سفارش تبلیغ
تبلیغات در پارسی بلاگ
هرگاه دانشمندی را دیدی، به خدمتش درای . [امام علی علیه السلام]
لوگوی وبلاگ
 

دسته بندی موضوعی یادداشتها
 
مجله آرامش-آبان1392-شماره نهم ، مجله آرامش-بهمن1392-شماره دهم ، «{دوره جدید،ش1،فروردین1395}» ، « {د ج،ش12،فروردین ماه1396خورشیدی} » ، مجله آرامش-اسفند1391-شماره اول ، مجله آرامش-اسفند1392-شماره یازدهم ، «{دوره جدید،ش6،شهریور 1395}» ، «{دوره جدید،ش4،تیرماه 1395}» ، مجله آرامش-فروردین1392-شماره دوم ، « مجله آرامش-شهریور1393-شماره17 » ، « مجله آرامش-مهر93-شماره18» ، مجله آرامش-فروردین1393-شماره دوازدهم ، مجله آرامش-خرداد1392-شماره چهارم ، مجله آرامش-خرداد1393-شماره چهاردهم ، مجله آرامش-اردیبهشت1393-شماره سیزدهم ، مجله آرامش-مهر1392-شماره هشتم ، (مجله آرامش-تیر1393-شماره 15) ، «{دوره جدید،ش2،اردیبهشت1395}» ، مجله آرامش-تیر1392-شماره پنجم ، « {دوره جدید،ش11،اسفند 1395خورشیدی} » ، « {دوره جدید،ش7،مهر 1395} » ، مجله آرامش-مرداد1392-شماره ششم ، مجله آرامش-اردیبهشت92-شماره سوم ، « مجله آرامش-آذر93-شماره19» ، « {دوره جدید،ش9،دی1395} » ، « {دوره جدید،ش10،بهمن 1395خورشیدی} » ، «مجله آرامش-مرداد1393-شماره16» ، « {جدید-ش14-خرداد96ش} » ، « {جدید،ش13،اردیبهشت1396خورشیدی} » ، « مجله آرامش-بهمن93-شماره20 » ، «{دوره جدید،ش3،خرداد1395}» ، «{دوره جدید،ش5،مرداد 1395}» ، « {ش15-تیرماه1396خورشیدی} » ، « {دوره جدید،ش8/ 30آذر95خورشیدی} » ، مجله آرامش-شهریور1392-شماره هفتم ،

آمار و اطلاعات

بازدید امروز :74
بازدید دیروز :39
کل بازدید :116727
تعداد کل یاداشته ها : 402
96/4/8
6:35 ع
مشخصات مدیروبلاگ
 
aramesh[60]

خبر مایه
بایگانی وبلاگ
 
« اسفند1391-شماره اول »[32] « فروردین1392-شماره دوم »[9] « اردیبهشت1392-شماره سوم »[4] خرداد1392-شماره چهارم[10] « مرداد1392-شماره ششم »[6] « تیر1392-شماره پنجم »[9] « شهریور1392-شماره هفتم »[1] « مهر1392-شماره هشتم »[8] « آبان1392-شماره نهم »[111] « بهمن1392-شماره دهم »[66] « اسفند1392-شماره یازدهم »[26] « فروردین1393-شماره دوازدهم »[10] « اردیبهشت1393-شماره سیزدهم »[9] « خرداد1393-شماره چهاردهم »[9] « مجله آرامش-تیر1393-شماره 15 »[7] « مجله آرامش-مرداد1393-شماره 16 »[3] « مجله آرامش-شهریور1393-شماره 17 »[11] « مجله آرامش-مهر93-شماره18»[13] « مجله آرامش-آذر93-شماره19»[5] « مجله آرامش-بهمن93-شماره20 »[4] «{دوره جدید،ش1،فروردین1395}»[45] «{دوره جدید،ش2،اردیبهشت1395}»[7] «{دوره جدید،ش3،خرداد1395}»[2] «{دوره جدید،ش4،تیرماه 1395}»[19] «{دوره جدید،ش5،مرداد 1395}»[2] «{دوره جدید،ش6،شهریور 1395}»[21] « {دوره جدید،ش7،مهر 1395} »[5] « {دوره جدید،ش8/ 30آذر95خورشیدی} »[1] « {دوره جدید،ش9،دی 1395} »[1] « {دوره جدید،ش10،بهمن1395} »[4] « {دوره جدید،ش11،اسفند1395} »[6] « {د ج،ش12،فروردین ماه1396خورشیدی} »[34] « {جدید،ش13،اردیبهشت1396خورشیدی} »[2]
لوگوی دوستان
 

پیوند دوستان
 
پایگاه خبری تحلیلی فرزانگان امیدوار جاده های مه آلود پایگاه تحلیلی( فصل انتظار) مجله آرامش یا صاحب الزمان (عج) هواداران بازی عصر پادشاهان ( Kings-Era.ir ) مهندس محی الدین اله دادی سایت اطلاع رسانی دکتر رحمت سخنی Dr.Rahmat Sokhani لحظه های آبی( سروده های فضل ا... قاسمی) تراوشات یک ذهن زیبا قاصدک « تارنمای شخصی مهدی گل محمدی » مسیر عرشیان پاتوق دوستان قیدار شهر جد پیامبراسلام نشریه حضور غزل عشق بلوچستان کلینیک تخصصی پوست و تناسب اندام-ایده آل بابای آسمانی محمد قدرتی یه دختره تنها شاه تورنیوز Note Heart غزلیات محسن نصیری(هامون) ... یاس ... wanted دفتر احسان رویابین تینا!!!! عرفان وادب کاروجدان allah is my lord منتظر باران فرهنگی بهار عشق شناخت کافی ღای دریغاღ خط خطی ها عدالت جویان نسل بیدار سینا حاج زاده HADAFE SORKH ghamzade رویایی زندگی کردن... جامع ترین وبلاگ خبری مقاله های تربیتی ارتــــش ســــرخ///AK زازران ♥®♥شایگان مجله پیام توحید خواندنی های ایران جهان دانشجو دانشجوی میکروبیولوژی 91 دانشگاه آزاد اشکذر آسمان آبی پنجره ای رو به باغ مجله پارسی نامه سرویس وبلاگ نویسی پارسی بلاگ مجله الکترونیکی گوناگون مجله جهان داستان آموزش زبان دات کام مجاز نیوز طب سنتی خبرگزاری آریا تارنمای مهدی گل محمدی-2

بنام خدای یگانه

 

ای هموطنان عزیز خاک پاک ایران زمین زیبا و شما ای تمامی مسلمانان آزاده و نوع دوست و موحد سراسر جهان ، فرارسیدن این عید سعید و فرخنده فطر را به شما ، تبریک و شادباش عرض می نماییم.

مبارک.مبارک.مبارک...........

برای همه شما یاران گرامی و شما اندیشمندان خردمند ، آرزوی عمری طولانی ، همراه با شادی و بهروزی آرزو می نماییم.

پیروز و موفق باشید.بدرود.

از طرف مدیریت و همه نویسندگان وبلاگ گروهی مجله آرامش.

5/4/1396

پایان.


  

نقدی بر آرای معمول در اندیشه سرمایه‌داری؟

 

  نابود باد سرمایه‌داری

 بدون برابری عدالت نیست و بدون عدالت، اخلاق وجود ندارد. کروپوتکین

 


    نگاهی به عملکردهای نئولیبرالیسم در دو دهه اخیر گواهی صادق بر این مدعاست که نظام بازار آزاد روزبه‌روز به شکل فزاینده‌ای تحلیل می‌رود و ناچار به توسل به زور و خشونت و دروغ و فریب و توطئه‌های رنگارنگ است. در 1989، فوکویاما تز «پایان تاریخ» خود را پیش کشید که به قول سایمون تورمی (Simon tormey. Anti - Capitalism)، درآمدی شد بر «تولد ضدسرمایه‌داری معاصر». او در بررسی تظاهرات توده‌ای سیاتل در 1999 می‌نویسد: «بسیاری از مفسران، چه فعالان سیاسی و چه غیرفعال، اعتراضات سیاسی در دسامبر 1999 را جنبشی ضدسرمایه‌داری و ضدجهان شرق دانسته‌اند که تازه تولد یافته است. چرا؟ در ظاهر [تظاهرات] سیاتل مانند بسیاری از تظاهرات دیگر در سال‌های اخیر بود. میتینگ سازمان تجارت جهانی (WTO) بهانه‌ای برای این تظاهرات توده‌ای بود اما چنین تظاهراتی رویدادهای معمول و متعارفی است که از 1992 مرتب در آمریکا برگزار شده است. تظاهرات سیاتل اما، از گونه‌ دیگری بود.

 

 نخست، گوناگونی گروه‌های شرکت‌کننده در آن و نیز حضور اتحادیه‌های کارگری که در تظاهرات و اعتراضات قبلی در آمریکای شمالی، به چشم نمی‌خورد – به‌ویژه در آمریکا تا آن زمان- دوم، کیفیت و ماهیت اعتراضات و تظاهرات که مقامات را وادار کرد ضعف نشان نداده و با جمعیت انبوه 70هزار نفری مقابله کنند؛ با استفاده از نیروی پلیس، اعمال خشونت، استفاده از گاز اشک‌آور، باتوم و... که نشان از رادیکالیزه شدن اعتراضات ضد نظام بود...»


    پس، برخلاف تز فوکویاما و دیدگاه او مبنی بر تولد تاریخ نوی نظام بازار آزاد پس از فروپاشی اتحاد شوروی، «پایان تاریخ» موجب تولد جنبش ضدسرمایه‌داری در قالب عریان خشونت‌آمیزش شد که به گونه فزاینده‌ای هر روزه‌ در گوشه‌ای از عالم گسترش می‌یابد و روشنفکران برجسته‌ای چون پی‌یر بوردیو، سوزان جورج، دیوید هاروی، نائومی کلاین، رابرت برنر، جان پیلچر، جان پرکینز و بسیاری دیگر را وامی‌دارد تا با احساس مسوولیت بر نقاط ضعف‌علاج‌ناپذیر نظام سرمایه‌داری انگشت گذارده و آن را برجسته کنند و بدیلی برای آن، به دید و نظر معترضان و مخالفان نظام بهره‌کشی که به پایانش نزدیک می‌شود، بیاورند.

 

پی‌یر بوردیو در کتابی به نام ایستادگی در برابر نئولیبرالیسم در دفاع از نوشته خود و ضرورت تاریخی آن می‌نویسد: «امیدوارم سلاحی سودمند برای همه آنانی باشد که می‌کوشند در برابر تازیانه نئولیبرالیسم بایستند.» (پی‌یر بوردیو، ایستادگی در برابر نئولیبرالیسم، نشر اخوان) سمیر امین در شرحی که بر کتاب فردل بی‌اخلاق اثر بیل‌تاب می‌نویسد، تاکید می‌کند که این اثر «نشان می‌دهد انگیزه جهانی‌شدن ناشی از دستاوردهای عینی علم و تکنولوژی نیست بلکه استراتژی سیاسی مورد حمایت دست مرئی نظامیانی است که هدف‌شان گشودن بازارها به نفع گسترش سرمایه است.» (ویلیام ک.تاب، فعل بی‌اخلاق، ترجمه حسن مرتضوی، نشر دیگر) و شرح دیگری بر همین کتاب توسط دوگ دود مولف سرمایه‌داری و اقتصاد آن. او می‌گوید: کتاب بی‌نظیر بیل‌تاب نشان می‌دهد جهانی‌شدن پدیده‌ای تازه نیست و سرمایه‌داری از همان ابتدای زایش خود نیازمند استعمار بی‌رحمانه در سده‌های شانزدهم و هفدهم بود؛ تبدیل سرمایه‌داری به یک نظام، مستلزم امپریالیسم بی‌رحمانه‌تر سده نوزدهم بود و اکنون همین فرآیند نیز ادامه می‌یابد.

 نفوذ آن همه جانبه‌تر و لطمات انسانی، اجتماعی و محیط‌زیستی آن ویرانگرتر است و سلطه اجتماعی – سیاسی سرمایه بیش از هر زمانی گسترده شده است. «فیل بی‌اخلاق» نشان می‌دهد که چرا «سیاتل‌ها» باید تکرار شوند و گسترش یابند (قابل توجه استاد! که مبارزات و اعتراضات سراسری مردم جهان را بازیگوشی عده‌ای بیکار می‌داند که برای تفریح «سدمعبر!» کرده‌‌اند!!)


    و والدن بلو، مدیر اجرایی مرکز مطالعات جهانی جنوب تایلند درباره همین کتاب چنین اظهارنظر می‌کند:
    فیل بی‌اخلاق بررسی خرمندانه و جامع پویش‌ها و تضادهای سرمایه‌داری در زمان ماست بیل تاب به نحو قانع‌کننده‌ای نشان می‌دهد که جهان طی سال‌های آینده با بحران‌های بیشتر و ناپایداری فزون‌تر و مقاومت گسترده‌تر در مقابل جهانی‌شدن روبه‌رو خواهد بود.(17)


    کالینیکوس اندیشه‌ور و منتقد برجسته و بسیار مشهور انگلیسی در اثرش به نام «مانیفست ضدسرمایه‌داری»، هدفش را از نوشتن این کتاب «مخالفت با چنین استدلالی» می‌‌داند که عده‌ای مشکلات موجود را نه از خود سرمایه‌داری، بلکه از مجموعه مشخصی از برنامه‌های انحرافی [می‌دانند] که دولت‌های غربی و موسسات مالی بین‌المللی دنبال می‌کنند. به عینه دیدگاه‌های مدافعان وطنی ما از نظام بازار آزاد! در حالی که به دید کالینی لوکس: این خود سرمایه‌داری و منطق حاکم بر آن منطق استثمار و انباشت رقابتی است که معضل است.

نئولیبرالیسم با کنار نهادن بسیاری از موسسات و روش‌هایی که سرمایه‌داری را دست کم در شمال ثروتمند و مرفه قابل تحمل می کرد نقایص ساختاری‌اش را عیان‌تر کرده است؛ اما این نقایص همیشه وجود داشته‌اند و به باور من، تنها از طریق واژگونی‌اش می‌توان آنها را کنار نهاد.(18)


    این اظهارنظرهای صریح اندیشمندان غرب که طیف وسیعی از اقتصاد‌دانان، جامعه‌شناسان، فیلسوفان علمای علم سیاست و حتی هنرمندانی که به اصطلاح از نعمت «آزادی» و «رفاه» در کشورهای خود برخوردارند را در برمی‌گیرد و همگی نیز از جنبه‌های مختلف، نظام سرمایه سالار که تمامی مناسبات و روابط و پیوندهای انسانی را فروکاستن‌شان به روابط پولی، به تباهی کشانده است را به تازیانه انتقاد می‌کوبند و سیمای آن را کریه و بدمنظر نشان می‌دهند که مشاطه‌گری نیز ممکن نیست این زشتی رعشه‌انگیز را اصلاح کند مگر آنکه آن چشم دیگر هم کور شود!

چگونه است که به اصطلاح روشنفکران ما را برنمی‌انگیزد تا با بازنگری و بررسی انتقادی باورهای سخیف و غیرعلمی‌شان، تاثیرات اید‌ئولوژیک را از ذهن‌شان بزدایند، پرده‌ها را کنار زنند و شفافیت و گرمی «نور معرفت» را به گفته عرفا! با دیده جانشان احساس کنند؟

 


    آقایان مدافع «نظام اقتصاد آزاد، باید با دقت و بینش بیشتری به دفاع از نظام مورد حمایت‌شان بپردازند، چرا که ممکن است در دادگاه تاریخ، هم متهم بر سکو نشسته به اشد مجازات محکوم شود و هم «پروانه وکالت» وکیل مدافع لغو و روانه جای دیگری شود! «نه از تاک‌ نشانی و نه از تاک نشان»! که این سرنوشت در خور شأن آقایان نیست.

سرمایه‌داری در شکل نئولیبرالیستی‌اش از دهه 70 به این‌سو، به‌ویژه پس از کودتای خونبار شیلی « ضد حکومت سالوادور آلنده که به طور دموکراتیک انتخاب شده بود» آنچنان در صحنه بین‌المللی بی‌شرمانه اسب تازانده که هیچ دفاعی از آن ممکن نیست. «حرکت آلنده به سوی سوسیالیسم» به قول دیوید هاروی، نویسنده تاریخ مختصر نئولیبرالیسم، «منافع نخبگان تجاری داخلی (که منافعشان‌با منافع سلطه‌گران خارجی گره خورده بود) و از سوی آنها حمایت می‌شد» و اکنون با سیاست آلنده به خطر افتاده بود، در همدستی با «شرکت‌های آمریکایی‌، سازمان جاسوسی آمریکا (سیا) و هنری کیسینجر» کودتایی را ضد حکومت قانونی، دموکراتیک و مردمی آلنده سازمان دادند.

 


    کودتا با خشونت، همه جنبش‌های اجتماعی و سازمان‌های چپ‌گرا را سرکوب کرد و تمام سازمان‌های مردمی نظیر مراکز بهداشتی در محله‌های فقیرنشین را برچید، [از آقایان مدافعان باید پرسید آیا این اعمال ضدبشری است یا دموکراتیک؟!] بازار کار از موانع مقرراتی و نهادی (مثلا، قدرت اتحادیه‌های کارگری) رها شد و... خواندنی است به گفته‌ هاروی: «گروهی از اقتصاددانان معروف به بچه‌های شیکاگو» به علت تمایل‌شان به نظریه‌های نئولیبرالی میلتون فریدمن(19) که در آن زمان در دانشگاه شیکاگو تدریس می‌کرد برای «بازسازی اقتصادی شیلی!» فراخوانده شدند...

 


    داستان چگونگی انتخاب آنها داستانی شنیدنی است، از زبان‌ هاروی بشنویم:ایالات متحده بودجه کار‌آموزی اقتصاددانان شیلیایی در دانشگاه شیکاگو را از دهه 50 به عنوان بخشی از برنامه جنگ سرد، برای مقابله با گرایش‌های چپ‌گرایانه در آمریکای لاتین، تامین کرده بود. اقتصاددانان آموزش دیده در شیکاگو به تدریج بر دانشگاه خصوصی کاتولیک در سانتیاگو مسلط شدند.

 در اوایل دهه 70 نخبگان تجاری مخالفت خود را از طریق گروهی که «باشگاه دوشنبه» نامیده می‌شد، سازمان دادند و رابطه‌ای کاری با این اقتصاد‌دانان برقرار کردند.
    و این به اصطلاح علمای اقتصادی حمایتگران نظام اقتصاد آزاد هستند که ما هم کم نداریم و به قول اسکار وایلد: «جانوران! یا موجوداتی که بهای همه چیز را می‌دانند ولی ارزش هیچ چیز را نمی‌دانند!»(20) حال که با سیاست‌های «آزادی‌بخش و دموکراتیک» غرب و نظام اقتصاد آزاد! آن آشنا شدیم که برای مردم محروم جهان با بمباران‌های مهیب و تفنگ و اورانیوم ضعیف‌شده و موشک‌های رهیاب، آزادی و دموکراسی به ارمغان می‌برد! بی‌مناسبت نیست به پیشنهاد پل برمر(21) «رییس گروه موقت ائتلاف» نظری بیفکنیم. او در 19 سپتامبر 2003 در چارچوب چهار فرمان دولت بوش به این سوال پاسخ داد: (تاریخ مختصر نئولیبرالیسم، هاروی)

 


    خصوصی‌سازی کامل شرکت‌های دولتی، حقوق کامل تملک شرکت‌های عراقی توسط شرکت‌های خارجی، حق خارج کردن تمام سود از عراق توسط شرکت‌های خارجی!... باز کردن بانک‌های عراق به روی کنترل خارجیان، رفتار یکسان با شرکت‌های خارجی... برداشتن تقریبا تمام موانع تجاری ... . این فرامین باید در تمام حوزه‌های اقتصادی از جمله خدمات عمومی‌، رسانه‌ها، تولید، خدمات حمل‌ونقل، امور مالی و عمرانی اعمال شود... [استقلال ملت‌ها و حاکم شدن ملت‌ها بر سرنوشت‌شان از دید «دنیای آزاد» یعنی آین؟!] البته «آزادی‌طلبان کاخ سفید» و «وال‌استریت‌نشین‌ها» فقط نفت را از این امر معاف می‌کنند، به دلیل منطقی «جایگاه خاص» آن به‌عنوان تولیدکننده درآمد برای پرداخت هزینه‌های جنگ. حتی در عصر ظلمت نخست، پیش از نظام فئودالی به قول مکین تایر، نویسنده عصرظلمت(22) با انسان‌ها چنین «آزادمنشانه!» رفتار نشده است که مدافعان وطنی نظام اقتصاد آزاد اصرار می‌ورزند که آن را باور کنیم و با دشمنانش در براندازی آن، همصدا نشویم. اما چه آنها به دلیل «اصلاح‌طلبی» و چه «انسان دوستی لیبرالی، ما را از پایکوبی و دست‌افشانی- که هرگز قصد آن نکردیم- بر حذر دارند؛ خوشحالی‌مان را همراه با میلیون‌ها نفر در سراسر جهان، از افول مناسبات سرمایه‌داری، پنهان نتوانیم کرد، چراکه حق خود می‌دانیم که زندگی کنیم... اگر به قول نوام چامسکی «دکترین نئولیبرالی» به نقل از شخصیت‌های برجسته اقتصاد کلاسیک بر آن بود و هست که «علم جدید با قاطعیت قوانین نیوتن ثابت کرده است که ما با کمک به تهیدستان، فقط به آنان آسیب می‌رسانیم و بهترین هدیه‌ای که می‌توانیم به تهیدستان رنجبر بدهیم این است که آنان را از این توهم برهانیم که حق زندگی دارند!»(23)

 رنجبران عالم اکنون یکصدا فریاد می‌زنند که ما حق زندگی داریم و این حق را خواهیم گرفت... و اگر بنا به ادعای مدعیان «پایان تاریخ» که چامسکی آن را به انتقاد کوبنده‌ای می‌گیرد که «وضعیت کنونی به بالاترین سطح پیشرفت خود رسیده است!» این «حق» گرفتنی‌تر از هر زمان دیگری است. ولی او نشان می‌دهد که: دوره‌های دیگری هم در گذشته بوده که مهر «پایان تاریخ» بر آنها خورده است. به عنوان نمونه در دهه‌های 1920 و 1950، نخبگان آمریکایی ادعا می‌کردند که نظام از کارآیی برخوردار است و سکون توده نشانه رضایت گسترده مردم از وضعیت موجود است. رویدادهایی که کمی بعد اتفاق افتاد (و اکنون افتاده است به بدترین وجه!) بلاهت چنین اعتقاداتی را نشان داد...(24)

 


    ما پیوسته مورد هجوم «اندیشه‌های نادرستی» هستیم که به گفته چامسکی «به دلیل اینکه به نفع گروه‌های قدرتمند هستند، رشد می‌کنند.» از جمله اندیشه‌های نادرست که در دست «معماران اصلی» خود به «اندیشه‌های بسیار درستی» تبدیل می‌شوند، بیماری همه‌گیر سوسیالیسم است که باید برای ریشه‌کن کردن آن اقدام کرد. چامسکی می‌نویسد:
    از اسناد درونی حکومت‌های غربی چنین برمی‌آید که در دهه 60 رهبران غربی می‌ترسیدند که رشد اقتصادی شوروی الهام‌بخش ناسیونالیسم رادیکال شود و کشورهای دیگر نیز به بیماری مبتلا شوند که در 1917روسیه را مبتلا کرده بود... طبق تحقیقات به عمل‌آمده در 1955، روسیه انقلابی تمایلی نداشت مکمل اقتصاد غرب باشد، بنابراین تجاوز غرب به روسیه در 1918، اقدامی تدافعی برای حفظ موجودیت نظام سرمایه‌داری در مقابل تهدیدات ناشی از تغییرات اجتماعی در آن کشور بود...(25)

 


    دم زدن از دموکراسی، آزادی، جامعه رفاه و... بسیاری مفاهیم نظیر اینها که لقلقه زبان دست‌اندرکاران «دنیای آزاد» و مدافعان آن در این سوی جهان شده است، به هیچ‌روی انطباقی با واقعیت‌های موجود، حتی در کشورهای متروپل ندارد. چامسکی می‌گوید: «آمریکا بالاترین سطح کودکان فقیر را در جوامع صنعتی و جهان انگلیسی‌زبان دارد. همچنین در فهرست آشنای بیماری‌های جهان سوم صاحب مقام است!» ادعای بشردوستی و دفاع از حقوق دموکراتیک مردم که «دنیای آزاد» از آن دم می‌زند و برای «آزادی و رهایی مردم در بند» اقدام به لشکرکشی می‌کند به راستی مثال‌زدنی است. در جریان جنگ ایران و عراق صدام حسین و حکومت خودکامه و ضدمردمی او، از کدام کشور کمک دریافت می‌کرد؟ ساقط کردن هواپیمای مسافربری ایران برای حمایت از مردم زجرکشیده و ناآزاد ایران بود و بشردوستی! یا «بربریت مدرن»؟! از حکومت‌های فرومایه سالار آن سوی تاریخ! (آناکرونیستیک)(26) مانند حکومت‌های ایدی امین امپراتور بوکاسا، طالبان، سوهارتو، پینوشه و... چه کسانی حمایت کردند و سر پا نگاه‌شان داشتند؟ بر دست‌های قذافی چه کسی و کسانی بوسه زدند؟! مبتکر کمربند سبز به دور منطقه خاورمیانه چه کسی و کسانی بودند؟ دستگاه تبلیغاتی جهان آزاد که به گفته پژوهشگران غربی که از مارکسیسم و حتی سوسیالیسم اومانیستی نیز دل خوشی ندارند، گونه‌ای «امپریالیسم خبری» است که به تبلیغ دیدگاه‌هایی می‌پردازد که «راست» را «ناراست» و «ناراست» را «راست» جلوه دهد.

 


    این «امر نامعقول» یکسان پنداشتن دموکراسی با سرمایه‌داری به گفته چامسکی و «این تصور که در جوامع سرمایه‌داری حتی در بهترین اوضاع و احوال، دستیابی آزاد به اطلاعات یا تصمیم‌گیری در فراسوی محدودترین یا هدایت‌شده‌ترین زمینه‌ها امکان‌پذیر است که وی نسبت به آن تردید دارد» برای مردم کشورهای پیرامونی پدیده ناآشنایی نیست و امروزه حتی مشاهده می‌کنیم که مردم خود کشورهای به اصطلاح آزاد دموکراتیک نسبت به آن – نبود آزادی و دموکراسی- دچار تردید شده‌اند.

 نئولیبرالیسم چنان که چامسکی اظهار می‌دارد صرفا شکل تازه‌ای از مبارزه اقلیت (همان یک درصد!) ثروتمند برای محدود کردن حقوق سیاسی و قدرت‌های مدنی اکثریت است که اکنون به عیان چهره گشوده و با بی‌پروایی آنچه در چنته دارد، بیرون می‌ریزد. اگر در گذشته نظام سرمایه با جدا کردن انسان‌ها و قرار دادن آنها در طبقات مختلف اجتماعی و تعیین «سهمی» برای هرکس «فرآیند محروم‌سازی» و ناآزادی انسان‌ها را بی‌وقفه ادامه داده است و این پدیده نویی نیست، اکنون می‌توان با خانم سوزان جورج موافقت کرد که:


    اگر در گذشته سیاست عمدتا درباره حکومتگران بود و اینکه چه کسی سهم خود را از سفره برمی‌دارد؛ اما امروز پرسش اصلی به دید من چنین است: چه کسی حق دارد زندگی کند و چه کسی حق ندارد و فرآیند محروم‌سازی انسان‌ها از زندگی نظم امروز جهان شده است.

 


    خانم سوزان جرج که از منتقدان برجسته و با نفوذ سیاست‌های مخرب نئولیبرالیستی است، دیدگاه خود را درباره آن چنین به نمایش می‌گذارد:


    در دهه‌های 40 و 50 اگر کسی جرأت می‌کرد عقیده و نظری ابراز دارد از قماش مهملات نئولیبرالی امروز، او را با هو و تمسخر از صحنه پایین می‌کشیدند و یک راست روانه دارالمجانینش می‌کردند... عقیده‌ای مبنی بر اینکه بازار باید رخصت یابد تا تصمیمات عمده و اساسی اجتماعی و سیاسی اتخاذ کند؛ یا دولت داوطلبانه نقش خود را در امور اقتصادی کاهش دهد، انحصارات آزادی مطلق داشته باشند؛ از فعالیت‌های صنفی اتحادیه‌های کارگری ممانعت به عمل آید و شهروندان به جای برخورداری بیشتر از خدمات حمایتگر دولتی از هیچ حمایتی برخوردار نباشند. چنین عقایدی کاملا با روح زمان بیگانه بود، حتی اگر کسی به واقع با این عقاید مخالفتی نداشت و می‌خواست اظهارنظری در این مورد کند، در نشان دادن موضع خود احتیاط می‌کرد. زیرا برایش بسیار دشوار بود که مخاطبی پیدا کند!


    اندیشه نئولیبرال با بی‌اعتبار کردن و کم‌بها دادن به باوری مبنی بر سودآوری به مثابه ماهیت دموکراسی، و تعریف او از شهروندی چون پرش پرقدرتی به درون مصرف‌گرایی، همه مقررات دولتی درباره نیروی بازار را لغو کرد و رقابت بی‌رحمانه فردگرایانه را در این عرصه خوشامد گفت و نهادهای موثر و تبیین‌کننده سیاسی، فرهنگی و اقتصادی را به دست منافع انحصاری قدرتمند سپرد، صاحبان منافع مستقر مشتی افراد متعصب مذهبی بی‌پروا...(27)


    جای بسی شگفتی است که مدافعان نظام اقتصاد آزاد که جنبه‌های مخرب و ضدبشری آن را به پای «سیاست و سیاست مداران بی‌خرد!»(28) می‌گذارند و نه خود نظام اقتصادی که زاینده این نکبت و پلیدی است؛ نه‌تنها انتقادات دشمنان و براندازان، بلکه دوستان «سرمایه‌داری با چهره انسانی»! را به چیزی نمی‌‌گیرند، بر آن دیده فرو می‌بندند و همه انتقادها را به پای چپ‌های استالینیست و دشمنان آزادی و دموکراسی می‌گذارند! هانری گیرو نویسنده کتاب وحشت نئولیبرالیسم بر این نکته تاکید می‌کند که ایدئولوژی نئولیبرال از یک سو برای خصوصی‌سازی حوزه‌های عمومی کالایی نشده (29) و توزیع رو به بالای ثروت فشار می‌آورد و از سوی دیگر از سیاست‌هایی حمایت می‌کند که به طور روبه تزایدی شکل فضای عمومی را برای تامین امتیاز و سود برگزیدگان انحصارات و (مدیران) خیلی ثروتمند میلیتاریزه (نظامی) می‌کند.

 


    پی‌نوشت‌ها:
    17- همان‌جا
    18- الکسی کالینی بوکس مانیفست ضد سرمایه‌داری
    19- Mitton Friedman
    20-Oskar Wild, “Aneconomist is a ereatura voho knows the price& every thing and the value & nothing
    21- Paul Bremer
    22-The Age of Darkness
    این کتاب به ترجمه من زیر چاپ است.
    23- نوام چامسکی، بهره‌کشی از مردم: نئولیبرالیسم و نظم جهانی، حسن مرتضوی، نشر دیگر
    24- همان‌جا
    25- همان‌جا anachronistic
    26- Henry A.Giroux.The Terror of Neolibralism: Athoritaranism and the Elipse & Democracy
    27- همان‌جا، ص، 18
    28- دیدگاه مدافعان وطنی نئولیبرالیسم!
    29- noncommodified

 

نویسنده مقاله :: مجید مددی

پایان.


  

افزایش آمار اعتیاد در میان کودکان خصوصا کودکان کار موجب نگرانی مسئولان وفعالان حوزه کودک شده است. بر اساس نتایج تحقیق مصطفی آقاجانی، استاد مددکاری اعتیاد به عنوان یکی از آسیب‌های اجتماعی در زمینه تکدی گری 20 درصد از کودکان خیابانی را در گیر کرده است که از این تعداد نزدیک به 15 درصدشان معتاد به سیگار و 5 درصد دیگر به انواع مواد مخدر معتاد هستند.

 

اگر چه کشورمان در سال 1373، پیمان نامه‌ جهانی حقوق کودک را امضا کرد و تعهدات مربوط به کودکان کار و خیابانی را به صراحت پذیرفت اما با گذشت 17سال، هنوز این کودکان به رسمیت شناخته نشده‌اند و هیچ سازمان و ارگانی مسئولیت ساماندهی آنها را به عهده نمی‌گیرد. این در حالی است که مهم‌ترین وظیفه دولت ایجاد حق هویت برای کودکان، صدور کارت شناسایی و اجازه تحصیل در مدارس است، اما آنچه در عمل مشاهده می‌شود چیزی جز سیاست‌های نافرجام ضربتی و سرکوبی نبوده است.

کودکان کار واقعیت انکار ناپذیری هستند که در همه جای شهر دیده می‌شوند. کودکانی که مجبور شده‌اند به جای تحصیل در مدرسه و تفریح از صبح تا شب در خیابان‌ها باشند و در معرض انواع آسیب‌های اجتماعی قرار دارند. این کودکان به علت فقر اقتصادی خانواده‌ها، مجبور به کار در خیابان هستند و بیشتر آنها در استان‌های خراسان، تهران، لرستان و کردستان به سر می‌برند.

 

بر اساس آماری که اخیرا در این زمینه ارائه شده، 15 درصد کودکان مبتلا به افسردگی، مورد سوءاستفاده جنسى قرار گرفته‌اند. هر چند وقت یک بار زمزمه ساماندهی کودکان کار و کودکان خیابانی به گوش می‌رسد و مراکز دولتی و غیر‌دولتی با طرحی ضربتی به میدان می‌آیند و سعی می‌کنند این کودکان را از خیابان‌ها جمع کرده و ساماندهی کنند اما چند روز بعد، باز روال سابق از سر گرفته می‌شود و این کاسبان کوچک به خیابان‌های شهر باز می‌گردند.

 

با این حال به نظر می‌رسد فعالیت سازمان‌های غیر دولتی و خیریه موثر‌تر از سازمان‌های دولتی باشد اگر چه دولت به این نهادها هیچ کمکی نمی‌کند و نهادهای دولتی نیز از آنها پشتیبانی نمی‌کنند. اما آخرین خبر در خصوص کودکان خیابانی طرح سنجش ایدز در این افراد است. در این طرح قرار است رفتارهای پرخطر مرتبط با HIV در کودکان خیابانی مورد ارزیابی قرار گیرد و بر اساس این ارزیابی طرح‌های مداخله‌ای طراحی می‌شود تا بتوان این رفتارها را در این کودکان کاهش داد. به گفته مجید رضا زاده، دبیر کمیته پیشگیری از ایدز سازمان بهزیستی، در صورتی که نتیجه مداخلات آزمایشی در تهران موفق باشد، این طرح‌ به استان‌ها ابلاغ می‌شود تا آن را اجرا کنند. حال باید منتظر ماند و دید این طرح نیز همانند طرح‌های مشابهی که اجرا شده است به نتیجه خواهد رسید یا در وسط راه به دست فراموشی سپرده می‌شود وکودکان خیابانی می‌مانند و خیابان‌هایی که هیچ جای آنها برای کودکان امنیت ندارد.

 

نویسنده :: مهدیه تقوی راد

پایان.


  

ما به موسی وحی فرستادیم که: «شبانه بندگانم را (از مصر) با خود ببر; و برای آنها راهی خشک در دریا بگشا; که نه از تعقیب (فرعونیان) خواهی ترسید، و نه از غرق شدن در دریا! س‏ذللّه (77)

 

(به این ترتیب) فرعون با لشکریانش آنها را دنبال کردند; و دریا آنان را (در میان امواج خروشان خود) بطور کامل پوشانید! (78)

 

فرعون قوم خود را گمراه ساخت; و هرگز هدایت نکرد! (79)

 

ای بنی اسرائیل! ما شما را از چنگال دشمنتان نجات دادیم; و در طرف راست کوه طور، با شما وعده گذاردیم; و «من‏» و «سلوی‏» بر شما نازل کردیم! (80)

 

بخوریداز روزیهای پاکیزه‏ای که به شما داده‏ایم; و در آن طغیان نکنید، که غضب من بر شما وارد شود و هر کس غضبم بر او وارد شود، سقوب می‏کند! (81)

 

و من هر که را توبه کند، و ایمان آورد، و عمل صالح انجام دهد، سپس هدایت شود، می‏آمرزم! (82)

 

ای موسی! چه چیز سبب شد که از قومت پیشی گیری، و (برای آمدن به کوه طور)عجله کنی؟! (83)

 

عرض کرد: «پروردگارا! آنان در پی منند; و من به سوی تو شتاب کردم، تا از من خشنود شوی! س‏ذللّه (84)

 

فرمود: «ما قوم تو را بعد از تو، آزمودیم و سامری آنها را گمراه ساخت!» (85)

 

موسی خشمگین و اندوهناک به سوی قوم خود بازگشت و گفت: «ای قوم من! مگر پروردگارتان وعده نیکویی به شما نداد؟! آیا مدت جدایی من از شما به طول انجامید، یا می‏خواستید غضب پروردگارتان بر شما نازل شود که با وعده من مخالفت کردید؟!» (86)

 

گفتند: «ما به میل و اراده خود از وعده تو تخلف نکردیم; بلکه مقداری از زیورهای قوم را که با خود داشتیم افکندیم!» و سامری اینچنین القا کرد... (87)

 

و برای آنان مجسمه گوساله‏ای که صدایی همچون صدای گوساله (واقعی) داشت پدید آورد; و (به یکدیگر) گفتند: «این خدای شما، و خدای موسی است!» و او فراموش کرد (پیمانی را که با خدا بسته بود)! (88)

 

آیا نمی‏بینند که (این گوساله) هیچ پاسخی به آنان نمی‏دهد، و مالک هیچ گونه سود و زیانی برای آنها نیست؟! (89)

 

و پیش از آن، هارون به آنها گفته بود: «ای قوم من! شما به این وسیله مورد آزمایش قرار گرفته‏اید! پروردگار شما خداوند رحمان است! پس، از من پیروی کنید، و فرمانم را اطاعت نمایید!» (90)

 

ولی آنها گفتند: «ما همچنان گرد آن می‏گردیم (و به پرستش گوساله ادامه می‏دهیم) تا موسی به سوی ما بازگردد!» (91)

 

(موسی) گفت: «ای هارون! چرا هنگامی که دیدی آنها گمراه شدند... (92)

 

از من پیروی نکردی؟! آیا فرمان مرا عصیان نمودی؟!» (93)

 

(هارون) گفت: «ای فرزند مادرم! ( ای برادر!) ریش و سر مرا مگیر! من ترسیدم بگویی تو میان بنی اسرائیل تفرقه انداختی، و سفارش مرا به کار نبستی!» (94)

 

(موسی رو به سامری کرد و) گفت: «تو چرا این کار را کردی، ای سامری؟!» (95)

 

گفت: «من چیزی دیدم که آنها ندیدند; من قسمتی از آثار رسول (و فرستاده خدا) را گرفتم، سپس آن را افکندم، و اینچنین (هوای) نفس من این کار را در نظرم جلوه داد!» (96)

 

(موسی) گفت: «برو، که بهره تو در زندگی دنیا این است که (هر کس با تو نزدیک شود) بگوئی س‏خ‏للّهبا من تماس نگیر!» و تو میعادی (از عذاب خدا) داری، که هرگز تخلف نخواهد شد! (اکنون) بنگر به این معبودت که پیوسته آن را پرستش می‏کردی! و ببین ما آن را نخست می‏سوزانیم; سپس ذرات آن را به دریا می‏پاشیم! (97)

 

معبود شما تنها خداوندی است که جز او معبودی نیست; و علم او همه چیز را فرا گرفته است! س‏ذللّه (98)

 

این گونه بخشی از اخبار پیشین را برای تو بازگو می‏کنیم; و ما از نزد خود، ذکر (و قرآنی) به تو دادیم! (99)

 

هر کس از آن روی گردان شود، روز قیامت بار سنگینی (از گناه و مسؤولیت) بر دوش خواهد داشت! (100)

 

در حالی که جاودانه در آن خواهند ماند; و بد باری است برای آنها در روز قیامت! (101)

 

ادامه دارد.


  

در اوایل بهمن 1350 / 4 بهمن1350ش/ به فرمان محمد رضا پهلوی ، کمیته مشترک ضد خرابکاری ، تشکیل شد ، که خروجی آن اداره سیاه رو و بدنام ، جز شکنجه ، آزار و کارهای ضد انسانی ، در حق زندانیان سیاسی و مبارزان انقلابی و دگراندیشان عقیدتی بود.


اگر برای برخی از افراد کم اطلاع ،  یا ناآگاه و یا بعضی از جوانان کنجکاو اما ساده دل و خوش باور ،  به وقایع ظلم و شکنجه در دوران شاه ، کمترین شک و شبهه ای باقی مانده است ، و هنوز هم برخی در داخل یا بویژه در خارج از کشور اسیر و شیفته شبکه های مجازی و رسانه های فارسی زبان وابسته به رژیم پادشاهی موروثی فردگرا ، همچون شبکه موسوم به ایران آریایی!؟ و ...هستند ، با درخواست برای اندیشه ورزی و آزادگی برای مولف و همه ما ، به نگارش چند نمونه دیگر از کشتار،شکنجه و اعمال و رفتارهای ضدحقوق بشری ساواک و مزدوران شاهنشاهی آریایی! می پردازیم تا سیه روی شود هر که در او غش باشد ::


نمونه هشتم-8 ::


 « مادر شهید محمد دزیانی در نامه ای به کیهان نوشته است :

پسرم...درمهرماه54 هنگامیکه دانشجوی سال آخر دانشکده حقوق دانشگاه تهران بود، در تهران دستگیر شد ، .....اورا برای گرفتن اطلاعات در زیر سخت ترین شکنجه ها قرار دادند ،  که منجر به قطع چند انگشت و لخته شدن خون در کف پاهایش شد ، و به مدت 5 ماه در بیمارستان501 ارتش بستری شد ، اما مقاومت و پایمردی محمد و روحیه تزل ناپذیر او از یک طرف و وجود بی سابقه ترین آثار شکنجه بر روی بدنش ، در آستانه ورود نمایندگان سازمانهای حقوق بین اللملی ، برای بازدید از زندانیهای سیاسی ، موجب شد که ساواک به فکر توطئه جدیدی بیافتد و اورا از پای درآورد و همین کار را هم کرد و محمد را در ساعت 10شب 22 بهمن سال 55 از طبقه اول بند 3 زندان اوین به زیر شکنجه بردند و او را شهید کردند..... » {21}


نمونه نهم-9 ::


« پدر سه شهید علیه عاملان شکنجه اعلام جرم کرد:

.....سه فرزند من به اسامی نزهت السادات 29 ساله دارای دانشنامه لیسانس علوم ریاضی از دانشگاه تهران ، بهمن27 ساله دارای لیسانس اقتصاد از دانشگاه تهران و اعظم السادات 25 ساله تکنیسین برق از سال52 ،  فعالیتهای سیاسی خود را آغاز کردند.

نزهت السادات در زدوخورد با ماموران ساواک شهید شد ، و پسرم بهمن برخلاف آنچه که از طرف ساواک اعلام شده بود ، که در زدوخورد با مامورین شهید شده است. بنا به اظهار زندانیان سیاسی آزاد شده ، پس از دستگیری زیر شکنجه های شدید ماموران ساواک به شهادت رسیده است.

اعظم السادات دختر دیگرم که در واقعه دولت آباد دستگیر شده بود ، در دادرسی ارتش به اعدام محکوم شد و همراه مبارز دیگری {به نام/22} صفر لنگرودی در شهریور55 تیرباران شد.

این پدر در نامه اش می نویسد ::

ماموران ساواک پس از شهادت سه فرزندم به ما حتی اجازه برگزاری مراسم ختم را هم ندادند......»{23}

نمونه دهم-10 ::

تذکر : خوانندگان عزیز و اندیشمندان محترم ، از اسامی زندانیان آزاد نشده در زندانهای شاه تا تاریخ21 دی57 ، که روزنامه کیهان منتشر نمود ، به چند نمونه ازنامها و شکنجه های اعمال شده بر روی زندانیان سیاسی و عقیدتی با افکار و عقاید مختلف ملی و اسلامی و .....اشاره ای گذرا و فشرده می نماییم.


 « کمسیون حقوق بشر کانون وکلا ::

این180زندانی سیاسی را آزاد کنید


«  اسامی و مشخصات 180 زندانی سیاسی که هنوز آزاد نشده اند.

اسامی بیش از 180 تن از زندانیان سیاسی که هم اکنون در زندانهای کشور به سر می برند ، از طرف کمیسیون حقوق بشر کانون وکلای دادگستری در اختیار کیهان قرار گرفت.


محمدعلی.....نام پدر=حمید،سن30سال.

وضع جسمانی : از ناحیه پا ناقص شده است و کسی که با ایشان گرفته شده بود ، زیر شکنجه جان خود را از دست داده است.....

حسین...

نام پدر=مهدی : سن37سال،شغل=آزاد-زندان قصر.بازداشت=سال53،محکومیت=ابد.

وضع جسمی : در اثر شکنجه زیاد دچار ناراحتی شدید اعصاب معده ، شکستن دندانها ، و قطع شدن رگ بوسیله آویزان کردن.


مهدی.....

نام پدر=علی اکبر، سن27سال  ، شغل دیپلم-اتهام=عضویت در گروه-زندان قصر- بازداشت=سال54 - محکومیت ابد.

در درگیری دستگیر و گلوله خورده ، 3 تیر به بدن{سمت چپ} اصابت کرده و تاکنون 5عمل روی ایشان انجام گرفته ، 7عضو بدن ندارد{|1/4 کبد - نصف لوزولمعده - دودنده چپ -1 کلیه ، طحال و قسمتی از معده و روده ها } پا و شانه ایشان مجروح و مصدوم شده است.

سازمان عفو صلیب سرخ با او مصاحبه به عمل آورده و به علت افشاگری مجددا مورد شکنجه قرار گرفته و دو عمل جراحی دیگر در پیش دارد ، و در حال حاضر چسبندگی امعاء و احشاء و درد ممتد{دارد}.

 

علی .....نام پدر عباس-سن=25سال-شغل=دانشجو.....محکومیت=حبس ابد + 33سال.


وضع جسمانی :: در اثر شکنجه های زیاد گوش سمت راست چرک کرده و خونریزی نموده است و شنوایی خود را از دست داده است.

همچنین بدن ایشان را سوزانده اند و دچار خونریزی معده و زخم اثنی اشعر می باشد........................... »{24}

نمونه یازدهم-11 ::


تذکر : گروهی از خانواده های شهدا و زندانیان سیاسی از یک سازمان چریکی و مسلمان ، در آن بحبوبه تظاهرات مردم بر علیه حکومت سلطنتی و طاغوتی پهلوی ، به دفتر روزنامه اطلاعات رفتند و از شکنجه و درد فرزندان و بستگانشان گفتند و خواهان نجات و آزادی آنها از زندانهای شاهنشاه آریا مهر؟! شدند.در قسمت زیر بخش بسیار کوتاهی از آن را با هم مطالعه می کنیم :

« گروهی از خانواده های مجاهدین زندانی دیروز در گفتگو با خبرنگاران روزنامه اطلاعات اسامی فرزندان زندانی خود را که مصرانه تقاضای آزادی آنان را دارند، در اختیار ما قرار دادند.

این گروه اظهار کردند: جگرگوشگان ما بعلت صدمات جسمی که در شکنجه های غیر انسانی به آنها وارد شده ، در وضع نامساعدی به سر می برند و اسامی عده ای از این مجاهدین به شرح زیر است :

حسین .....

دارای همسر و سه فرزند.

وضع جسمانی : به علت آویز کردن به سقف در نقاط بدن خونریزی دارد ، و یک سال زیر شکنجه قرار گرفت.


سید مرتضی...{مهندس راه و ساختمان}.....

اتهام : خواندن قرآن ، نهج البلاغه و کتابهای دکتر علی شریعتی.

محکومیت:حبس ابد{قبلا به سه بار اعدام محکوم شده بود}

وضع جسمانی : به علت وارد شدن ضربه های باطوم برقی بر سرش وضع نامساعدی دارد، ناخنهای دستش را کشیده اند ، سه بار خونریزی معده کرد ، دندانهایش خورد شده و زانوهایش آب آورده است.

مهمترین شکنجه ها : آپولو ، انداختن چنگگ برقی به بیضه ها ، باطوم برقی.


مسعود.....

محکومیت : حبس ابد.

وضع جسمانی : قسمتی از خون مغزش بر اثر شکنجه های گوناگون منعقد شده و در حال بیهوشی به سر می برد.


سعید.....

تاریخ دستگیری1353......

اتهام : خواندن قرآن ، نهج البلاغه ، و کتابهای دکتر شریعتی.

شکنجه ها : سوزاندن بدن بوسیله الکل ، فندک ، سیگار و شکنجه قفس{ قفسی تخته ای که دست و پای زندانی ، به طور در هم قرار می گیرد ، و زیر آن آتش روشن می کنند } آپولو ، شوک الکتریکی ، آسیاب ، کشیدن ناخن های دست و پا ، کلاه خود آهنی که باعث کوری و کری می شود.


.....حمید....{مهندس برق از دانشگاه صنعتی}

....اتهام:عضویت در سازمان مجاهدین خلق ، خواندن نهج البلاغه و تعمق قرآن.

محکومیت : حبس ابد.

وضع جسمانی : بر اثر شکنجه های غیر انسانی پایش آسیب دیده و پس از سه عمل جراحی در حال فلج شدن است ...................... »{25}        ادامه منابع و مآخذ ::21-روزنامه کیهان،پنشنبه21دی1357ش ، صفحه6 ، شماره=10610./ 22-برای بهتر خوانده شدن این دو کلمه اضافه شد.{مولف} 23/-روزنامه کیهان ، پنشنبه28 دی1358 هجری شمسی برابر با19صفر1399هجری قمری ، صفحه8 ، شماره10616.  / 24-روزنامه کیهان،پنشنبه21دی1357 ، شماره10610 ، صفحه5.  / 25-روزنامه اطلاعات ، چهارشنبه 20 دی ماه1357 ، برابر با 11صفر1399 ، شماره 15756 ، صفحه7.          ادامه دارد.


  

نکته ها 


قبل از ارائه برخی دیگر از نمونه های ثبت شده در تاریخ ، در مورد عدم پایبندی شاهان سلسله پهلوی به اصول دموکراسی و حقوق بشر، که برخلاف ادعای بازمانده های رژیم سلطنتی و هواداران هدفمند و جهت دار حکومت پادشاهی موروثی ، می باشد ، برای روشن شدن بهتر مطالب توجه شما هموطنان اندیشمند را به  نکات زیر جلب می نماییم ::

 

1-سوال اصلی و روشن این سلسله گفتارهای مرتبط به هم را، می توان بطور مشخص تر چنین بیان نمود :

 

آیا رژیم پهلوی به اصول دموکراسی و حقوق بشر پایبند بود ، و رضاشاه و پسرش محمدرضاشاه پهلوی ، انسانهایی دموکرات،آزادیخواه ، عدالت خواه ، و مردمی به معنای راستین با توجه به معیارها و استانداردهای حقوق بشری بین المللی وهمگام با نظام عرفی، سنتهای پیشرو و مردم سالار ملی داخلی بودند یا خیر؟

در صورت پاسخ آری ، با ذکر دلایل متقن و مستند و در صورت جواب نه ، بیان نمودن نمونه های ثبت شده تاریخی و مستند از وضع آزادی بیان، قلم، تجمعات قانونی، مطبوعات، دگراندیشان،احزاب و گروهها ، انجمنها و اتحادیه های کارگری و..... و همچنین نمونه هایی از وضعیت متهمین سیاسی، شکنجه ها ، اعدامها و ترورهای سیاسی و اعتقادی ،  دزدیها و اختلاس و فسادهای افراد و وابستگان درباری ، و خلاصه هر مورد از موارد و نشانه هایی که عدم پایبندی شاهان پهلوی ، به اصول دموکراسی و حقوق انسانی ، در یک جامعه باز و یا در حال گذارعینی و عملی به ترقی و توسعه توامان سیاسی،اقتصادی،فرهنگی میباشد را بیان کنید ؟؟؟



2-برخی از افراد یک جانبه نگروابسته به محافل بازماندگان رژیم سلطنتی در خارج از کشور،  که رشد اقتصادی را بصورت انحصاری موجب ترقی و توسعه میدانند و برای توسعه سیاسی ، آزادیهای مدنی و حق و حقوق شهروندی و ملزومات عملی آن اهمیتی قائل نیستند ، به افرادی چون ما خرده می گیرند ، که ظاهرا دچار جزم گرایی و دگم اندیشی شده ایم و تنها به معایب آن دوران تاریخی می پردازیم ، و نه به محاسن آن.

در جواب به آن دسته از افراد جاخوش کرده در کنج عافیت و رفاه  در دول اروپایی و ایالات متحده آمریکا و .....بی خبر از دنیای واقعیت ، به این مسئله توجه ندارند و یا نمی خواهند توجه کنند ، که اصل این سری مطالب ، با بیان یک سوال مشخص به تحلیل و بررسی ،  آن هم نه کنکاش از نظر جامعه شناختی و روانشناسی اجتماعی آن دوره تاریخی ، بلکه با ارائه یک سری نمونه های عینی ، پایبندی آن رژیم به اصول دموکراسی ، حقوق بشر و ملزومات ناشی از یک زندگانی شرافتمندانه و انسانی می باشد.

 

3-بی هیچ شک و شبهه ای جامعه ای رشد نمی کند ، مگر با رشد متوازن ، هماهنگ و موازی توسعه سیاسی،فرهنگی و اجتماعی، و توسعه اقتصادی ، متناسب با یک جامعه مدرن و متمدن ، با تکیه بر باورها و اعتقادات و سنتهای پیشرو و سازنده عرفی، مدنی و مذهبی هر کشوری در جامعه نهادینه می گردد.

 

4-با توجه به مطالب بالا و مشخص شدن هدف اصلی مولف در این گفتارها ، به ادامه پرداختن به نمونه های مستند و تاریخی می پردازیم  ::

 

در حکومت پهلوی،بخصوص عصر رضاشاه پهلوی ، در کنار ساخت یک سری کارخانه ، و احداث راه آهن و .....چنین تصور می شد که تنها نوسازی اقتصادی ، راه دست یابی به دروازه های تمدن جهانی را هموار می کند.غافل از اینکه درک سطحی و تقلیل گرایانه از پدیده مدرنیته و پرداختن و علاقمند شدن به ظواهرتکنولوژی ، صنعت ، و نادیده گرفتن مبانی زیربنایی فکری و فرهنگی آن ، راه به یک جامعه آزاد، متمدن ، و توامان با یک رشد و توسعه اقتصادی و سیاسی متوازن ومستقل ملی و مردمی نمی برد ، و تنها با کمی ارفاق می توان از این فرایند ناقص به عنوان شبه مدرنیسم{11} و یا به زعم مولف این سطور مدرنیسم نمایی ظاهری نام برد و یا در نگاه یک نویسنده دیگر به آن تجدد آمرانه{12} نام نهاد.

 

5-رضاشاه به میزانی که به تقویت بوروکراسی و ارتش تاکید داشت ، مجلس شورای ملی را از دستاوردهای انقلاب مشروطیت بود ، از نقش اساسی و ویژه خود انداخت و آنرا به یک نهاد تشریفاتی که گوش به فرمان دستورات شخصی و امر و نهی های او است ، تقلیل داد.{13}

درواقع اهمیت ویژه قرار دادن و ارزشگذاری زیاد روی نیروهای نظامی، ارتش ، پلیس شهری  و ژاندارمری روستایی{14} یک فضای امنیتی و اختناق آمیزی در جامعه حاکم نمود ، که به قول  یرواند آبراهیمیان در کتاب تاریخ مدرن ، حکومت رضا شاه را به معنای واقعی یک نوع پادشاهی نظامی توصیف نمود.{15}رضا خان در زمانی که هنوز درجه دار بود به دلیل مهارتش در استفاده از مسلسل ماکسیم به رضا ماکسیم معروف شد.{16}

 

در اینجا به برخی دیگر از نمونه هایی در مورد عدم دموکرات ، آزاده و مردمی بودن، و عدم پایبندی شاهان پهلوی به اصول دموکراسی و حقوق بشرو ملزومات عینی و عملی  آن می پردازیم.

 

 

نمونه چهارم-4 ::


وزیر مختار انگلیس در گزارشهای خود در زمان رضاشاه در مورد ایجاد و گسترش یک فضای امنیتی در غالب پلیس شهری و...

اظهار نگرانی می کند و چنین می نگارد : «  مظنونین سیاسی با کوچکترین مورد مشکوک -چه اظهار نظرهای نسنجیده باشد ، یا ملاقات با یک دوست نه چندان محبوب حکومت- بدون محاکمه ، زندانی و یا به ولایات تبعید می شوند. »{17}

 

نمونه پنجم-5 ::


« میلسپو، خزانه دار ایران در اوایل سلطنت رضا شاه که در سال 1321 بار دیگر به ایران برگشت ، معتقد بود میراث رضا شاه { حکومتی فاسد و برای فساد }است.:/  به طور کلی او کشور را دوشید، دهقانان ایالات و عشایر و کارگران را از پای در آورد و از زمین داران مالیات و عوارض سنگین دریافت کرد / همچنین خانم آن لمپتون ، ایران شناس انگلیسی و وابسته مطبوعاتی کشورش در زمان جنگ جهانی دوم گزارش داده که{ اکثریت قابل توجهی از مردم از شاه بیزارند }.سفیر آمریکا در تهران نیز حس و حال مشابه ای را گزارش کرده  و رضا شاه را{ خودکامه ای ستمگر، طمعکار و بی احساس}توصیف کرده که{ سقوط وی از قدرت ،  و مرگش در تبعید...هیچ کس را متاثر نکرد. } »{18}

 

 

نمونه ششم-6 ::


دکتر همایون کاتوزیان نگاه دوگانه از وجه منفی و مثبت{ محاسن و معایب} نسبت به سلطنت رضا شاه را چنین تحلیل کرده است. :: « او حکومت پهلوی را به دو دوره تقسیم می کند و معتقد است از سال1304 تا1312 دوره رشد خودکامگی و استبداد رضاشاه بود.اودر این دوره اگر چه فرمانروای مطلق بود ، اما هنوز با نزدیکان خود رایزنی می کرد و آنان را در حکومت مشارکت می داد و طبقه متوسط جدید نیز هنوز تا حدودی از او حمایت می کردند.

دوره دوم سلطنت رضا شاه از 1312 تا 1320 بود.در این دوره قدرت شاه نه تنها خودکامه ،  بلکه خودسرانه نیز شد، و حمایت روشنفکران و همه طبقات را از دست داد.

رضا شاه اگر چه در دور اول حکومت خود برخی از خواسته های روشنفکران ایران را در زمینه ایجاد دولت مدرن ، ناسیونالیسم ایرانی ، کاهش نفوذ روحانیت ، اصلاحات دیوانی و اداری و تمرکز سیاسی برآورده کرد ، اما خواست های دیگر آنها در زمینه حکومت قانون و آزادی و لیبرالیسم را سرکوب کرد.

بعد از این ناکامی و سرکوب و پس از بروز هر چه بیشتر خصلتهای استبدادی او در دور دوم سلطنتش ،  بسیاری از روشنفکرانی که پشتوانه فکری لازم برای نوسازی در زمان رضاشاه را فراهم کردند ، از اوفاصله گرفتند ، یا او آنها را از خود راند.

رضاشاه در این دوره نه تنها به سرکوب شدید مخالفانش پرداخت، بلکه از بیم اینکه مبادا نزدیکان و دوستانش علیه او دسیسه کنند و قدرت و جایگاه او را به خطر اندازند ، دست به تسویه و قلع و قمع آنان زد و به مرور تمام کسانی که او را برای رسیدن به سلطنت یاری کرده بودند را ، یا به قتل رساند و یا مجازات کرد......»{19}

 

 

نمونه هفتم-7 ::« از بیخ و بن برکنده باد استبداد »

 

سلطانعلی سلطانی ، نماینده مجلس دو-سه ماه بعد از استعفای رضاشاه درشهریور1320ش ، در نطقی طولانی از جمله گفت{20} : « عشایر قشقایی و کوه گیلویه و بختیاری و امثال آنها...نه تنها اموالشان غارت شده و از هستی ساقط شده اند، بلکه دسته دسته از طوایف را بدون محاکمه اعدام کرده اند.تنها چندین دسته برادران کوه گیلویی مرا که به هیچ عنوانی در محاکم نظامی نتوانستند ، گناهی برای آنها پیدا کنند ، به نام قصد فرار، کشتند... از طایفه بهمئی علاء الدینی کوه گیلویه در یک روز 97 نفر را کشتند ، که یک نفرشان کودک13ساله بود.

400 نفراز این طایفه را در اهواز حبس کردند و قریب 300 نفرآنها در زندان مردند... خوانین بویر احمدی را با دادن تامین و سوگند یاد کردن به طهران آوردند و به عنوان اینکه بر علیه حکومت قیام کرده اند کشتند... روشی که  در خانه نشین کردن عشایر نشان دادند ، روش اعدام و فنا بود ، نه تربیت و اصلاح. و همین روش جامعه ایرانی را ناتوان ،  و امید به وحدت ملی را ضعیف کرده است.

 

چون رئیس مجلس پیوسته حرف او را قطع می کرد ، سلطانی با عصبانیت از پشت تریبون کنار آمد و در حالی که فریاد می زد( از بیخ و بن برکنده باد استبداد ) از مجلس خارج شد. » {20}

 

 

توجه : در نگارش سطور بالا بصورت مستقیم و غیرمستقیم{از راه مطالعه و کنکاش} کتابها، مجلات و روزنامه های زیراستفاده شده است ::

 

11-اقتصاد سیاسی ایران ، محمد علی همایون کاتوزیان ، ترجمه:محمدرضا نفیسی و کامبیز عزیزی{تهران،نشرمرکز1374}صفحه145 / و تاریخ زندان در عصرقاجاریه  و پهلوی ، صفحه91  / و مجله مهرنامه ، شماره25 ، صفحه118.

 

( برای مطالعه بیشتر در تحلیل و بررسی جامعه شناختی و اقتصادی و سیاسی ، به دو کتاب ازدکتر محمد علی همایون کاتوزیان به  نامهای1-دولت و جامعه در ایران، انقراض قاجار و استقرارپهلوی ، ترجمه:حسن افشار ، نشر مرکز، چاپ هفتم1392 ،  و 2-اقتصاد سیاسی ایران ، مراجعه نمایید. )

 

12-تورج اتابکی،تجدد آمرانه ، جامعه و دولت در عصر رضا شاه ، ترجمه مهدی حقیقت خواه ،تهران ، نشر ققنوس/ مجله مهرنامه ش25 ، صفحه118.

 

13-مهرنامه ش25، ص118 ، نویسنده مقاله: بیژن مومیوند.

 

14-همان.

 

15-همان.

 

16-همان /  و دولت و جامعه در ایران{انقراض قاجار و استقرار پهلوی-دکتر محمد علی همایون کاتوزیان-ترجمه حسن افشار ، صفحه286.

 

17-همان.

 

18-همان / و اقتصاد سیاسی ایران ، ترجمه محمد رضا نفیسی و کامبیز عزیزی.تهران ، نشر مرکز.

 

19-همان.

 

20-دولت و جامعه در ایران ، صفحات345 و 346.

 

ادامه دارد.

تصویر مرتبط

دستگاه شکنجه آپولو،اختراع در زمان حکومت پادشاهی محمدرضاپهلوی


  

« اسلام،اختیار،آزادی »

 

5- « عدم اجبار و اکراه در دین انسان ساز اسلام  »

 

دین رهایی بخش اسلام ، دینی سراسر امید،آزادی، و عشق به خالق و مخلوق می باشد.

برخلاف نظر و شبهه افکنی های افراد ناآگاه و یا بعضا مغرض ، که چنین به دروغ به مخاطبان جوانشان القاء میکنند، که گویا اسلام دینی خشونت بار،تحمیلی و مربوط به دوران قدیم است، باید به این نکته مهم اشاره نماییم که دین انسان ساز اسلام آیینی سرشار از عشق به خالق یکتا و مخلوقش میباشد و احترام خاصی به حق و حقوق و کرامت نوع انسان،صرف نظر از جنسیت،نژاد،رنگ پوست،زبان،ملیت و باورهای متفاوت دارد.

برخی از افراد ناآگاه، و یا کسانی که به انواع مختلف از رفتار و گفتار شخص و یا اشخاصی که مدعی مسلمانی و دینداری بوده اند،گزیده و ناراحت شده و یا ناخالصی های گوناگون در بین برخی ازدوستان و آشنایان دیده اند، متاسفانه آن رفتارها و گفتارهای نابخردانه ای که با روح و جوهره انسانی و توحیدی دین مبین اسلام شدیدا مغایرت و تضاد دارد ، را به پای پیامبرعشق و رحمت حضرت محمد(ص} و امامان بزرگوار تشییع، که در واقع الگو و نمونه ای روشن از اسلام راستین محمدی و علوی بوده اند، می گذارند، که کاری بسیار نادرست و خطا میباشد.زیرا معیار شناخت اسلام در وهله اول کتاب انسان ساز قرآن کریم است،که با خواندن آیاتش همراه با تدبر و تعقل، می توانیم به حقیقت و راستی دست یابیم.

 

بویژه با مطالعه آیات محکم قرآن کریم و همچنین با پیروی از رفتار و کردار و گفتار نجات بخش حضرت امیر المومنین امام علی{ع} و .....که در کتابهای راهگشایی نظیر نهج البلاغه،تحف العقول،صحیفه سجادیه و .....متبلور و مشهود است، به شناختی درست و اساسی از اسلام محمدی و علوی برسیم.


البته ناگفته نماند متد اصلی شناخت احادیث و روایاتی که از امامان معصوم در کتابهای مختلف دینی از سوی راویان مختلف نقل شده است، با توجه به رهنمودهای مهم و اصولی حضرت امام علی(ع)که در خطبه201 نهج البلاغه(فیض الاسلام} بیان شده است، ارجاع دادن سخنان و روایات نقل شده به آیات محکم قرآن کریم و سنت صحیح و پسندیده پیامبر اسلام{ص}که وحدت زا و متواتر است، میباشد.

1-خداوند یگانه در قرآن مجید،سوره نساء، آیه 59 می فرماید:: ای ایمان آورندگان،از خدا  و رسول و متصدیان امور که از خودتان هستند،اطاعت کنید و هرگاه در امری دچار اختلاف شدید،اگر به خدا و روز واپسین باور دارید،آن را به {کتاب}خدا و (روش) رسول ارجاع دهید ، که این بهتر و خوش فرجام تر است.{قرآن مبین-صفحه87}

 

2-امام صادق {ع} می فرماید : هر موضوعی باید به قرآن و سنت ارجاع شود و هر حدیثی که وافق قرآن نباشد،دروغی است خوش نما.{ اصول کافی-جلد اول ، صفحه 89 }

3-رسول اکرم(ص) فرمود : ای مردم آنچه از جانب من به شما رسید و موافق قرآن بود، آنرا من گفته ام، و آنچه به شما رسید و مخالف قرآن بود، من آنرا نگفته ام. { اصول کافی-حدیث11-صفحه89}

 

4-رسول خدا(ص)می فرماید : هیچ گفتاری جز با کردار ارزش ندارد و هیچ گفتار و کرداری جز با نیت ارزش ندارد، و هیچ گفتار و کردار و نیتی جز با موافقت سنت ارزش ندارد. {اصول کافی-جلد اول-حدیث9-صفحه90}

 

در اینجا به اصل موضوع این گفتار،مبنی بر عدم اجبار و اکراه در دین اسلام بر می گردیم:

دعوت و گسترش دین اسلام دردوران پیامبر اسلام{ص} و در زمان امام علی{ع} در دوره کوتاه5ساله خلافتش، نشان دهنده اثبات آیات قرآن کریم، در عدم اجبار و اکراه بودن دین مبین اسلام و احترام ویژه به حق و حقوق و آزادی نوع انسان می باشد.

 مولا و پیشوایمان علی-ع- در قسمتی از عهدنامه گهربارش به مالک اشتر،زمانی که اورابه استانداری مصر روانه می کرد ، در این ارتباط می فرماید : ای مالک.....و مبادا نسبت به ایشان { چون } جانور درنده بوده ، خوردنشان را غنیمت دانی، که آنان دو دسته اند: یا با تو برادر دینی اند،یا در آفرینش مانند تو هستند.....(نهج البلاغه،ترجمه مرحوم فیض الاسلام-صفحه936-جزء پنجم-تهران1381)

 

حرکات و رفتارهای ضد اسلامی و ضد انسانی برخی مدعیان دروغین و ریاکار و منافق در دوران اموی ها،عباسیها، صفوی ها، همچون معاویه ها،عمروعاصها، یزیدها،مروان بن حکم ها،،متوکل عباسیها،حجاج  بن ثقفی ها ، که برای ارضای تمایلات نفسانی و دنیوی خود دست به کشور گشایی همراه با قتل و غارت، و تجاوز به جان و مال و ناموس مردم زدند، هیچ ارتباطی با دین سراسر رحمت،عدالت، و آزادی بخش اسلام و دستورات سعادت بخش قرآن و سنت گرانقدر پیامبر و زندگانی سرشار از انسانیت،تقوی و مردم داری ائمه اطهار{ع} نداشته،ندارد و هرگز نخواهد داشت.

دین اسلام، دین رحمت، دین صلح،عشق پروری و احترام به نوع انسان،همزیستی مسالمت آمیز ، شورا و دموکراسی می باشد، و در ایمان و یا عدم باور به آن هیچ اکراه ،تحمیل و اجباری نیست.

برای آشنایی بهتر و کامل تر در مورد عدم اجبار و اکراه در دین مبین اسلام، به نگارش چند نمونه از آیات مبارک و راهگشای قرآن کریم می پردازیم ::

 

1-قسمتی از سوره بقره،آیه256 : « در{پذیرش } دین اکراه {و اجباری}نیست ..... » قرآن مبین-صفحه42

 

2-سوره یونس،آیه99 :: « آیا پس تو مردم را با اکراه وامیداری تا از مومنان باشند؟ {در حالیکه} هیچکس را نرسد که جز به اذن خدا ایمان بیاورد و {خدا} پلیدی را بر کسانیکه تعقل نمی کنند قرار میدهد. » { کتاب آزادی در قرآن-صفحه 57}

 

3-سوره حج،آیه78 :: « و در راه خدا آنگونه که سزاوار اوست، تلاش کنید،او شما را برگزیده است و برای شما در امر دین ، هیچ تنگنایی پدید نیاورد.....» قرآن مبین-صفحه341

 

4-هود،28 :: « نوح} گفت : ای قوم من، به نظر شما اگر نشانه روشنی از جانب صاحب اختیارم داشته باشم و رحمتی از جانب خود به من داده باشد که بر شما پوشیده مانده باشد، چگونه{من و یارانم}شما را به { پذیرش } آن ملزم سازیم ، در حالی که از آن ناخشنود هستید؟ » قرآن مبین-صفحه224

 

5-سوره کافرون-آیات مبارکه 1 الی 6 :: « به نام خداوند بخشنده مهربان

1) بگو هان ای کافران.

2) من معبود شما را نمی پرستم.

3) و شما هم پرستندگان معبود من نیستید.

4)و من پرستنده آنچه شما می پرستید نیستم.

5) و شما هم پرستندگان معبود من نیستید.

6) شما را دین شما، و مرا دین من. ( قرآنکریم،صفحه603 ، ترجمه:بهاء الدین خرمشاهی )

 

 

6-سوره انعام، آیه107 :: « اگر خدا می خواست شرک نمی ورزیدند{ ولی نظام خلقت انسان را بر اساس اختیار قرار داد} ، و تو را نگاهبان آنان تعیین نکرده ایم ، و کارگزار آنان نیستی. » قرآن مبین-صفحه141

 

7-سوره انعام،آیه 104 :: « از جانب صاحب اختیارتان موجبات بصیرت برای شما آمده است، هر که دیده بصیرت گشاید، به سود اوست، و هر که دیده بربندد ، به زیان خود اوست ، و من نگاهبان شما نیستم. » {قرآن مبین-صفحه141}

 

8-سوره غاشیه،آیات21 و 22 :: « پس{مردم را} تذکر بده، که تو فقط تذکر دهنده ای.

سیطره بر آنان نداری. » قرآن مبین-صفحه 592

 

9-سوره ق-آیه 45 :: « ما انت علیهم بجبار=تو بر آنها جبار{تحمیل کننده}نیستی. » { کتاب آزادی در قرآن - صفحه38}

 

10-سوره نور،آیه54 :: « بگو: از خدا و رسول اطاعت کنید ، اگر روی برتابید، پیامبرمسئولیتهای خود را دارد و شما مسئولیتهای خود را ، و اگر از او اطاعت کنید، خود هدایت یافته اید ، رسول وظیفه ای جز ابلاغ آشکار ندارد. » قرآن مبین-صفحه357

 

توجه : منابع و ماخذی که مستقیم و یا غیر مستقیم در نگارش این گفتار کمک کار مولف بوده است،به ترتیب زیر می باشد :: 

1-کتاب قرآن مبین،ترجمه-توضیح و تفسیر فشرده قرآن به قرآن:مهندس علی اکبر طاهری قزوینی

2-قرآن کریم-ترجمه: استاد بهاء الدین خرمشاهی

3-آزادی در قرآن، نویسنده: مهندس عبدلعلی بازرگان

4-نهج البلاغه، ترجمه: استاد مرحوم فیض الاسلام

5-حقوق بشر از نظر اندیشمندان-محمد بسته نگار

6-اصول کافی

کد مطلب :15   / کد مقاله : 1/4{ مقاله اول،قسمت چهارم و پایانی }

    پایان.


  

ای خلایق-

هل من ناصر ینصرنی،-

 آیا یاری گری نیست؟؟؟؟؟

که حسین را یاری کند؟

این پیام زنده حسینی-

به تمام مردمان تاریخ است.

اگر دین دارید،دینداران-

و اگر آزاده اید،آزادگان-

و یا هر دو،_

ای دینداران موحد و آزاده جهان-

ای عاشقان ترقی و تکامل-

راه سعادت آفرین علی،-

راه سرخ حسینی-

راه و مکتب پاک اهل بیت-

راه پاک فاطمه،-

در افشای فتنه و غصب و خیانت!

و باید گفت در یک کلام-

ای یاران، و ای عاشقان،-

راه حق را یاری کنید.

            

                         ******

  

 ای وجدانهای بیدار انسانی،-

و ای هواه خواهان و یاری گران،-

اسلام اموی و سفیانی!

 

ما خون پاک و جوشنده حسین را،

 از تاریخ مطالبه خواهیم نمود،-

ما با سلاح اندیشه و علم و عمل-

به جهاد فکری و قلمی-

جهل و جعل و خیانت می رویم-

 

زیرا مذهب ما-

 مذهب شیعه 12امامی جعفری-

مکتب تحقیق،اندیشه و عمل،-

مذهب پاک اهل بیت(ع)،-

یعنی اسلام خالص و ناب محمدی.

 

 

نویسنده:: امید،ناظر بخش ادبی مجله آرامش


92/8/15::: 9:17 ع
نظر()
  

 ای یاران،

 ای همقطاران مومن

علی امروز هم تنهاست-

او نسل بیدارش را به شناخت می خواند؟

کدامین شناخت؟

محبت علی در دل-

اقرار عشق علی بر زبان حقگو-

و معرفت راه پاک علی در علم و عمل.

      

                          *****

امامت و رهبری علی و فرزندانش

منطقی برای عاشقان علم و عمل،-

و علی بزرگ الگوی انسان-

در همه ادوار تاریخ بشریت.

 

                         *****

 

گذشته گذشت.....

و شد آنچه نباید میشد-

ولی امروز-

چه می باید کرد؟

 

امروز باید برد-

دلمان را به مهمانی عقل،-

 و از خود سوالی نماییم،راهگشا.

آیا امروز علی تنها نیست؟

آری آیا امروز علی تنها نیست؟

باید چشمها را باز کرد-

جور دیگر فهمید_اندیشید،

تا دگر بار حس کرد،

علی، فاطمه و فرزندانش تنهایند.

 

باید کاری کرد کارستان

تا راه علی مصون بماند-

از مکر و خدعه،

خنده به لبان، و تیغ در دستان،-

همان جبهه دشمنان امامت و ولایت.

 

                     *****

باید دوباره رویید

باید پوست انداخت-

باید با قرآن دوست شد

و با نهج البلاغه آشتی کرد-

و به صحیفه سجادیه دل داد.

 

باید در دل،

باید در زبان و در عمل-

بود یک شیعه علوی راستین،-

اهل متانت،علم،منطق و عمل علوی-

و بی شک یک ایرانی علوی-

این چنین بوده و است،-

 و امروز آگاهتر،بیدارتر،هوشیارتر-

اثبات می کند به جهانیان-

که تشیع علوی،-

 فهم درست اسلام است-

و جز این نیست.

 

تشیع علوی، عمل به قرآن-

به سنت پیامبر که در راه-

اهل بیت عصمت و طهارت هویداست.

 

آری آری شیعه علی بودن

پاسخی است به ندای وجدان،-

انسان سرگردان امروزی-

تاآرام گیرد با یاد خدا-

و راه پاک پیامبر،علی و فرزندان،-

و این تنها راه نجات من و توست.....


92/8/5::: 11:21 ع
نظر()
  

من دلم می خواهد

دلها همگی شاد شوند

و از غم دنیا رهایی یابند

وز تعلقها-همه آزاد شوند

 

            *****

 

من دلم می خواهد،

غاز خانه ما-

همان غاز باشد!

و مرغ همسایه،همان مرغ؟

 

من دلم می خواهد

چهار دیواری خانه من،

ماوای همه دلهای یگرنگ باشد-

و آزرده نشود کسی از خاطر من،-

و یا کسی از کار من دلش تنگ باشد.

 

                       *****

 

من دلم می خواهد-

اعتیاد افسانه مبهمی گردد،

و از نفرت در قصه ها،نشان نباشد.

 

من دلم می خواهد-

همه یگرنگ و دلیر،

دست به دست هم-

کشور خود را آباد کنیم.

من دلم می خواهد

یتیمی سر افکنده نباشد در جهان

و دل فقیران،نیازمندان،

با هدیه های پنهانی ما-

 همگی  خندان و دلشاد شوند.

 

 من دلم می خواهد،

ایمان چراغ سفره امان باشد-

و انرژی آن-

از تقوی سرازیر شود.

 

من دلم می خواهد

همه عشقها به وسعت دریا

و همه نیکویی و بهروزی ها

به پهنای جنگل بزرگ و سرسبز

 و همه دلها عاشق و مومن و منتظر

در انتظار دیدن روی دلدار باشد.....

 

 


92/1/20::: 9:14 ع
نظر()
  
   1   2      >