سفارش تبلیغ
صبا ویژن
پاداش بزرگ، همراه بلای بزرگ استو خداوند، مردمی را دوست نمی دارد، مگر آن که مبتلایشان می کند . [.امام صادق علیه السلام]
لوگوی وبلاگ
 

دسته بندی موضوعی یادداشتها
 
مجله آرامش-آبان1392-شماره نهم ، مجله آرامش-بهمن1392-شماره دهم ، «{دوره جدید،ش1،فروردین1395}» ، « {د ج،ش12،فروردین ماه1396خورشیدی} » ، مجله آرامش-اسفند1391-شماره اول ، مجله آرامش-اسفند1392-شماره یازدهم ، «{دوره جدید،ش6،شهریور 1395}» ، «{دوره جدید،ش4،تیرماه 1395}» ، « { ش27 ، شهریورماه1398خورشیدی } » ، « {ش18-اسفند1396خورشیدی} » ، مجله آرامش-فروردین1392-شماره دوم ، « مجله آرامش-شهریور1393-شماره17 » ، « مجله آرامش-مهر93-شماره18» ، مجله آرامش-فروردین1393-شماره دوازدهم ، مجله آرامش-خرداد1392-شماره چهارم ، مجله آرامش-خرداد1393-شماره چهاردهم ، مجله آرامش-اردیبهشت1393-شماره سیزدهم ، مجله آرامش-مهر1392-شماره هشتم ، (مجله آرامش-تیر1393-شماره 15) ، «{دوره جدید،ش2،اردیبهشت1395}» ، مجله آرامش-تیر1392-شماره پنجم ، رضاشاه ، پهلوی اول ، تاریخ ایران زمین ، اخلاق در قرآن ، اخلاق در قرآن ، قرآن ، آزادی و حقوق بشر ، قرآن ، آزادی و حقوق بشر ، « {دوره جدید،ش11،اسفند 1395خورشیدی} » ، « {دوره جدید،ش7،مهر 1395} » ، « { ش23 ، اسفند ماه 1397خورشیدی } » ، مجله آرامش-مرداد1392-شماره ششم ، شعر و ادبیات متعهد و مردمی ، مجله آرامش-اردیبهشت92-شماره سوم ، « {ش17-بهمن1396خورشیدی} » ، « مجله آرامش-آذر93-شماره19» ، « {دوره جدید،ش9،دی1395} » ، « {جدید-ش14-خرداد96ش} » ، « {ش16-آذر1396خورشیدی} » ، « { ش24 ، فروردین 1398خورشیدی } ، « { ش20- تیرماه1397خورشیدی } » ، « {دوره جدید،ش10،بهمن 1395خورشیدی} » ، « { ش22 ، بهمن ماه1397خورشیدی } » ، «مجله آرامش-مرداد1393-شماره16» ، پاسخ به سوالات و شبهات قرآنی ، تاریخ ایران زمین ، پهلوی اول ، رضاشاه ، تبریک و تهنیت دوستانه... ، آزادی ، حقوق بشر ، قرآن ، ویروس کرونا؟! ، « { ش 29 ، فروردین 1399خورشیدی } » ، « {جدید،ش13،اردیبهشت1396خورشیدی} » ، « {ش19-اردیبهشت ماه1397شمسی ، « مجله آرامش-بهمن93-شماره20 » ، «{دوره جدید،ش3،خرداد1395}» ، «{دوره جدید،ش5،مرداد 1395}» ، « {ش19-اردیبهشت ماه1397شمسی » ، « {ش19-اردیبهشت ماه1397شمسی} » ، « {ش15-تیرماه1396خورشیدی} » ، « {دوره جدید،ش8/ 30آذر95خورشیدی} » ، « { ش20- مرداد ماه1397خورشیدی } » ، « { ش 28 ، آبان ماه 1398خورشیدی } » ، « { ش 28 ، دی ماه 1398خورشیدی } » ، « { ش24 ، فروردین 1398خورشیدی } » ، « { ش25 ، اردیبهشت 1398خورشیدی } » ، « { ش26 ، مرداد1398خورشیدی } » ، مناسبتهای ملی و میهنی ، مجله آرامش-شهریور1392-شماره هفتم ، تسلیت ، پرتوی از قرآن حکیم ،

آمار و اطلاعات

بازدید امروز :374
بازدید دیروز :277
کل بازدید :265980
تعداد کل یاداشته ها : 441
100/2/1
9:28 ع
مشخصات مدیروبلاگ
 
aramesh[59]

خبر مایه
بایگانی وبلاگ
 
« اسفند1391-شماره اول »[32] « فروردین1392-شماره دوم »[11] « اردیبهشت1392-شماره سوم »[4] « تیر1392-شماره پنجم »[9] خرداد1392-شماره چهارم[10] « مرداد1392-شماره ششم »[6] « شهریور1392-شماره هفتم »[1] « مهر1392-شماره هشتم »[8] « آبان1392-شماره نهم »[107] « بهمن1392-شماره دهم »[66] « اسفند1392-شماره یازدهم »[26] « فروردین1393-شماره دوازدهم »[10] « اردیبهشت1393-شماره سیزدهم »[9] « خرداد1393-شماره چهاردهم »[9] « مجله آرامش-تیر1393-شماره 15 »[7] « مجله آرامش-مرداد1393-شماره 16 »[3] « مجله آرامش-شهریور1393-شماره 17 »[11] « مجله آرامش-مهر93-شماره18»[13] « مجله آرامش-آذر93-شماره19»[5] « مجله آرامش-بهمن93-شماره20 »[4] «{دوره جدید،ش1،فروردین1395}»[45] «{دوره جدید،ش2،اردیبهشت1395}»[7] «{دوره جدید،ش3،خرداد1395}»[2] «{دوره جدید،ش4،تیرماه 1395}»[19] «{دوره جدید،ش5،مرداد 1395}»[2] «{دوره جدید،ش6،شهریور 1395}»[21] « {دوره جدید،ش7،مهر 1395} »[5] « {دوره جدید،ش8/ 30آذر95خورشیدی} »[1] « {دوره جدید،ش9،دی 1395} »[2] « {دوره جدید،ش10،بهمن1395} »[4] « {دوره جدید،ش11،اسفند1395} »[6] « {د ج،ش12،فروردین ماه1396خورشیدی} »[36] « {جدید،ش13،اردیبهشت1396خورشیدی} »[2] « {جدید-ش14-خرداد96ش} »[3] « {ش15-تیرماه1396خورشیدی} »[1] « {ش16-آذر1396خورشیدی} »[3] « {ش17-بهمن1396خورشیدی} »[4] « {ش۱۸-اسفند1396خورشیدی} »[16] « {ش19-اردیبهشت ماه1397خ»[4] « { ش20- تیرماه1397خورشیدی } »[3] « { ش21- مرداد ماه1397خورشیدی } »[1] « { ش22 ، بهمن ماه1397خورشیدی } »[2] « { ش23 ، اسفند ماه 1397خورشیدی } »[6] « { ش24 ، فروردین 1398خورشیدی } »[4] « { ش25 ، اردیبهشت1398خورشیدی } »[1] « { ش26 ، مرداد1398خورشیدی } »[1] « { ش27 ، شهریورماه1398خورشیدی } »[17] « { ش 28 ، آبان ماه 1398خورشیدی } »[1] « { ش 29 ، دی ماه 1398خورشیدی } »[1] « { ش 30 ، فروردین 1399خورشیدی } »[7] « { ش 31 ، اردیبهشت 1399خورشیدی } »[2] 《 ش32-شهریور 1399خورشیدی 》[1] 《 ش33-مهر 1399خورشیدی 》[1] 《 ش34-آبان 1399خورشیدی 》[4] 《 ش35- آذر 1399خورشیدی 》[2] « ش36 ، اسفند 1399خورشیدی »[1] « شماره37، فروردین1400خورشیدی »[10]
لوگوی دوستان
 

پیوند دوستان
 
مجله آرامش « تارنمای شخصی مهدی گل محمدی » مجله پیام توحید لحظه های آبی( سروده های فضل ا... قاسمی) هواداران بازی عصر پادشاهان ( Kings-Era.ir ) پایگاه تحلیلی( فصل انتظار) مهندس محی الدین اله دادی یا صاحب الزمان (عج) بلوچستان جاده های مه آلود پایگاه خبری تحلیلی فرزانگان امیدوار سایت اطلاع رسانی دکتر رحمت سخنی Dr.Rahmat Sokhani قیدار شهر جد پیامبراسلام قاصدک نشریه حضور مسیر عرشیان تراوشات یک ذهن زیبا پاتوق دوستان غزل عشق کلینیک تخصصی پوست و تناسب اندام-ایده آل بابای آسمانی محمد قدرتی یه دختره تنها شاه تورنیوز Note Heart غزلیات محسن نصیری(هامون) ... یاس ... wanted دفتر احسان رویابین تینا!!!! عرفان وادب کاروجدان allah is my lord منتظر باران فرهنگی بهار عشق شناخت کافی ღای دریغاღ خط خطی ها عدالت جویان نسل بیدار سینا حاج زاده HADAFE SORKH ghamzade رویایی زندگی کردن... جامع ترین وبلاگ خبری مقاله های تربیتی ارتــــش ســــرخ///AK زازران ♥®♥شایگان خواندنی های ایران جهان دانشجو دانشجوی میکروبیولوژی 91 دانشگاه آزاد اشکذر آسمان آبی پنجره ای رو به باغ مجله پارسی نامه سرویس وبلاگ نویسی پارسی بلاگ مجله الکترونیکی گوناگون مجله جهان داستان آموزش زبان دات کام مجاز نیوز طب سنتی خبرگزاری آریا تارنمای مهدی گل محمدی-2 سرزمین عجایب-برترین ترفندهای وب آموزش بورس

 

 

داشتن حیوانات خانگی

نگه داشتن خیوانات خانگی در منزل برای کودکان مضر است ؟

علاقه کودکان به حیوانات نباید نادیده گرفته شود خصوصاً وقتی آنها بعد از سن 3 سالگی قرار داشته و بنا به گفته روانشناسان تکاملی در دوران بازی‌های نمادین قرار دارند. آنها در این دوران از بازی‌ با مورچه‌ها، جوجه، گوسفندان و … لذت می‌برند. آنها در سال‌های نخست زندگی علاوه بر این‌که بازی‌های تکاملی‌شان را ادامه می‌دهند با تمرین نگهداری و مراقبت از حیوان خانگی در واقع مهارت‌های مراقبت و حمایت از دیگری را تمرین می‌کنند .کودکان در این موقعیت‌ یاد می‌گیرند تا از حیوانات مراقبت کرده و آنها را درمان کنند کودکان از بازی با این حیوانات احساس رضایت و مفید بودن بیشتری داشته و حس می‌کنند که هم نقش پدر و هم نقش مادر را برای او دارند. او در این حالت تمرین می‌کند تا مانند پدرش برای حیوان خانگی غذا تهیه کرده و مثل مادر از او مراقبت کند. این سبک بازی کودکانه به رشد مهارت‌های زندگی او کمک کرده و او در این تمرین‌ها هم مهارت‌های پدرانه و هم مهارت‌های مادرانه را یاد می‌گیرد. از این رو توجه به علایق کودکان به حیوانات را نباید بی‌اهمیت دانست. اگرچه در دنیای امروز ما، امکان نگهداری از حیوانات خانگی میسر نیست، اما توجه به این مسئله نیز خارج از اهمیت نیست. کودک در بازی و مراقبت از حیوانات علاوه بر این‌که مهارت‌های اجتماعی و زندگی‌اش رشد پیدا می‌کند، به لحاظ هوشی نیز دچار تحول می‌شود. طبق گفته پیاژه، روانشناس شناختی کودکان، کودکان هر چه در دو سال اول کودکی محرک بیشتری دریافت کنند، به لحاظ هوشی نیز رشد بیشتری خواهند کرد. یعنی هر چه محرک‌های محیطی کودکان بیشتر باشد کودک بهره هوشی‌اش بالاتر رفته و با عوامل بیشتری آشنا می‌شود و مراحل رشدش را با موفقیت طی می‌کند.

 


کودکان معمولاً تا قبل از سن سه سالگی فکر می‌کنند همه اشیای متحرک زنده‌اند، ولی بعد از مدتی متوجه می‌شوند که برخی اشیا جاندار نیستند، از این رو تا وقتی که او درک نکرده ماشین کوکی اتاقش موجود زنده نیست فرقی بین جوجه و ماشین نمی‌گذارد. اما وقتی این تفاوت را متوجه شد گرفتار ترس از جوجه می‌شود این ترس نشانگر تکامل رشدی کودک است زیرا کودکی که از حیوانات نمی‌ترسد امکان دارد بی‌محابا به آن دست بزند و وقتی آن را لمس کرد، متوجه تفاوت‌های آن با حیوانات اسباب‌بازی‌اش شده و ناگهان بترسد. این ترس کودک نشانگر آغاز تشخیص او میان جانداران و اشیای بی‌جان است و این تجربه عینی در نهایت به کودک کمک می‌کند تا به تکامل رشد شناختی برسد. بنابراین کودک با داشتن حیوانات خانگی یک گام جلوتر خواهد افتاد.


با این تفاسیر تهیه یک حیوان خانگی برای کودک مفید است، اما باید حیوانی برای کودک انتخاب شود که هم برای سلامتی او ضرری نداشته باشد و هم مطابق با سبک زندگی خانوادگی و فرهنگی‌اش باشد. این روزها به دلیل زیاد بودن جوجه‌های بهاره در بازارها، کودکان بیشتر تمایل به نگهداری از جوجه از خود نشان می‌دهند و از طرفی نگهداری از جوجه در خانه نیز با فرهنگ ما مطابقت بیشتری داشته و به نظر می‌رسد خطر کمتری نیز برای کودک دارد.


نباید مراقبت از کودک را از نظر دور داشت. دکتر همت یارزاده در مورد مراقبت روانی کودک هنگام بازی با جوجه‌ها می‌گوید: کودکان زیر سه سال هنوز به بلوغی نرسیده‌اند که خشم خود را کنترل کنند و آنها ممکن است خشم و عصبانیت‌شان را روی جوجه خانگی خالی کنند.


کودکان زیر سن 10 سال نیز قادرند از حیوانات بزرگتر مراقبت کنند بنابراین بهتر است جوجه‌های خیلی کوچک برای آنها تهیه نکرد و مسئولیت نگهداری مرغ و خروس به آنها سپرده شود.


والدین می‌بایست هنگام مراقبت کودک از جوجه‌اش دائماً به کارهای او نظارت داشته باشند تا وقتی که مطمئن شوند کودک آنقدر بزرگ شده تا توانایی مراقبت از حیوان را داشته باشد. از طرف دیگر اگر کودک در مراقبت از حیوان بی‌علاقه شد، والدین می‌بایست دلیل این عملکرد او را جویا شده و علت بی‌علاقگی را بفهمند.
در این دوره باید با کوکان با ملایمت رفتار کرد و نباید آنها را به خاطر برخی عملکردهای ناعاقلانه سرزنش کرد. باید به کودکان یاد داد که جوجه‌ها مانند خود او نیازمند آب و غذا و فعالیت بدنی هستند و مدتی از روز می‌بایست برای استراحت و بازی آنها اختصاص داد، اگر کودک از مراقبت از جوجه‌اش منصرف شد، باید جایگاه جدید برای جوجه پیدا کرد. البته در این زمینه والدین نقش الگوهایی را برای کودک بازی می‌کنند که می‌توانند از جوجه‌ها مراقبت کنند و کودک شیوه رفتار با حیوان را یاد می‌گیرد.

منبع :: روان نیوز

گردآورنده : سارا گودرزی


93/3/25::: 7:16 ص
نظر()
  

 

دوست خیالی در کودکان

با دوست تخیلی کودکمان چه کنیم؟

دوست تخیلی کودک خود را قبول کنید: متخصصان بر این باورند که داشتن یک دوست تخیلی، نشانه خلاق و اجتماعی بودن کودکی است که راهی را برای غلبه بر ترسها و نگرانیهایش پیدا کرده است. برخی مطالعات نشان می دهند که تقریبا نیمی از کودکان در دوره ای از زندگی شان، یک دوست تخیلی داشته اند. با این حال، اگر کودک شما یک اشتباه انجام داد و پس از آن دوست تخیلی اش را مقصر دانست و سرزنش کرد، شما باید با وارد شدن به این صحنه، سعی کنید حقیقت را به او نشان بدهید. البته نباید او را به دروغگویی متهم کنید، بلکه آن رفتار یا عمل را مورد توجه قرار دهید. کودک خود و دوست تخیلی اش را وادار کنید تا آن اشتباه را جبران کنند (مثلا آشغالها را از روی زمین جمع کنند، یا عذر خواهی کنند، یا هر چیز دیگر) و برای او روشن کنید که آن عمل یا رفتار، به هیچ وجه قابل قبول نیست.

از کارهای عجیب و غریب یا خنده دار او لذت ببرید: وقتی کودک شما برای سومین روز متوالی اصرار می کند که لباس آدم فضاییها را در مهدکودک بپوشد، ممکن است فکر کنید با یک مشکل جدی مواجه شده اید. افراد بزرگسال به قدری با اجتماع ارتباط داشته اند که قادر هستند مرز مشخصی بین محیطهای عمومی و محیطهای خصوصی قائل شوند (مثلا شما می دانید که پیژامه و دمپایی راحتی برای استفاده در داخل منزل مناسب است، اما برای رستوران مناسب نیست)، اما کودکان به این صورت فکر نمی کنند. هرگاه در اینگونه مواقع می خواهید کودک را مجبور به انجام کاری بکنید (مثلا بگویید: “لباسهای سیندرلا را همین حالا در بیاور”)، به یاد بیاورید که کودک شما هنوز قادر به درک این محدودیتها نیست و البته لازم هم نیست که چندان نگران طرز لباس پوشیدن کودک خود باشید.

گردآورنده : سارا گودرزی


  

آیا میدانید خنده دار و جالب !

آیا میدانید خنده دار و جالب !

آیا میدانید خنده دار و جالب !

آیا میدانید، گاج مخفف چیه؟ گیج ترین انسان جهان

آیا میدانید، گاج مخفف چیست؟ گاج = گاگولا اینجا جمعن !

آیا میدانید، فیس و افاده ی منشی دکترا از خود دکترا بیشتره ؟

آیا میدانید، هر کاری یواشکیش جذابیتش بیشتره ؟ حالا هر کاری !

آیا میدانید، که هندزفری و گره عاشق ترین زوج در تمام جهان هستن !؟

آیا میدانید، با شمردن حلقه های تن ماهی میتوان به سن کنسرو پی برد!؟

آیا میدانید، تعداد زوج یا فرد بودن آدمهای کره ی زمین به من بستگی داره !؟

آیا میدانید، بعضی وقتا یه زنِ حسود میتونه 10 برابر FBI تحقیقات انجام بده !؟

آیا میدانید، بزرگترین مرکز پرورش مار در سطح خاورمیانه ، آستین بنده است !؟

آیا میدانید، خرچنگها تو عروسیاشون نمیتونن دست بزنن فقط بشکن ریز میزنن !؟

آیا میدانید، به نوشابه ی نارنجی میگن زرد به نوشابه ی بیرنگ هم میگن سفید !؟

آیا میدانید، همیشه سطح مسابقات از نظر کسی که قهرمان شده بسیار بالا بوده !؟

آیا میدانید، یک اتاق مرتب نشانه ای از کامپیوتر خراب یا اینترنتی قطع شده میباشد !؟

آیا میدانید، بیشترین زمانایی دلتون هوسای مختلف میکنه یخچال از همیشه خالی تره !؟

 

آیا میدانید، سر هر موضوعی که تو خونه دعوا میشه نتیجه اینه که تو زیاد میری اینترنت !؟

آیا میدانید، تو فیلم های ترسناک طرف میخواد فرار کنه هیچ وقت ماشینش روشن نمیشه !؟

آیا میدانید، مهمون غریبه که میاد آدم کار کردنش گل میکنه و هی میره تو اشپزخونه دنبال کار !؟

آیا میدانید، همه ی بدبختیامون مال خودمونه ، به شادی ها که میرسه میگن بیاید قسمت کنیم !؟

آیا میدانید، استرس و رقابتی که واسه انتخاب واحد هست واسه خود قبولی تو دانشگاه نیست !؟

آیا میدانید، که تحقیقات نشان داده است که مرد خوب همان مرد بد یست که هنوز لو نرفته است !؟

آیا میدانید، هرچی مهمونی رسمی تره ، میزان خارش جاهای حساس هم به مراتب بیشتر میشه !؟

آیا میدانید، چهره کسایی که تو صف دستشویی عمومی هستن جز جذابترین چهره ها شناخته شده ؟

آیا میدانید، که درسی رو که از ترس افتادن حذف میکنی ، همه با 17-18-19-20 حتی 21 پاسش میکنن ؟

آیا میدانید، که تو فیلمای ایرانی یارو گروگانگیره همیشه میگه پلیس همراتون نباشه و همیشه هم هست ؟

آیا میدانید، یکی از هیجان انگیزترین لحظه ها زمانیه که داری جعبه یه وسیله دیجیتالی جدید رو باز میکنی !؟

آیا میدانید، که تو خونه تنهایین ، از شیر حموم گرفته تا یخ ساز یخچال دست به دست هم میدن تا بترسی ؟

آیا میدانید، که دکمه “enter” کیبورد هم پیر و فرسوده می شود و اصطلاحا به آن “پیرینتر” گفته می شود !؟

آیا میدانید، تو مدرسه و دانشگاه همیشه کلاسای دیگه زودتر از کلاسی که ما توشیم تعطیل میشن ؟ چرا ؟

آیا میدانید، موقع خواب دوست نداری بخوابی ، موقع بیدار شدن هم دوست داری همه چیزتو بدی ولی بیدار نشی ؟

آیا میدانید، کل پسرای ایرانی از 14 سالگی از باباشون پول نگرفتن ؟ همشونم دستشون تو جیبه خودشون بوده ؟

آیا میدانید، همیشه یکی از خط ریش ها از اون یکی بهتر در میاد ؟ همین قضیه در مورد ابروی دخترها هم صدق میکنه

آیا میدانید، وقتی که بیکاری ، بی حوصله ای ، تنهایی هیچکی اس نمیده اما وقتی که سرت شلوغه ، تصادف کردی ، پشت فرمونی ، تو حمومی ، داری خرید میکنی هزار تا اس میاد واست ؟

آیا میدانید، که تو خونه کلا کسی کاریت نداره ،اما یه دقیقه میای با هندزفری آهنگ گوش کنی بقالی سر کوچتونم 5 بار صدات زده ؟

آیا میدانید، تو تاکسى اگه دقیقا جایى که میخواى پیاده شى به راننده بگى 50 متر جلوتر وایمیسته ولى اگه 50 متر قبل از مقصد بگى فورا ترمز میکنه ؟؟؟

آیا میدانید، وقتی زبانتان از دهانتان بیرون است ، نمیتوانید تند تند نفس بکشید؟

پایان.


  

آیا می دانید (1)

آیا می دانید که …. ماه کامل ، 9مرتبه درخشانتر و پرنورتر از ماه نیمه است.
آیا می دانید که …. هر ساعت خراب یا خوابیده، دست کم روزی دو مرتبه زمان را درست نشان می دهد.
آیا می دانید که ….  96 درصد از وزن خیار را آب تشکیل می دهد. 

————————————-

آیا می دانید که …. تخم مرغ کاملا پخته به چرخش در می آید ، در حالی که تخم مرغ خام یا عسلی نمی چرخد.
آیا می دانید که …. اگر شبها یک چهارم سیب زمینی خام را داخل کفشهای چرم قرار دهید چرم نرم میشود و روز بعد تمیز خواهد بود و بویی خوب می دهد.
آیا می دانید که …. قرار دادن چند دانه برنج در نمکدان ، مانع چسبیدن نمکها به هم می شود.

 

————————————-

آیا می دانید که …. که برج ایفل 1792پله دارد.
آیا می دانید که …. برای گرفتن زیادی نمک غذا می توان قطعه ای سیب زمینی میان آن گذاشت و بیست ثانیه صبر کرد تا نمک زیادی را به خود جذب کند.
آیا می دانید که …. در یک سانتی متری پوست شما 12 متر عصب و 4 متر رگ و مویرگ است.

 

————————————-

آیا می دانید که …. موش دو پای آفریقایی از میدان دید 360 درجه برخوردار است.
آیا می دانید که …. الفبای مردم هاوایی 12 حرف دارد.
آیا می دانید که …. ارتفاع برج ایفل در سرما و گرما بر اثر انقباض و انبساط 16 سانتی متر تغییر میکند.
آیا می دانید که …. هنگام رعد و برق اختلاف پتانسیل بین ابر و زمین به 10 تا 100 میلیون ولت میرسد.


  

 فال روزانه | فال امروز شما

فال روزانه یکشنبه 25 خرداد 93

فال روزانه

امروز بر شما چگونه خواهد گذشت ؟

 

 

فروردین: شما در میان تمام مردم دیگر بهترین دوستان را دارید و ممکن است آنها امروز هیچ کار اشتباهی انجام ندهند. با وجود این حتی اگر آنها صادقانه شما را دوست دارند، بایستی همیشه به یاد داشته باشید که شما اکنون از ورای عینک خوش بینی به آنها می‌نگرید. اما اگر با دقت نگاه کنید می‌توانید بی‌طرفانه به موضوع بنگرید. برای ادامه داشتن دوستی‌هایتان قبول کردن واقعیت نسبت به تحمیل کردن افکارتان به آنهایی که دوستشان دارید از اهمیت بیشتری برخوردار است.

 

اردیبهشت: شما امروز نسبت به فردی که خوب از توانایی‌هایش استفاده می‌کند، برداشت اشتباهی دارید. بنابراین وظایفتان را در خانه انجام بدهید و قبل از اینکه فقط ارزش ظاهری کلمات را درک کنید به دنبال فهمیدن حقیقت باشید. اگر شما پول و وقتتان را برای موضوعی صرف کرده‌اید که اکنون می‌دانید نقشه‌ای بیش نبوده است، افراد دیگر را به خاطر آن سرزنش نکنید. بخشی از وجود شما حالا می‌خواهد آنچه را که می‌گویید باور کند، بنابراین با تقلید کورکورانه از یک راهنما خودتان را به دردسر نیندازید.

 

خرداد: امروز مرز باریکی بین واقعیت و رویا وجود دارد، این مرز باریک در حالیکه تمیز دادن این دو را از یکدیگر برای شما مشکل کرده است، آزادانه در حال جابجایی و حرکت کردن است. در حالیکه رویاهایتان را بررسی می‌کنید و در هنر، موسیقی یا تفریح غرق شده‌اید، برای تخلیه کردن این انرژی‌تان از تخیل خود استفاده کنید. به خودتان برای رفتن به تعطیلات مرخصی بدهید وگرنه نخواهید توانست حتی به طور موقتی حقیقت را بفهمید.

 

تیر: امروز روزی همراه با رویاها و خاطرات فراموش شده می‌باشد. ممکن است شما تجربه‌ها و پنداره‌های تکراری‌ای داشته باشید که نتوانید به راحتی برای فرد دیگری توصیفشان کنید. سعی نکنید که همین الان تجربه‌های درونی‌تان را با افراد دیگر سهیم شوید. در حالیکه از تصاویر خیالی محو احساسیتان لذت می‌برید، تا جایی که لازم است با دیگران صحبت کنید. شما در روزهای بعد خواهید توانست بیشتر در موردشان صحبت کنید.

 

مرداد: دیگران را بی‌گناه فرض کردن می‌تواند باعث برانگیخته شدن آنها برای قبول مسئولیت باشد. اما شما همچنین می‌توانید انتظارات بسیار زیادی از آنها داشته باشید که نتوانند از پسشان بربیایند. اگر آنها متوجه نشوند که شما بیشتر از آنچه که آنها انجام می‌دهند ازشان توقع دارید، ممکن است که بدون هچ تلاش مضاعفی فعالیتشان را متوقف کنند. باید بیشتر از قبل با دیگران سازش داشته باشید و از آنها نخواهید که برای به وقوع پیوستن رویاهای غیر ممکن شما نقش راهنما را داشته باشند.

 

شهریور: شما امروز بیشتر از آنچه در توانتان بوده به دیگران وعده داده‌اید، برای اینکه شما زمان و انرژی‌ای را که برای کامل انجام دادن یک مسئولیت لازم است را دست کم گرفته‌اید. این موضوع باعث می‌شود که در آینده موفق به درک قدرت مشکلات شوید، بخصوص اگر این پروژه پر از طنین ارزشهای شما باشد. معمولاً تیزبینی ذهنی شما خیلی به کارتان می‌آید؛ امروز باید بیشتر کار کنید تا به یک بینش واضح و حقیقی نسبت اتفاقات پیش آمده برسید.

 

مهر: درک هنری شما قوی است؛ درحقیقت شما می‌دانید که چه چیزی زیباست و چه چیزی زیبا نیست. اما اکنون شما آنقدر حساسیت دارید که این حساسیت باعث می‌شود واکنش نامعقولی نشان بدهید و حتی موفق به درک مقوله زیبایی نشوید. ولی زیاد به خودتان سخت نگیرید. این موضوع به این معنی نیست که قضاوت شما اشتباه بوده یا اینکه شما قدرت زیبایی شناسانه‌تان را از دست داده‌اید. فراموش نکنید که شما به موضوعاتی توجه می‌کنید که دیگران ممکن است به راحتی از آنها بگذرند. پس از این موهبت عاقلانه استفاد کنید.

 

آبان: اکنون که ماه به نشانه شما بازگشته است احساسات شما نیز شدیدتر شده‌اند. حتی اگر اینگونه به نظر برسد که شما قبلاً تصمیم قطعی گرفته اید، اما گذشته از این امروز شما بیشتر مورد بخشایش قرار می‌گیرید. حتی اگر شما از انتخابهای دیگران ناراضی هستید، بهشان اجازه بدهید تا برای توجیه کردن عملکردهایشان شانسشان را امتحان کنند. توانایی شما در قبول کردن دیدگاه‌های افراد دیگر باعث شادی بیشتر شما در دراز مدت می‌شود.

 

آذر: امکان دارد امروز اطرافیانتان خیلی پرحرفی کنند، اما شما واقعاً نمی‌توانید به طور کامل بفهمید که آنها چه می‌گویند. هر چقدر که شما بیشتر تلاش می‌کنید مفهوم این سخنان را بفهمید، بیشتر با ابهام مواجه می‌شوید. به جای اینکه دیگران را مجبور به صریح بودن بکنید، فقط تظاهر کنید که در حال گوش دادن به موسیقی هستید و روی آن تمرکز کنید تا ببینید که چه احساسی بهتان دست می‌دهد. پرداختن به جزئیات را برای روز دیگری بگذارید.

 

دی: شما امروز برای انجام دادن وظایفتان چندین راه در پیش رو دارید و اگرچه این راهها اختیارات زیادی را به شما می‌دهند، اما شرایط کار کردن برای شما سخت تر می‌شود. اگر یک راه وجود داشته باشد که به وضوح از بقیه مهم تر باشد، برای شما ساده تر است، اما تا موقعی شما واقعاً کارتان را شروع نکرده اید توضیح دادن اینکه چه مراحلی باید طی شود، کار سختی است. سعی نکنید که از آن سر دربیاورید. فقط تا جایی که لازم است خودتان را با آن تطبیق بدهید.

 

بهمن: تفریح کردن امروز باید بالاترین اولویت را داشته باشد و شما احتمالاً می‌توانید یک تفریح متفاوت برای خودتان پیدا کنید تا خودتان را سرگرم نگه دارید. اما شما احتمالاً نخواهید توانست خود را کاملاً با تفریح کردن مشغول نگه دارید، برای اینکه ماه در دهمین خانه تان شما را تشویق خواهد کرد که مسئولیت پذیر باقی بمانید. مادامی که شما تلاش می‌کنید که تسلیم تن پروری نشوید، قادر خواهید بود که هر دو کار را با هم انجام دهید.

 

اسفند: شما حرفهایی برای گفتن به خانواده یا نزدیک‌ترین دوستانتان دارید، اما به آرامی صحبت کردن برای اینکه مکالمه‌ای مطلوب داشته باشید برایتان کار سختی است. ممکن است افکار شما خیلی پراکنده باشند . شما حتی شاید نفهمید که چگونه می‌توانید موضوع صحبت را به سمت موضوعاتی که لازم است گفته شود بکشانید. مهم نیست که این موضوع چقدر پیچیده باشد، شما می‌توانید ابتدا با صحبت کردن در مورد کلیات مبهم به نتیجه برسید و سپس به آرامی مطلب را به مبحثی بکشانید که می‌دانید مورد قبول اطرافیانتان واقع می‌شود.

 

پایان.


  

(حال این گروه مشرکان،) همانند حال نزدیکان فرعون، و کسانی است که پیش از آنان بودند; آنها آیات خدا را انکار کردند; خداوند هم آنان را به گناهانشان کیفر داد; خداوند قوی، و کیفرش شدید است (52)

  

 

این، بخاطر آن است که خداوند، هیچ نعمتی را که به گروهی داده، تغییر نمی‏دهد; جز آنکه آنها خودشان را تغییر دهند; و خداوند، شنوا و داناست! (53)

  

 

این، (درست) شبیه (حال) فرعونیان و کسانی است که پیش از آنها بودند; آیات پروردگارشان را تکذیب کردند; ما هم بخاطر گناهانشان، آنها را هلاک کردیم، و فرعونیان را غرق نمودیم; و همه آنها ظالم (و ستمگر) بودند! (54)

  

 

به یقین، بدترین جنبندگان نزد خدا، کسانی هستند که کافر شدند و ایمان نمی‏آورند. (55)

  

 

همان کسانی که با آنها پیمان بستی; سپس هر بار عهد و پیمان خود را می‏شکنند; و (از پیمان شکنی و خیانت،) پرهیز ندارند. (56)

  

 

اگر آنها را در (میدان) جنگ بیابی، آنچنان به آنها حمله کن که جمعیتهایی که پشت سر آنها هستند، پراکنده شوند; شاید متذکر گردند (و عبرت گیرند)! (57)

  

 

و هرگاه (با ظهور نشانه‏هایی،) از خیانت گروهی بیم داشته باشی (که عهد خود را شکسته، حمله غافلگیرانه کنند)، بطور عادلانه به آنها اعلام کن که پیمانشان لغو شده است; زیرا خداوند، خائنان را دوست نمی‏دارد! (58)

  

 

آنها که راه کفر پیش گرفتند، گمان نکنند (با این اعمال،) پیش برده‏اند (و از قلمرو کیفر ما، بیرون رفته‏اند)! آنها هرگز ما را ناتوان نخواهند کرد! (59)

  

 

هر نیرویی در قدرت دارید، برای مقابله با آنها ( دشمنان)، آماده سازید! و (همچنین) اسبهای ورزیده (برای میدان نبرد)، تا به وسیله آن، دشمن خدا و دشمن خویش را بترسانید! و (همچنین) گروه دیگری غیر از اینها را، که شما نمی‏شناسید و خدا آنها را می‏شناسد! و هر چه در راه خدا (و تقویت بنیه دفاعی اسلام) انفاق کنید، بطور کامل به شما بازگردانده می‏شود، و به شما ستم نخواهد شد! (60)

  

 

و اگر تمایل به صلح نشان دهند، تو نیز از در صلح درآی; و بر خدا توکل کن، که او شنوا و داناست! (61)

  

 

و اگر بخواهند تو را فریب دهند، خدا برای تو کافی است; او همان کسی است که تو را، با یاری خود و مؤمنان، تقویت کرد... (62)

  

 

و دلهای آنها را با هم، الفت داد! اگر تمام آنچه را روی زمین است صرف می‏کردی که میان دلهای آنان الفت دهی، نمی‏توانستی! ولی خداوند در میان آنها الفت ایجاد کرد! او توانا و حکیم است! (63)

  

 

ای پیامبر! خداوند و مؤمنانی که از تو پیروی می‏کنند، برای حمایت تو کافی است (;فقط بر آنها تکیه کن)! (64)

  

 

ای پیامبر! مؤمنان را به جنگ (با دشمن) تشویق کن! هرگاه بیست نفر با استقامت از شما باشند، بر دویست نفر غلبه می‏کنند; و اگر صد نفر باشند، بر هزار نفر از کسانی که کافر شدند، پیروز می‏گردند; چرا که آنها گروهی هستند که نمی‏فهمند! (65)

  

 

هم اکنون خداوند به شما تخفیف داد، و دانست که در شما ضعفی است; بنابراین، هرگاه یکصد نفر با استقامت از شما باشند، بر دویست نفر پیروز می‏شوند; و اگر یکهزار نفر باشند، بر دو هزار نفر به فرمان خدا غلبه خواهند کرد! و خدا با صابران است! (66)

  

 

هیچ پیامبری حق ندارد اسیرانی (از دشمن) بگیرد تا کاملا بر آنها پیروز گردد (;و جای پای خود را در زمین محکم کند)! شما متاع ناپایدار دنیا را می‏خواهید; (و مایلید اسیران بیشتری بگیرید، و در برابر گرفتن فدیه آزاد کنید; ولی خداوند، سرای دیگر را (برای شما) می‏خواهد; و خداوند قادر و حکیم است! (67)

  

 

اگر فرمان سابق خدانبود (که بدون ابلاغ، هیچ امتی را کیفر ندهد)، بخاطر چیزی ( اسیرانی) که گرفتید، مجازات بزرگی به شما می‏رسید. (68)

  

 

از آنچه به غنیمت گرفته‏اید، حلال و پاکیزه بخورید; و از خدا بپرهیزید; خداوند آمرزنده و مهربان است! (69)

  

 

ای پیامبر! به اسیرانی که در دست شما هستند بگو: «اگر خداوند، خیری در دلهای شما بداند، (و نیات پاکی داشته باشید،) بهتر از آنچه از شما گرفته شده به شما می‏دهد; و شما را می‏بخشد; و خداوند آمرزنده و مهربان است!» (70)

  

 

اما اگر بخواهند با تو خیانت کنند، (تازگی ندارد) آنها پیش از این (نیز) به خدا خیانت کردند; و خداوند (شما را) بر آنها پیروز کرد; خداوند دانا و حکیم است! (71)

  

 

کسانی که ایمان آوردند و هجرت نمودند و با اموال و جانهای خود در راه خدا جهاد کردند، و آنها که پناه دادند و یاری نمودند، آنها یاران یکدیگرند; و آنها که ایمان آوردند و مهاجرت نکردند، هیچ گونه ولایت ( دوستی و تعهدی) در برابر آنها ندارید تا هجرت کنند! و (تنها) اگر در (حفظ) دین (خود) از شما یاری طلبند، بر شماست که آنها را یاری کنید، جز بر ضد گروهی که میان شما و آنها، پیمان (ترک مخاصمه) است; و خداوند به‏آنچه عمل می‏کنید، بیناست! (72)

  

 

کسانی که کافر شدند، اولیاء (و یاوران و مدافعان) یکدیگرند; اگر (این دستور را) انجام ندهید، فتنه و فساد عظیمی در زمین روی می‏دهد. (73)

  

 

و آنها که ایمان آوردند و هجرت نمودند و در راه خدا جهاد کردند، و آنها که پناه دادند و یاری نمودند، آنان مؤمنان حقیقی‏اند; برای آنها، آمرزش (و رحمت خدا) و روزی شایسته‏ای است. (74)

  

 

و کسانی که بعدا ایمان آوردند و هجرت کردند و با شما جهاد نمودند، از شما هستند; و خویشاوندان نسبت به یکدیگر، در احکامی که خدا مقرر داشته، (از دیگران) سزاوارترند; خداوند به همه چیز داناست. (75)

 

پایان.


  

و اگر خداوند خیری در آنها می‏دانست، (حرف حق را) به گوش آنها می‏رساند; ولی (با این حال که دارند،) اگر حق را به گوش آنها برساند، سرپیچی کرده و روگردان می‏شوند. (23)

 

ای کسانی که ایمان آورده‏اید! دعوت خدا و پیامبر را اجابت‏کنید هنگامی که شما را به سوی چیزی می‏خواند که شما را حیات می‏بخشد! و بدانید خداوند میان انسان و قلب او حایل می‏شود، و همه شما (در قیامت) نزد او گردآوری می‏شوید! (24)

 

و از فتنه‏ای بپرهیزید که تنها به ستمکاران شما نمی‏رسد; (بلکه همه را فرا خواهد گرفت; چرا که دیگران سکوت اختیار کردند.) و بدانید خداوند کیفر شدید دارد! (25)

 

و به خاطر بیاورید هنگامی را که شما در روی زمین، گروهی کوچک و اندک و زبون بودید; آنچنان که می‏ترسیدید مردم شما را بربایند! ولی او شما را پناه داد; و با یاری خود تقویت کرد; و از روزیهای پاکیزه بهره‏مند ساخت; شاید شکر نعمتش را بجا آورید! (26)

 

ای کسانی که ایمان آورده‏اید! به خدا و پیامبر خیانت نکنید! و (نیز) در امانات خود خیانت روا مدارید، در حالی که میدانید (این کار، گناه بزرگی است)! (27)

 

و بدانید اموال و اولاد شما، وسیله آزمایش است; و (برای کسانی که از عهده امتحان برآیند،) پاداش عظیمی نزد خداست! (28)

 

ای کسانی که ایمان آورده‏اید! اگر از (مخالفت فرمان) خدا بپرهیزید، برای شما وسیله‏ای جهت جدا ساختن حق از باطل قرارمی‏دهد; (روشن‏بینی خاصی که در پرتو آن، حق را از باطل خواهید شناخت;) و گناهانتان را می‏پوشاند; و شما را می‏زمرزد; و خداوند صاحب فضل و بخشش عظیم است! (29)

 

(به خاطر بیاور) هنگامی را که کافران نقشه می‏کشیدند که تو را به زندان بیفکنند، یا به قتل برسانند، و یا (از مکه) خارج سازند; آنها چاره می‏اندیشیدند (و نقشه می‏کشیدند)، و خداوند هم تدبیر می‏کرد; و خدا بهترین چاره جویان و تدبیرکنندگان است! (30)

 

و هنگامی که آیات ما بر آنها خوانده می‏شود، می‏گویند: «شنیدیم; (چیز مهمی نیست;) ما هم اگر بخواهیم مثل آن را می‏گوییم; اینها همان افسانه‏های پیشینیان است!» (ولی دروغ می‏گویند، و هرگز مثل آن را نمی‏آورند.) (31)

 

و (به خاطر بیاور) زمانی را که گفتند: «پروردگارا! اگر این حق است و از طرف توست، بارانی از سنگ از آسمان بر ما فرود آر! یا عذاب دردناکی برای ما بفرست!» (32)

 

ولی (ای پیامبر!) تا تو در میان آنها هستی، خداوند آنها را مجازات نخواهد کرد; و (نیز) تا استغفار می‏کنند، خدا عذابشان نمی‏کند. (33)

 

چرا خدا آنها را مجازات نکند، با اینکه از (عبادت موحدان در کنار) مسجد الحرام جلوگیری می‏کنند در حالی که سرپرست آن نیستند؟! سرپرست آن، فقط پرهیزگارانند; ولی بیشتر آنها نمی‏دانند. (34)

 

(آنها که مدعی هستند ما هم نماز داریم،) نمازشان نزد خانه (خدا)، چیزی جز «سوت کشیدن س‏ذللّه «کف زدن‏» نبود; پس بچشید عذاب (الهی) را بخاطر کفرتان! (35)

 

آنها که کافر شدند، اموالشان را برای بازداشتن (مردم) از راه خدا خرج می‏کنند; آنان این اموال را (که برای به دست آوردنش زحمت کشیده‏اند، در این راه) مصرف می‏کنند، اما مایه حسرت و اندوهشان خواهد شد; و سپس شکست خواهند خورد; و (در جهان دیگر) کافران همگی به سوی دوزخ گردآوری خواهند شد. (36)

 

(اینها همه) بخاطر آن است که خداوند (می‏خواهد) ناپاک را از پاک جدا سازد، و ناپاکها را روی هم بگذارد، و همه را متراکم سازد، و یکجا در دوزخ قرار دهد; و اینها هستند زیانکاران! (37)

 

به آنها که کافر شدند بگو: «چنانچه از مخالفت باز ایستند، (و ایمان آورند،) گذشته آنها بخشوده خواهد شد; و اگر به اعمال سابق بازگردند، سنت خداوند در گذشتگان، درباره آنها جاری می‏شود (;و حکم نابودی آنان صادر می‏گردد). (38)

 

و با آنها پیکار کنید، تا فتنه ( شرک و سلب آزادی) برچیده شود، و دین (و پرستش) همه مخصوص خدا باشد! و اگر آنها (از راه شرک وفساد بازگردند، و از اعمال نادرست) خودداری کنند، (خداوند آنها را می‏پذیرد;) خدا به آنچه انجام می‏دهند بیناست. (39)

 

و اگر سرپیچی کنند، بدانید (ضرری به شما نمی‏رسانند;) خداوند سرپرست شماست! چه سرپرست خوبی! و چه یاور خوبی! (40)

 

بدانید هرگونه غنیمتی به دست آورید، خمس آن برای خدا، و برای پیامبر، و برای ذی‏القربی و یتیمان و مسکینان و واماندگان در راه (از آنها) است، اگر به خدا و آنچه بر بنده خود در روز جدایی حق از باطل، روز درگیری دو گروه (باایمان و بی‏ایمان) ( روز جنگ بدر) نازل کردیم، ایمان آورده‏اید; و خداوند بر هر چیزی تواناست! (41)

 

در آن هنگام که شما در طرف پایین بودید، و آنها در طرف بالا; (و دشمن بر شما برتری داشت;) و کاروان (قریش)، پایین تر از شما بود; (و وضع چنان سخت بود که) اگر با یکدیگر وعده می‏گذاشتید (که در میدان نبرد حاضر شوید)، در انجام وعده خود اختلاف می‏کردید; ولی (همه اینها) برای آن بود که خداوند، کاری را که می‏بایست انجام شود، تحقق بخشد; تا آنها که هلاک (و گمراه) می‏شوند، از روی اتمام حجت باشد; و آنها که زنده می‏شوند (و هدایت می‏یابند) ، از روی دلیل روشن باشد; و خداوند شنواو داناست. (42)

 

در آن هنگام که خداوند تعداد آنها را در خواب به تو کم نشان داد; و اگر فراوان نشان می‏داد، مسلما سست می‏شدید; و (درباره شروع جنگ با آنها) کارتان به اختلاف می‏کشید; ولی خداوند (شما را از شر اینها) سالم نگه داشت; خداوند به آنچه درون سینه‏هاست، داناست. (43)

 

و در آن هنگام (که در میدان نبرد،) با هم روبه‏رو شدید، آنها را به چشم شما کم نشان می‏داد; و شما را (نیز) به چشم آنها کم می‏نمود; تا خداوند، کاری را که می‏بایست انجام گیرد، صورت بخشد; (شما نترسید و اقدام به جنگ کنید، آنها هم وحشت نکنند و حاضر به جنگ شوند، و سرانجام شکست بخورند!) و همه کارها به خداوند باز می‏گردد. (44)

 

ای کسانی که ایمان آورده‏اید! هنگامی که (در میدان نبرد) با گروهی رو به رو می‏شوید، ثابت قدم باشید! و خدا را فراوان یاد کنید، تا رستگار شوید! (45)

 

و (فرمان) خدا و پیامبرش را اطاعت نمایید! و نزاع (و کشمکش) نکنید، تا سست نشوید، و قدرت (و شوکت) شما از میان نرود! و صبر و استقامت کنید که خداوند با استقامت کنندگان است! (46)

 

و مانند کسانی نباشید که از روی هوی پرستی و غرور و خودنمایی در برابر مردم، از سرزمین خود به (سوی میدان بدر) بیرون آمدند; و (مردم را) از راه خدا بازمی‏داشتند; (و سرانجام شکست خوردند) و خداوند به آنچه عمل می‏کنند، احاطه (و آگاهی) دارد! (47)

 

و (به یاد آور) هنگامی را که شیطان، اعمال آنها ( مشرکان) را در نظرشان جلوه داد، و گفت: ...امروز هیچ کس از مردم بر شما پیروز نمی‏گردد! و من، همسایه (و پناه‏دهنده) شما هستم!» اما هنگامی که دو گروه (کافران، و مؤمنان مورد حمایت فرشتگان) در برابر یکدیگر قرار گرفتند، به عقب برگشت و گفت: «من از شما (دوستان و پیروانم) بیزارم! من چیزی می‏بینم که شما نمی‏بینید; من از خدا می‏ترسم، خداوند شدیدالعقاب است!» (48)

 

و هنگامی را که منافقان، و آنها که در دلهایشان بیماری است می‏گفتند: «این گروه (مسلمانان) را دینشان مغرور ساخته است.» (آنها نمی‏دانستند که) هر کس بر خدا توکل کند، (پیروز می‏گردد;) خداوند قدرتمند و حکیم است! (49)

 

و اگر ببینی کافران را هنگامی که فرشتگان (مرگ)، جانشان را می‏گیرند و بر صورت و پشت آنها می‏زنند و (می‏گویند:) بچشید عذاب سوزنده را (،به حال آنان تاسف خواهی خورد)! (50)

 

این، در مقابل کارهایی است که از پیش فرستاده‏اید; و خداوند نسبت به بندگانش، هرگز ستم روا نمی‏دارد! (51)

 

ادامه دارد.


  

على علیه السلام در بدو امر با سه مانع بزرگ مواجه و روبرو بود ::

نخست اینکه تنى چند از اشخاص بزرگ مانند عبد الله بن عمر و سعد وقاص و امثال آنها با او بیعت نکرده بودند.

دوم اینکه عمال و حکام عثمان (مانند معاویه) هر یک در گوشه‏اى حکومت میکردند و عزل آنها بدون ایجاد مزاحمت میسر و مقدور نبود.

سوم اینکه موضوع قتل عثمان نیز در میان بود و هر کس در صدد طغیان و نافرمانى بود آنرا دستاویز و بهانه خود قرار میداد و على علیه السلام ناچار بود که وضع خود را با قاتلین عثمان روشن کند.

این سه عامل مهم بود که دوره کوتاه خلافت على علیه السلام را مختل نموده و اوقات آنحضرت را براى مبارزه با این قبیل عناصر ناصالح مشغول گردانید.

روز چهارم خلافت على علیه السلام بود که عبد الله بن عمر بآنحضرت گفت:بنظر میرسد که عموم مسلمین با خلافت تو موافقت ندارند خوبست این موضوع بشورا برگزار شود!!

على علیه السلام فرمود: ترا باین کارها چکار؟مگر من براى احراز مقام خلافت پیش مردم آمده بودم؟مگر خود مسلمین با ازدحام تمام بمنزل من هجوم نیاوردند؟چه شده است که اکنون تو میگوئى موضوع خلافت بشورى برگزار شود؟سپس آنحضرت بمنبر رفت و ماجرا را در ملاء عام مطرح کرد و مردم‏ را به پیروى از دستورات قرآن و پیغمبر صلى الله علیه و آله دعوت فرمود.از طرفى عده‏اى از بیعت کنندگان نیز خیالات دیگرى در سر مى‏پرورانیدند آن ها تصور میکردند که خلافت على علیه السلام هم مانند دستگاه عثمان است و چنین گمان میکردند که اگر بظاهر در مورد بیعت با على علیه السلام نسبت بدیگران پیشدستى کنند آن جناب نیز آنها را بحکومت بلاد مسلمین خواهد گماشت یا سهم آنانرا از بیت المال بیشتر خواهد داد.


سهل بن حنیف گفت یا امیر المؤمنین این غلام که باو سه دینار دادى آزاد کرده من است و تو امروز مرا با او در عطیه برابر میدارى،طلحه و زبیر و مروان بن حکم و سعید بن عاص و گروهى از قریش نیز نظیر این سخن را بزبان آوردند.اما على علیه السلام کسى نبود که این شکوه‏ها و اعتراضات در او مؤثر واقع شده و وى را از راه حق و عدالت منصرف نماید در پاسخ آنان فرمود:آیا بمن دستور میدهید درباره ظلم و ستم بکسى که نسبت به او زمامدار شده‏ام کمک نمایم؟بخدا سوگند تا شب و روز در رفت و آمد بوده و ستارگان در آسمان گرد هم در گردشند چنین کارى نکنم،و اگر بیت المال مال شخصى من هم بود آنرا بالسویه میان مسلمین تقسیم میکردم در صورتیکه بیت المال مال خدا است پس چگونه یکى را بدیگرى امتیاز دهم؟سپس فرمود:

از طرفى على علیه السلام پس از بیعت مردم تصمیم گرفت در اولین فرصت حکام و عمال عثمان را که شایستگى و صلاحیت حکومت نداشتند عزل نموده و بجاى آنها اشخاص صالح و درستکار بر گمارد بدین جهت نامه‏اى هم به معاویة بن ابی سفیان که از زمان عمر حکومت شام را در اختیار داشت نوشته و موضوع بیعت مردم و خلافت خود را بوى اعلام نمود و او را به بیعت و اطاعت خود خواند.

اما معاویه براى اینکه خود بخلافت رسد نامه على علیه السلام را از مردم شام مخفى نمود و از آنها براى خود بیعت گرفت و حتى نامه آنحضرت را هم پاسخ نداد تا از فرصت ممکنه استفاده کرده و مقصودش را بمرحله اجرا گذارد.

معاویه براى اینکه فرصت مناسبى براى تحکیم موقعیت خود بدست آورد بدین فکر افتاد که على (ع) را بوسیله اشخاص دیگرى سرگرم مبارزه کند از این رو فورا نامه‏اى به زبیر نوشته و او را تحریص بادعاى خلافت نمود و اضافه کرد که من از مردم شام براى تو و طلحه بیعت گرفتم که به ترتیب خلافت از آن شما باشد و چون بصره و کوفه بشما نزدیک است پیش از على آندو شهر را اشغال نموده و بعنوان خونخواهى عثمان در برابر وى بجنگ برخیزید و بر او غلبه نمائید!

چون نامه معاویه بدست زبیر رسید بطمع خلافت فریب معاویه را خورد و نامه را از همه مخفى نمود و در خلوت طلحه را دید و مضمون نامه را باو خبر داد  .

نامه معاویه طلحه و زبیر را که بانتصاب امارت بصره و کوفه از جانب على علیه السلام موفق نشده و براى رسیدن بمقاصد خود در جستجوى راه حل دیگرى‏بودند مصمم نمود که با على علیه السلام از در مخالفت در آمده و با او راه منازعه و مقاتله پیش گیرند و چنانکه معاویه نوشته بود خونخواهى عثمان را هم بهانه و دستاویز خود قرار دهند لذا از مدینه عازم مکه شده و در آن شهر زمینه را براى انجام مقاصد خود مساعد دیدند زیرا علاوه بر این دو تن عده‏اى دیگر نیز از مخالفین على علیه السلام مانند مروان بن حکم و عایشه در مکه گرد آمده بودند که با ورود طلحه و زبیر بدانشهر یک گروه چند نفرى تشکیل داده و جنگ جمل را بوجود آوردند.

 

شهادت امام علی(ع)::

 

على علیه السلام پس از خاتمه جنگ نهروان و بازگشت بکوفه در صدد حمله بشام بر آمد و حکام ایالات نیز در اجراى فرمان آنحضرت تا حد امکان به بسیج پرداخته و گروههاى تجهیز شده را بخدمت وى اعزام داشتند.


تا اواخر شعبان سال چهلم هجرى نیروهاى اعزامى از اطراف وارد کوفه شده و باردوگاه نخیله پیوستند،على علیه السلام گروههاى فراهم شده را سازمان رزمى داد و با کوشش شبانه روزى خود در مورد تأمین و تهیه کسرى ساز و برگ آنان اقدامات لازمه را بعمل آورد،فرماندهان و سرداران او هم که از رفتار و کردار معاویه و مخصوصا از نیرنگهاى عمرو عاص دل پر کینه داشتند در این کار مهم حضرتش را یارى نمودند و بالاخره در نیمه دوم ماه مبارک رمضان از سال چهلم هجرى على علیه السلام پس از ایراد یک خطابه غراء تمام سپاهیان خود را بهیجان آورده و آنها را براى حرکت بسوى شام آماده نمود ولى در این هنگام خامه تقدیر سرنوشت دیگرى را براى او نوشته و اجراى طرح وى را عقیم گردانید.


فراریان خوارج،مکه را مرکز عملیات خود قرار داده بودند و سه تن از آنان باسامى عبد الرحمن بن ملجم و برک بن عبد الله و عمرو بن بکر در یکى از شبها گرد هم آمده واز گذشته مسلمین صحبت

میکردند،در ضمن گفتگو باین نتیجه رسیدند که باعث این همه خونریزى و برادر کشى،معاویه و عمرو عاص و على علیه السلام میباشند و اگر این سه نفر از میان برداشته شوند مسلمین بکلى آسوده

شده و تکلیف خود را معین مى‏کنند،این سه نفر با هم پیمان بستند و آنرا بسوگند مؤکد کردند که هر یک از آنها داوطلب کشتن یکى از این سه نفر باشد عبد الرحمن بن ملجم متعهد قتل على علیه

 السلام شد،عمرو بن بکر عهده‏دار کشتن عمرو عاص گردید،برک بن عبد الله نیز قتل معاویه را بگردن گرفت و هر یک شمشیر خود را با سم مهلک زهر آلود نمودند تا ضربتشان مؤثر واقع گردد نقشه این

قرار داد بطور محرمانه و سرى در مکه کشیده شد و براى اینکه هر سه نفر در یک موقع مقصود خود را انجام دهند شب نوزدهم ماه رمضان را که شب قدر بوده و مردم در مساجد تا صبح بیدار میمانند براى

 این منظور انتخاب کردند و هر یک از آنها براى انجام ماموریت خود بسوى مقصد روانه گردید،عمرو بن بکر براى کشتن عمرو عاص بمصر رفت و برک بن عبد الله جهت قتل معاویه رهسپار شام شد ابن ملجم

نیز راه کوفه را پیش گرفت.


برک بن عبد الله در شام بمسجد رفت و در لیله نوزدهم در صف یکم نماز ایستاد و چون معاویه سر بر سجده نهاد برک شمشیر خود را فرود آورد ولى در اثر دستپاچگى شمشیر او بجاى فرق معاویه بر ران وى اصابت نمود.


معاویه زخم شدید برداشت و فورا بخانه خود منتقل و بسترى گردید و ضارب را نیز پیش او حاضر ساختند،معاویه گفت تو چه جرأتى داشتى که چنین کارى کردى؟


برک گفت امیر مرا معاف دارد تا مژده دهم:معاویه گفت مقصودت چیست؟برک گفت همین الان على را هم کشتند:معاویه او را تا تحقیق این خبر زندانى نمود و چون صحت آن معلوم گردید او را رها نمود و بروایت بعضى (مانند شیخ مفید) همان وقت دستور داد او را گردن زدند.


چون طبیب معالج زخم معاویه را معاینه کرد اظهار نمود که اگر امیر اولادى نخواهد میتوان آنرا با دوا معالجه نمود و الا باید محل زخم با آهن گداخته داغ گردد،معاویه گفت تحمل درد آهن گداخته را ندارم و دو پسر (یزید و عبد الله) براى من‏کافى است  .


عمرو بن بکر نیز در همان شب در مصر بمسجد رفت و در صف یکم بنماز ایستاد اتفاقا در آنشب عمرو عاص را تب شدیدى رخ داده بود که از التهاب و رنج آن نتوانسته بود بمسجد برود و به پیشنهاد پسرش قاضى شهر را براى اداى نماز جماعت بمسجد فرستاده بود!


پس از شروع نماز در رکعت اول که قاضى سر بسجده داشت عمرو بن بکر با یک ضربت شمشیر او را از پا در آورد،همهمه و جنجال در مسجد بلند شد و نماز نیمه تمام ماند و قاتل بدبخت دست بسته بچنگ مصریان افتاد،چون خواستند او را نزد عمرو عاص برند مردم وى را بعذابهاى هولناک عمرو عاص تهدیدش میکردند عمرو بن بکر گفت مگر عمرو عاص کشته نشد؟شمشیرى که من بر او زده‏ام اگر وى از آهن هم باشد زنده نمى‏ماند مردم گفتند آنکس که تو او را کشتى قاضى شهر است نه عمرو عاص!!


بیچاره عمرو آنوقت فهمید که اشتباها قاضى بیگناه را بجاى عمرو عاص کشته است لذا از کثرت تأسف نسبت بمرگ قاضى و عدم اجراى مقصود خود شروع بگریه نمود و چون عمرو عاص علت گریه را پرسید عمرو گفت من بجان خود بیمناک نیستم بلکه تأسف و اندوه من از مرگ قاضى و زنده ماندن تست که نتوانستم مانند رفقاى خود مأموریتم را انجام دهم!عمرو عاص جریان امر را از او پرسید عمرو بن بکر مأموریت سرى خود و رفقایش را براى او شرح داد آنگاه بدستور عمرو عاص گردن او هم با شمشیر قطع گردید بدین ترتیب مأمورین قتل عمرو عاص و معاویه چنانکه باید و شاید نتوانستند مقصود خود را انجام دهند و خودشان نیز کشته شدند.


اما سرنوشت عبد الرحمن بن ملجم:این مرد نیز در اواخر ماه شعبان سال چهلم بکوفه رسید و بدون اینکه از تصمیم خود کسى را آگاه گرداند در منزل یکى از آشنایان خود مسکن گزید و منتظر رسیدن شب نوزدهم ماه مبارک رمضان شد،روزى بدیدن یکى از دوستان خود رفت و در آنجا زن زیباروئى بنام قطام را که پدر و برادرش در جنگ نهروان بدست على علیه السلام کشته شده بودند مشاهده کرد و در اولین برخورد دل از کف داد و فریفته زیبائى او گردید و از وى تقاضاى زناشوئى نمود.


قطام گفت البته در حال عادى کسى نمیتواند باو دست یابد باید او را غافل گیر کنى و غفلة بقتل رسانى تا درد دل مرا شفا بخشى و از وصالم کامیاب شوى و چنانچه در انجام اینکار کشته گردى پاداش آخرتت بهتر از دنیا خواهد بود!!ابن ملجم که دید قطام نیز از خوارج بوده و همعقیده اوست گفت بخدا سوگند من بکوفه نیامده‏ام مگر براى همین کار!قطام گفت من نیز در انجام این کار ترا یارى‏میکنم و تنى چند بکمک تو میگمارم بدینجهت نزد وردان بن مجالد که با قطام از یک قبیله بوده و جزو خوارج بود فرستاد و او را در جریان امر گذاشت و از وى خواست که در اینمورد بابن ملجم کمک نماید وردان نیز (بجهت بغضى که با على علیه السلام داشت) تقاضاى او را پذیرفت.


خود ابن ملجم نیز مردى از قبیله اشجع را بنام شبیب که با خوارج همعقیده بود هم‌دست خود نمود و آنگاه اشعث بن قیس یعنى همان منافقى را که در صفین على علیه السلام را در آستانه پیروزى مجبور بمتارکه جنگ نمود از اندیشه خود آگاه ساختند اشعث نیز بآنها قول داد که در موعد مقرره او نیز خود را در مسجد بآنها خواهد رسانید،بالاخره شب نوزدهم ماه مبارک رمضان فرا رسید و ابن ملجم و یارانش بمسجد آمده و منتظر ورود على علیه السلام شدند.


مقارن ورود ابن ملجم بکوفه على علیه السلام نیز جسته و گریخته از شهادت خود خبر میداد حتى در یکى از روزهاى ماه رمضان که بالاى منبر بود دست بمحاسن شریفش کشید و فرمود شقى‏ترین مردم

 این مویها را با خون سر من رنگین خواهد نمود و بهمین جهت روزهاى آخر عمر خود را هر شب در منزل یکى از فرزندان خویش مهمان میشد و در شب شهادت نیز در منزل دخترش ام کلثوم مهمان بود.


موقع افطار سه لقمه غذا خورد و سپس بعبادت پرداخت و از سر شب تا طلوع فجر در انقلاب و تشویش بود،گاهى بآسمان نگاه میکرد و حرکات ستارگان را در نظر میگرفت و هر چه طلوع فجر نزدیکت

ر میشد تشویش و ناراحتى آنحضرت بیشتر میگشت بطوریکه ام کلثوم پرسید:پدر جان چرا امشب این قدر ناراحتى؟فرمود دخترم من تمام عمرم را در معرکه‏ها و صحنه‏هاى کارزار گذرانیده و با پهلوانان و

شجاعان نامى مبارزه‏ها کرده‏ام،چه بسیار یک تنه بر صفوف دشمن حمله‏ها برده و ابطال رزم جوى عرب را بخاک و خون افکنده‏ام ترسى از چنین اتفاقات ندارم ولى امشب احساس میکنم که لقاى حق فرا

 رسیده است.


بالاخره آنشب تاریک و هولناک بپایان رسید و على علیه السلام عزم خروج از خانه را نمود در این موقع چند مرغابى که هر شب در آن خانه در آشیانه خودمی‌خفتند پیش پاى امام جستند و در حال بال افشانى بانگ همى دادند و گویا میخواستند از رفتن وى جلوگیرى کنند!


على علیه السلام فرمود این مرغ‏ها آواز میدهند و پشت سر این آوازها نوحه و ناله‏ها بلند خواهد شد!ام کلثوم از گفتار آنحضرت پریشان شد و عرض کرد پس خوبست تنها نروى.على علیه السلام فرمود اگر بلاى زمینى باشد من به تنهائى بر دفع آن قادرم و اگر قضاى آسمانى باشد که باید جارى شود.


على علیه السلام رو بسوى مسجد نهاد و به پشت بام رفت و اذان صبح را اعلام فرمود و بعد داخل مسجد شد و خفتگان را بیدار نمود و سپس بمحراب رفت و بنماز نافله صبح ایستاد و چون بسجده رفت عبد الرحمن بن ملجم با شمشیر زهر آلود در حالیکه فریاد میزد لله الحکم لا لک یا على ضربتى بسر مبارک آنحضرت فرود آورد و شمشیر او بر محلى که سابقا شمشیر عمرو بن عبدود بر آن خورده بود اصابت نمود و فرق مبارکش را تا پیشانى شکافت و ابن ملجم و همراهانش فورا به گریختند.


خون از سر مبارک على علیه السلام جارى شد و محاسن شریفش را رنگین نمود و در آنحال فرمود ::


بسم الله و بالله و على ملة رسول الله فزت و رب الکعبة.


(سوگند بپروردگار کعبه که رستگار شدم) و سپس این آیه شریفه را تلاوت نمود:
منها خلقناکم و فیها نعیدکم و منها نخرجکم تارة اخرى   .


(شما را از خاک آفریدیم و بخاک بر میگردانیم و بار دیگر از خاک مبعوث‏تان میکنیم) و شنیده شد که در آنوقت جبرئیل میان زمین و آسمان ندا داد و گفت:


تهدمت و الله ارکان الهدى و انطمست اعلام التقى و انفصمت العروة الوثقى قتل ابن عم المصطفى قتل على المرتضى قتله اشقى الاشقیاء. (بخدا سوگند ستونهاى هدایت در هم شکست و نشانه‏هاى

تقوى محو شد و دستاویز محکمى که میان خالق و مخلوق بود گسیخته گردید پسر عم مصطفى صلى الله علیه و آله کشته شد،على مرتضى بشهادت رسید و بدبخت‏ترین اشقیاء او را شهید نمود .)


همهمه و هیاهو در مسجد بر پا شد حسنین علیهما السلام از خانه بمسجد دویدند عده‏اى هم بدنبال ابن ملجم رفته و دستگیرش کردند،حسنین باتفاق بنى‏هاشم على علیه السلام را در گلیم گذاشته

و بخانه بردند فورا دنبال طبیب فرستادند،طبیب بالاى سر آنحضرت حاضر شد و چون زخم را مشاهده کرد بمعاینه و آزمایش پرداخت ولى با کمال تأسف اظهار نمود که این زخم قابل علاج نیست زیرا

شمشیر زهر آلود بوده و بمغز صدمه رسانیده و امید بهبودى نمیرود .


على علیه السلام از شنیدن سخن طبیب بر خلاف سایر مردم که از مرگ می‌هراسند با کمال بردبارى به حسنین علیهما السلام وصیت فرمود زیرا على علیه السلام را هیچگاه ترس و وحشتى از مرگ نبود و چنانکه بارها فرموده بود او براى مرگ مشتاق‌تر از طفل براى پستان مادر بود!


على علیه السلام در سراسر عمر خود با مرگ دست بگریبان بود،او شب هجرت پیغمبر صلى الله علیه و آله در فراش آنحضرت که قرار بود شجعان قبائل عرب آنرا زیر شمشیرها بگیرند آرمیده بود،على علیه السلام در غزوات اسلامى همواره دم شمشیر بود و حریفان و مبارزان وى قهرمانان شجاع و مردان جنگ بودند،او میفرمود براى من فرق نمیکند که مرگ بسراغ من آید و یا من بسوى مرگ روم بنابر این براى او هیچگونه جاى ترس نبود،على علیه السلام وصیت خود را بحسنین علیهما السلام چنین بیان فرمود::


اوصیکما بتقوى الله و ان لا تبغیا الدنیا و ان بغتکما،و لا تأسفا على شى‏ء منها زوى عنکما…
شما را بتقوى و ترس از خدا سفارش میکنم و اینکه دنیا را نطلبید اگر چه‏دنیا شما را بخواهد و بآنچه از (زخارف دنیا) از دست شما رفته باشد تأسف مخورید و سخن راست و حق گوئید و براى پاداش (آخرت) کار کنید،ستمگر را دشمن باشید و ستمدیده را یارى نمائید.


شما و همه فرزندان و اهل بیتم و هر که را که نامه من باو برسد بتقوى و ترس از خدا و تنظیم امور زندگى و سازش میان خودتان سفارش میکنم زیرا از جد شما پیغمبر صلى الله علیه و آله شنیدم که

 میفرمود سازش دادن میان دو تن (از نظر پاداش) بهتر از تمام نماز و روزه (مستحبى) است،از خدا درباره یتیمان بترسید و براى دهان آنها نوبت قرار مدهید (که گاهى سیر و گاهى گرسنه باشند) و در اثر

 بى توجهى شما در نزد شما ضایع نگردند،درباره همسایگاه از خدا بترسید که آنها مورد وصیت پیغمبرتان هستند و آنحضرت درباره آنان همواره سفارش میکرد تا اینکه ما گمان کردیم براى آنها (از همسایه)

 میراث قرار خواهد داد.و بترسید از خدا درباره قرآن که دیگران با عمل کردن بآن بر شما پیشى نگیرند،درباره نماز از خدا بترسید که ستون دین شما است و درباره خانه پروردگار (کعبه) از خدا بترسید و تا

 زنده هستید آنرا خالى نگذارید که اگر آن خالى بماند (از کیفر الهى) مهلت داده نمیشوید و بترسید از خدا درباره جهاد با مال و جا ن و زبانتان در راه خدا،و ملازم همبستگى و بخشش بیکدیگر باشید و از

پشت کردن بهم و جدائى از یکدیگر دورى گزینید،امر بمعروف و نهى از منکر را ترک نکنید (و الا) اشرارتان بر شما حکمرانى کنند و آنگاه شما (خدا را براى دفع آنها میخوانید) و او دعایتان را پاسخ نگوید.


اى فرزندان عبد المطلب مبادا به بهانه اینکه بگوئید امیر المؤمنین کشته شده ا ست در خونهاى مردم فرو روید و باید بدانید که بعوض من کشته نشود مگر کشنده من،بنگرید زمانیکه من از ضربت او مردم شما هم بعوض آن،ضربتى بوى بزنید و او را مثله نکنید که من از رسول خدا صلى الله علیه و آله شنیدم که میفرمود از مثله کردن اجتناب کنید اگر چه نسبت بسگ آزار کننده باشد.


على علیه السلام پس از ضربت خوردن در سحرگاه شب 19 رمضان تا اواخر شب 21 در خانه بسترى بود و در اینمدت علاوه بر خانواده آنحضرت بعضى از اصحابش‏نیز جهت عیادت بحضور وى مشرف میشدند و در آخرین ساعات زندگى او از کلمات گهر بارش بهره‏مند میگشتند از جمله پندهاى حکیمانه او این بود که فرمود:انا بالامس صاحبکم و الیوم عبرة لکم و غدا مفارقکم.


(من دیروز مصاحب شما بودم و امروز وضع و حال من مورد عبرت شما است و فردا از شما مفارقت میکنم) .


مقدارى شیر براى على علیه السلام حاضر نمودند کمى میل کرد و فرمود بزندانى خود نیز از این شیر بدهید و او را اذیت و شکنجه نکنید اگر من زنده ماندم خود،دانم و او و اگر در گذشتم فقط یک ضربت باو بزنید زیرا او یک ضربت بیشتر بمن نزده است و رو بفرزندش حسن علیه السلام نمود و فرمود::


یا بنى انت ولى الامر من بعدى و ولى الدم فان عفوت فلک و ان قتلت فضربة مکان ضربة.


(پسر جانم پس از من تو ولى امرى و صاحب خون من هستى اگر او را ببخشى خود دانى و اگر بقتل رسانى در برابر یک ضربتى که بمن زده است یکضربت باو بزن).

ادامه دارد.

 
 

 


93/3/25::: 1:21 ص
نظر()
  

بنام خدا

اللهم عجل لولیک الفرج.

 

ولادت باسعادت منجی عالم بشریت،پرچمدار توحید ، عدالت ، آزادی و سعادت نوع بشر-زنده کننده دوباره سنت رسول اکرم{ص} و دستورات الهی قرآن مجید، مهدی موعود حضرت امام زمان(ع)را به همه شیعیان علوی در ایران و سراسر جهان تبریک و تهنیت عرض می نماییم.

امیدواریم همه ما ، آزادگان و شیعیان علوی،با انجام عملی دستورات خداوند یکتا در قرآن کریم و پیروی از سخنان و سیره عملی پیامبر اکرم{ص} و امام علی(ع)و فرزندان معصومش ، منتظر خوب و راستینی باشیم.انشاءالله.

اللهم عجل لولیک الفرج.

وبلاگ گروهی مجله آرامش