسید و مخالف قرآن بود، من آنرا نگفته ام. { اصول کافی-حدیث11-صفحه89}

 

4-رسول خدا(ص)می فرماید : هیچ گفتاری جز با کردار ارزش ندارد و هیچ گفتار و کرداری جز با نیت ارزش ندارد، و هیچ گفتار و کردار و نیتی جز با موافقت سنت ارزش ندارد. {اصول کافی-جلد اول-حدیث9-صفحه90}

 

در اینجا به اصل موضوع این گفتار،مبنی بر عدم اجبار و اکراه در دین اسلام بر می گردیم:

دعوت و گسترش دین اسلام دردوران پیامبر اسلام{ص} و در زمان امام علی{ع} در دوره کوتاه5ساله خلافتش، نشان دهنده اثبات آیات قرآن کریم، در عدم اجبار و اکراه بودن دین مبین اسلام و احترام ویژه به حق و حقوق و آزادی نوع انسان می باشد.

 مولا و پیشوایمان علی-ع- در قسمتی از عهدنامه گهربارش به مالک اشتر،زمانی که اورابه استانداری مصر روانه می کرد ، در این ارتباط می فرماید : ای مالک.....و مبادا نسبت به ایشان { چون } جانور درنده بوده ، خوردنشان را غنیمت دانی، که آنان دو دسته اند: یا با تو برادر دینی اند،یا در آفرینش مانند تو هستند.....(نهج البلاغه،ترجمه مرحوم فیض الاسلام-صفحه936-جزء پنجم-تهران1381)

 

حرکات و رفتارهای ضد اسلامی و ضد انسانی برخی مدعیان دروغین و ریاکار و منافق در دوران اموی ها،عباسیها، صفوی ها، همچون معاویه ها،عمروعاصها، یزیدها،مروان بن حکم ها،،متوکل عباسیها،حجاج  بن ثقفی ها ، که برای ارضای تمایلات نفسانی و دنیوی خود دست به کشور گشایی همراه با قتل و غارت، و تجاوز به جان و مال و ناموس مردم زدند، هیچ ارتباطی با دین سراسر رحمت،عدالت، و آزادی بخش اسلام و دستورات سعادت بخش قرآن و سنت گرانقدر پیامبر و زندگانی سرشار از انسانیت،تقوی و مردم داری ائمه اطهار{ع} نداشته،ندارد و هرگز نخواهد داشت.

دین اسلام، دین رحمت، دین صلح،عشق پروری و احترام به نوع انسان،همزیستی مسالمت آمیز ، شورا و دموکراسی می باشد، و در ایمان و یا عدم باور به آن هیچ اکراه ،تحمیل و اجباری نیست.

برای آشنایی بهتر و کامل تر در مورد عدم اجبار و اکراه در دین مبین اسلام، به نگارش چند نمونه از آیات مبارک و راهگشای قرآن کریم می پردازیم ::

 

1-قسمتی از سوره بقره،آیه256 : « در{پذیرش } دین اکراه {و اجباری}نیست ..... » قرآن مبین-صفحه42

 

2-سوره یونس،آیه99 :: « آیا پس تو مردم را با اکراه وامیداری تا از مومنان باشند؟ {در حالیکه} هیچکس را نرسد که جز به اذن خدا ایمان بیاورد و {خدا} پلیدی را بر کسانیکه تعقل نمی کنند قرار میدهد. » { کتاب آزادی در قرآن-صفحه 57}

 

3-سوره حج،آیه78 :: « و در راه خدا آنگونه که سزاوار اوست، تلاش کنید،او شما را برگزیده است و برای شما در امر دین ، هیچ تنگنایی پدید نیاورد.....» قرآن مبین-صفحه341

 

4-هود،28 :: « نوح} گفت : ای قوم من، به نظر شما اگر نشانه روشنی از جانب صاحب اختیارم داشته باشم و رحمتی از جانب خود به من داده باشد که بر شما پوشیده مانده باشد، چگونه{من و یارانم}شما را به { پذیرش } آن ملزم سازیم ، در حالی که از آن ناخشنود هستید؟ » قرآن مبین-صفحه224

 

5-سوره کافرون-آیات مبارکه 1 الی 6 :: « به نام خداوند بخشنده مهربان

1) بگو هان ای کافران.

2) من معبود شما را نمی پرستم.

3) و شما هم پرستندگان معبود من نیستید.

4)و من پرستنده آنچه شما می پرستید نیستم.

5) و شما هم پرستندگان معبود من نیستید.

6) شما را دین شما، و مرا دین من. ( قرآنکریم،صفحه603 ، ترجمه:بهاء الدین خرمشاهی )

 

 

6-سوره انعام، آیه107 :: « اگر خدا می خواست شرک نمی ورزیدند{ ولی نظام خلقت انسان را بر اساس اختیار قرار داد} ، و تو را نگاهبان آنان تعیین نکرده ایم ، و کارگزار آنان نیستی. » قرآن مبین-صفحه141

 

7-سوره انعام،آیه 104 :: « از جانب صاحب اختیارتان موجبات بصیرت برای شما آمده است، هر که دیده بصیرت گشاید، به سود اوست، و هر که دیده بربندد ، به زیان خود اوست ، و من نگاهبان شما نیستم. » {قرآن مبین-صفحه141}

 

8-سوره غاشیه،آیات21 و 22 :: « پس{مردم را} تذکر بده، که تو فقط تذکر دهنده ای.

سیطره بر آنان نداری. » قرآن مبین-صفحه 592

 

9-سوره ق-آیه 45 :: « ما انت علیهم بجبار=تو بر آنها جبار{تحمیل کننده}نیستی. » { کتاب آزادی در قرآن - صفحه38}

 

10-سوره نور،آیه54 :: « بگو: از خدا و رسول اطاعت کنید ، اگر روی برتابید، پیامبرمسئولیتهای خود را دارد و شما مسئولیتهای خود را ، و اگر از او اطاعت کنید، خود هدایت یافته اید ، رسول وظیفه ای جز ابلاغ آشکار ندارد. » قرآن مبین-صفحه357

 

توجه : منابع و ماخذی که مستقیم و یا غیر مستقیم در نگارش این گفتار کمک کار مولف بوده است،به ترتیب زیر می باشد :: 

1-کتاب قرآن مبین،ترجمه-توضیح و تفسیر فشرده قرآن به قرآن:مهندس علی اکبر طاهری قزوینی

2-قرآن کریم-ترجمه: استاد بهاء الدین خرمشاهی

3-آزادی در قرآن، نویسنده: مهندس عبدلعلی بازرگان

4-نهج البلاغه، ترجمه: استاد مرحوم فیض الاسلام

5-حقوق بشر از نظر اندیشمندان-محمد بسته نگار

6-اصول کافی

کد مطلب :15   / کد مقاله : 1/4{ مقاله اول،قسمت چهارم و پایانی }

    پایان.


  

ای خلایق-

هل من ناصر ینصرنی،-

 آیا یاری گری نیست؟؟؟؟؟

که حسین را یاری کند؟

این پیام زنده حسینی-

به تمام مردمان تاریخ است.

اگر دین دارید،دینداران-

و اگر آزاده اید،آزادگان-

و یا هر دو،_

ای دینداران موحد و آزاده جهان-

ای عاشقان ترقی و تکامل-

راه سعادت آفرین علی،-

راه سرخ حسینی-

راه و مکتب پاک اهل بیت-

راه پاک فاطمه،-

در افشای فتنه و غصب و خیانت!

و باید گفت در یک کلام-

ای یاران، و ای عاشقان،-

راه حق را یاری کنید.

            

                         ******

  

 ای وجدانهای بیدار انسانی،-

و ای هواه خواهان و یاری گران،-

اسلام اموی و سفیانی!

 

ما خون پاک و جوشنده حسین را،

 از تاریخ مطالبه خواهیم نمود،-

ما با سلاح اندیشه و علم و عمل-

به جهاد فکری و قلمی-

جهل و جعل و خیانت می رویم-

 

زیرا مذهب ما-

 مذهب شیعه 12امامی جعفری-

مکتب تحقیق،اندیشه و عمل،-

مذهب پاک اهل بیت(ع)،-

یعنی اسلام خالص و ناب محمدی.

 

 

نویسنده:: امید،ناظر بخش ادبی مجله آرامش


92/8/15::: 9:17 ع
نظر()
  

 ای یاران،

 ای همقطاران مومن

علی امروز هم تنهاست-

او نسل بیدارش را به شناخت می خواند؟

کدامین شناخت؟

محبت علی در دل-

اقرار عشق علی بر زبان حقگو-

و معرفت راه پاک علی در علم و عمل.

      

                          *****

امامت و رهبری علی و فرزندانش

منطقی برای عاشقان علم و عمل،-

و علی بزرگ الگوی انسان-

در همه ادوار تاریخ بشریت.

 

                         *****

 

گذشته گذشت.....

و شد آنچه نباید میشد-

ولی امروز-

چه می باید کرد؟

 

امروز باید برد-

دلمان را به مهمانی عقل،-

 و از خود سوالی نماییم،راهگشا.

آیا امروز علی تنها نیست؟

آری آیا امروز علی تنها نیست؟

باید چشمها را باز کرد-

جور دیگر فهمید_اندیشید،

تا دگر بار حس کرد،

علی، فاطمه و فرزندانش تنهایند.

 

باید کاری کرد کارستان

تا راه علی مصون بماند-

از مکر و خدعه،

خنده به لبان، و تیغ در دستان،-

همان جبهه دشمنان امامت و ولایت.

 

                     *****

باید دوباره رویید

باید پوست انداخت-

باید با قرآن دوست شد

و با نهج البلاغه آشتی کرد-

و به صحیفه سجادیه دل داد.

 

باید در دل،

باید در زبان و در عمل-

بود یک شیعه علوی راستین،-

اهل متانت،علم،منطق و عمل علوی-

و بی شک یک ایرانی علوی-

این چنین بوده و است،-

 و امروز آگاهتر،بیدارتر،هوشیارتر-

اثبات می کند به جهانیان-

که تشیع علوی،-

 فهم درست اسلام است-

و جز این نیست.

 

تشیع علوی، عمل به قرآن-

به سنت پیامبر که در راه-

اهل بیت عصمت و طهارت هویداست.

 

آری آری شیعه علی بودن

پاسخی است به ندای وجدان،-

انسان سرگردان امروزی-

تاآرام گیرد با یاد خدا-

و راه پاک پیامبر،علی و فرزندان،-

و این تنها راه نجات من و توست.....


92/8/5::: 11:21 ع
نظر()
  

من دلم می خواهد

دلها همگی شاد شوند

و از غم دنیا رهایی یابند

وز تعلقها-همه آزاد شوند

 

            *****

 

من دلم می خواهد،

غاز خانه ما-

همان غاز باشد!

و مرغ همسایه،همان مرغ؟

 

من دلم می خواهد

چهار دیواری خانه من،

ماوای همه دلهای یگرنگ باشد-

و آزرده نشود کسی از خاطر من،-

و یا کسی از کار من دلش تنگ باشد.

 

                       *****

 

من دلم می خواهد-

اعتیاد افسانه مبهمی گردد،

و از نفرت در قصه ها،نشان نباشد.

 

من دلم می خواهد-

همه یگرنگ و دلیر،

دست به دست هم-

کشور خود را آباد کنیم.

من دلم می خواهد

یتیمی سر افکنده نباشد در جهان

و دل فقیران،نیازمندان،

با هدیه های پنهانی ما-

 همگی  خندان و دلشاد شوند.

 

 من دلم می خواهد،

ایمان چراغ سفره امان باشد-

و انرژی آن-

از تقوی سرازیر شود.

 

من دلم می خواهد

همه عشقها به وسعت دریا

و همه نیکویی و بهروزی ها

به پهنای جنگل بزرگ و سرسبز

 و همه دلها عاشق و مومن و منتظر

در انتظار دیدن روی دلدار باشد.....

 

 


92/1/20::: 9:14 ع
نظر()
  

سال زیبا-سال ایمان،سال عشق-

رسید سال1392 و عید نوروز-

یخهای حوض خانه امان آب شده،-

و در ماچ و بوسه های عید تجلی نموده؟

 

پدر بزرگ بعد سال تحویل-

دوباره نصیحتش گل انداخت.

او که چهره دوستانه و مهربانش-

یادگار زمانه عاطفه های رنگین،-

و کلامش خنجری بر دهان شیطان است؟ 



او چنین می گفت،شاد و بی ادعا-

ای بچه ها،ای نوه ها

شاد و مومن و آزاده،

حرف من پیر را گوش کنید-

 و موجهای کینه و عداوت را

لاجرم،یک به یک خاموش کنید.

 

ای نازنینان-ای نونهالان،آینده سازان،-

وقتی که شمارش می کنید

اسکناسهای تا نخورده عیدانه را-

بعد هر چند برگی،

یتیمان را یاد کنید-

که کشیده نمی شود بر سرشان،-

هیچ وقت دست گرم پدر.

پس بیدرنگ برای خدا،

هدیه دهید چند اسکناس عیدانه را

تا همه مردم-

همه همسایه ها شاد شوند-

و یادتان باشد،-

این هدیه های مهربانی-

ادامه یابد،هر هفته و هر ماه.


 

ای عزیزان،و ای جگرگوشگانم،

ای پدران و شما ای مادران

یاد کنید از بی مادران،بی یاوران-

که با آه،دیده ها بر هم می گذارند،-

و هرگز لالایی گوش نواز مادر را نشنیده اند-

زخاطرها فراموشند و دلهایشان شکسته.

 

ای بچه ها،ای نونهالان-

بعد از شمارش چند برگ سبز،

یاد دخترک همسایه کنید-

که پدرش معتاد است،-

و مادرش اسیر تجمل و روز مرگی ها-

و دخترک هر روز و هر شب،-

در گیر و دار لجبازهای والدینش-

خون جگر می خورد.

 

او همیشه تنهاست-

ولیکن پاک و مظلوم است،

و بی خیالی گناه ماست.

 

 

آری آری ای عزیزان-

اول خدا را یاد کنید،

 و با عشق حق

دل مردم ناتوان را شاد کنید-

و امسال کاری کنید کارستان،-

تا باشد دلی را از غم آزاد کنید-

و این،درس عید امسال شماست.....

92/1/9::: 8:33 ع
نظر()